به نام خداوند بخشنده مهربان
پاک و منزه است خدایی که در (مبارک) شبی بنده خود (محمّد) را از مسجد حرام (مکّه معظّمه) به مسجد اقصایی که پیرامونش را مبارک و پر نعمت ساختیم سیر داد تا آیات و اسرار غیب خود را به او بنماییم که او (خدا) به حقیقت شنوا و بیناست. (1)
و به موسی کتاب (تورات) را فرستادیم و آن را وسیله هدایت بنی اسراییل قرار دادیم (و گفتیم) که غیر من هیچ کس را حافظ و کارساز فرا نگیرید. (2)
(ای) فرزندان کسانی که به کشتی نوحشان بردیم (و از هلاک نجاتشان دادیم، چنان که) نوح بسیار بنده شکرگزاری بود (شما هم مانند او شاکر باشید تا نجات یابید). (3)
و در کتاب (تورات، یا در لوح محفوظ و کتاب تکوین الهی) خبر دادیم و چنین مقدر کردیم که شما بنی اسراییل دو بار حتماً در زمین فساد و خونریزی میکنید و تسلط و سرکشی سخت ظالمانه مییابید (یک بار به قتل اشعیا و مخالفت ارمیا، و بار دیگر به قتل زکریا و یحیی). (4)
پس چون وقت انتقام اول فرا رسد بندگان سخت جنگجو و نیرومند خود را (چون بخت النصر) بر شما برانگیزیم تا آن جا که در درون خانههای شما نیز جستجو کنند. و این وعده (انتقام خدا) حتمی است. (5)
آن گاه شما را به روی آنها برگردانیم و بر آنها غلبه دهیم و به مال و فرزندان مدد بخشیم و عدّه (جنگجویان) شما را بیشتر (از دشمن) گردانیم. (6)
اگر نیکی و احسان کردید به خود کردهاید و اگر بدی و ستم کردید باز به خود کردهاید. و آن گاه که وقت (انتقام ظلم) دیگر شما (که کشتن یحیی و زکریاست یا عزم قتل عیسی) فرا رسید (باز بندگانی قوی و جنگآور را بر شما مسلط میکنیم) تا اثر بیچارگی و خوف و اندوه بر رخسار شما نشانند و به مسجد بیتالمقدس (معبد بزرگ شما) مانند بار اول در آیند و به هر چه رسند نابود سازند. (7)
امید است خدا به شما (اگر توبه کرده و صالح شوید) باز مهربان گردد و اگر (به عصیان و ستمگری) برگردید ما هم (به عقوبت و مجازات شما) بازمیگردیم و جهنم را زندان کافران قرار دادهایم. (8)
همانا این قرآن (خلق را) به راست و استوارترین طریقه هدایت میکند و اهل ایمان را که نیکوکار باشند به اجر و ثواب بزرگ بشارت میدهد. (9)
و بر آنان که به عالم آخرت ایمان نمیآورند البته عذاب دردناک مهیا ساختهایم. (10)
انسان باشوق و رغبتی که خیر و منفعت خود را میجوید (چه بسا به نادانی) با همان شوق و رغبت شر و زیان خود را میطلبد، و انسان بسیار بیصبر و شتابکار است. (11)
و ما شب و روز را دو آیت و نشانهای (از قدرت خود) قرار دادیم آن گاه آیت شب (روشنی ماه) را زدودیم و آیت روز (خورشید) را تابان ساختیم تا شما در روز (روزی حلال) از فضل خدا طلب کنید و تا آنکه شمار سالها و حساب (اوقات) را عموماً بدانید و ما (برای پند و صلاح بندگان) هر چیزی را مفصل بیان کردیم. (12)
و ما مقدرات و نتیجه اعمال هر انسانی را طوق گردن او ساختیم (که ملازم و قرین همیشگی او باشد) و روز قیامت کتابی (که نامه اعمال اوست) بر او بیرون آریم در حالی که آن نامه چنان باز باشد که همه اوراق آن را یک مرتبه ملاحظه کند. (13)
تو خود کتاب اعمالت را بخوان (و بنگر تا در دنیا چه کردهای) که تو خود تنها برای رسیدگی به حساب خویش کافی هستی. (14)
هر کس راه هدایت یافت تنها به نفع و سعادت خود یافته، و هر که به گمراهی شتافت آن هم به زیان و شقاوت خود شتافته، و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نگیرد، و ما تا رسول نفرستیم (و بر خلق اتمام حجّت نکنیم) هرگز کسی را عذاب نخواهیم کرد. (15)
و ما چون اهل دیاری را بخواهیم به کیفر گناه هلاک سازیم پیشوایان و متنعّمان آن شهر را امر کنیم (به طاعت، لیکن) آنها راه فسق (و تبهکاری و ظلم) در آن دیار پیش گیرند (و مردم هم به راه آنها روند) پس آن جا تنبیه و عقاب لزوم خواهد یافت، آن گاه همه را هلاک میسازیم. (16)
و چه بسیاری از ملل و اقوامی را بعد از نوح هلاک کردیم و تنها خدای تو که بر گناهان بندگانش آگاه و با خبر است کفایت میکند (که به مصلحت هر که را خواهد عفو و هر که را خواهد عقاب کند). (17)
هر کس متاع عاجل و زودگذر دنیا را طالب است متاع دنیا را به او میدهیم (لیکن باز) به هر که خواهیم و هر چه مشیت ازلی ما باشد، سپس (در عالم آخرت به کیفر کردارش) دوزخ را نصیب او کنیم که با نکوهش و مردودی به جهنم درآید. (18)
و هر که طالب حیات آخرت باشد و برای آن به قدر لزوم و طاقت بکوشد البته به شرط ایمان (به خدا) سعی چنین کسانی مقبول و مأجور خواهد بود. (19)
و ما به هر دو فرقه (از دنیاطلبان و آخرتطلبان) به لطف پروردگارت مدد خواهیم داد، که لطف و عطای پروردگار تو از هیچ کس دریغ نخواهد شد. (20)
بنگر تا ما چگونه (در دنیا) بعضی مردم را بر بعضی فضیلت و برتری بخشیدیم (تا بدانی که) البته مراتب آخرت بسیار بیش از درجات دنیاست و برتری خلایق بر یکدیگر به مراتب افزون از حد تصور است. (21)
هرگز با خدای یکتا شرک و شریک میاور و گر نه به نکوهش و خذلان ابدی خواهی نشست. (22)
و خدای تو حکم فرموده که جز او را نپرستید و درباره پدر و مادر نیکویی کنید و چنان که یکی از آنها یا هر دو در نزد تو پیر و سالخورده شوند (که موجب رنج و زحمت تو باشند) زنهار کلمهای که رنجیده خاطر شوند مگو و بر آنها بانگ مزن و آنها را از خود مران و با ایشان به اکرام و احترام سخنگو. (23)
و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو: پروردگارا، چنان که پدر و مادر، مرا از کودکی (به مهربانی) بپروردند تو در حق آنها رحمت و مهربانی فرما. (24)
خدایتان به آنچه در دلهای شماست داناتر است، اگر همانا در دل اندیشه صلاح دارید خدا هر که را با نیت پاک به درگاه او تضرع و توبه کند البته خواهد بخشید. (25)
و (ای رسول ما) تو خود حقوق خویشاوندان و ارحام خود را ادا کن و نیز فقیران و رهگذران بیچاره را به حق خودشان برسان و هرگز (در کارها) اسراف روا مدار. (26)
که مبذّران و مسرفان برادران شیطانهایند، و شیطان است که سخت کفران (نعمت) پروردگار خود کرد. (27)
و چنانچه از ارحام و فقیران ذوی الحقوق مذکور چون فعلا نادار هستی ولی در آتیه به لطف خدا امیدواری اکنون اعراض کرده و توجه به حقوقشان نتوانی کرد باز گفتار خوش به آنان بگو. (28)
و نه هرگز دست خود (در احسان به خلق) محکم به گردنت بستهدار، و نه بسیار باز و گشادهدار، که (هر کدام کنی) به نکوهش و درماندگی خواهی نشست. (29)
همانا خدای تو هر که را خواهد روزی وسیع دهد و هر که را خواهد تنگ روزی گرداند، که او به (صلاح کار) بندگان خود کاملا آگاه و بصیر است. (30)
هرگز فرزندان خود را از ترس فقر به قتل مرسانید (زنده به گور مکنید) که ما رازق آنها و شما هستیم، زیرا این قتل فرزندان بسیار گناه بزرگی است. (31)
و هرگز به عمل زنا نزدیک نشوید، که کاری بسیار زشت و راهی بسیار ناپسند است. (32)
و هرگز نفس محترمی که خدا قتلش را حرام کرده مکشید مگر آنکه به حکم حق مستحق قتل شود، و کسی که خونش به مظلومی و ناحق ریخته شود ما به ولی او حکومت و تسلط (بر قاتل) دادیم پس (در مقام انتقام) آن ولی در قتل و خونریزی اسراف نکند که او از جانب ما مؤید و منصور خواهد بود. (33)
و هرگز به مال یتیم نزدیک نشوید مگر آنکه راه خیر و طریق بهتری (به نفع یتیم) منظور دارید، تا آنکه به حد بلوغ و رشد خود برسد، و همه به عهد خود باید وفا کنید که البته (در قیامت) از عهد و پیمان سوال خواهد شد. (34)
و هر چه را به پیمانه (یا وزن) میسنجید تمام بپیمایید (و کم و گران نفروشید) و (همه چیز را) با ترازوی درست و عادلانه بسنجید، که این کاری بهتر و عاقبتش نیکوتر است. (35)
و (ای انسان) هرگز آنچه را که بدان علم و اطمینان نداری دنبال مکن که چشم و گوش و دل همه مسئولند. (36)
و هرگز در زمین به کبر و ناز مرو و غرور و نخوت مفروش، که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید. (37)
که این قبیل کارها و اندیشههای بد گناهش نزد خدا ناپسند است. (38)
اینها پارهای از حکمتهاست که پروردگارت به تو وحی کرد، و هرگز با خدای یکتا کسی را به خدایی مپرست و گر نه ملامت زده و مردود به دوزخ درخواهی افتاد. (39)
آیا خدا شما را به فرزندان پسر برگزیده و خود از فرشتگان دخترانی برگرفته است؟! این رأی و گفتار شما (مشرکان، افترایی عظیم و گناهی) بسیار بزرگ است. (40)
و ما در این قرآن انواع سخنان را نیکو بیان کردیم تا خلق متذکر شوند و از آن پند گیرند و لیکن بدان را به جز نفرت حاصلی نمیافزاید. (41)
بگو: اگر با خدای یکتا چنان که آنها میگویند خدایان دیگری بود در این صورت آن خدایان بر خدای عرش (به تنازع) راه میگرفتند (و تمانع آنان موجب اختلال نظام عالم میشد. پس چون عالم را نظام ثابتی است دلیل است که با خدای یگانه خدایان دیگری نیست). (42)
خدا از آنچه (مشرکان نادان) میگویند بسیار برتر و منزهتر است. (43)
هفت آسمان و زمین و هر که در آنهاست همه به ستایش و تنزیه خدا مشغولند و موجودی نیست در عالم جز آنکه ذکرش تسبیح و ستایش حضرت اوست و لیکن شما تسبیح آنها را فهم نمیکنید. همانا او بسیار بردبار و آمرزنده است. (44)
و چون تو قرآن تلاوت کنی ما میان تو و آنها که به قیامت ایمان ندارند حجابی بداریم که آنها از فهم حقایق آن دور و مستور مانند. (45)
و ما بر دلهای تیره آن کافران پردهای افکندیم که قرآن را فهم نکنند و در گوشهایشان هم سنگینی نهادیم، و چون تو در قرآن خدایت را به وحدانیت و یگانگی یاد کنی آنان روی گردانیده و به پشت گریزان میشوند. (46)
ما به خیالات باطلی که وقت شنیدن گفتار تو در دل خود میکنند (از خود آنها) آگاهتریم و آن گاه که به رازگویی میپردازند و آن مردم ستمکار گویند که شما جز شخصی مفتون و سحرزده را پیروی نمیکنید. (47)
بنگر تا چه نسبتها به تو میدهند! پس گمراه شدند و هیچ راه خلاصی نمییابند. (48)
و (کافران به معاد) گفتند: آیا ما چون استخوان پوسیده و غبار پراکنده شویم باز روزی از نو زنده و برانگیخته خواهیم شد؟! (49)
بگو که شما سنگ باشید یا آهن. (50)
یا خلقتی (سختتر از سنگ و آهن) از آنچه در دلتان بزرگ مینماید (باز به امر خدا زنده میشوید)، پس خواهند گفت: که ما را دوباره زنده میکند؟ بگو: همان خدایی که هم اول بار شما را آفرید آن گاه آنها سر به سوی تو جنبانده گویند: پس این وعده کی خواهد بود؟ بگو: شاید که از حوادث نزدیک باشد (زیرا مرگ به هر کس نزدیک است و قیامتش به مرگ برپا میشود). (51)
روزی که خدا شما را بخواند و شما (سر از خاک بیرون کرده و) با حمد و ستایش او را اجابت کنید و تصور میکنید که جز اندک زمانی (در گورها) درنگ نکردهاید. (52)
و بندگانم را بگو که همیشه سخن بهتر را بر زبان آرند، که شیطان (بسیار شود به یک کلمه زشت) میان آنان دشمنی و فساد برمیانگیزد، زیرا دشمنی شیطان با آدمیان واضح و آشکار است. (53)
خدا صلاح حال شما را بهتر میداند، اگر بخواهد (و صلاح بداند) به شما لطف و مهربانی کند یا اگر بخواهد (و مصلحت باشد) مجازات و عذاب فرماید، و ما تو را وکیل و نگهبان بندگان نفرستادهایم (بر تو تنها رسالت و اتمام حجت است). (54)
و خدای تو به آن که در آسمانها و زمین است داناتر (و به قابلیت هر موجودی آگاهتر) است، و همانا ما بعضی از انبیا را بر بعضی دیگر برتری دادیم و به داوود زبور را عطا کردیم. (55)
بگو: این بتها را که به جز خدا (مؤثر در حوائج خود) میپندارید بخوانید تا ببینید که نه دفع ضرری از شما توانند کرد و نه تغییر حالی به شما توانند داد. (56)
آنهایی که (کافران به خدایی) میخوانند آنان خود به درگاه خدا وسیله تقرب میجویند، تا که مقربتر باشد؟ و امیدوار به رحمت و ترسان از عذاب اویند، که البته از عذاب پروردگارت باید سخت هراسان بود. (57)
و هیچ شهر و دیاری نیست جز آنکه ما پیش از ظهور روز قیامت اهل آن شهر را یا هلاک کرده یا به عذاب سخت معذب میکنیم. این حکم در کتاب (علم ازلی حق) مسطور است. (58)
و ما را از فرستادن آیات و معجزات (دلخواه آنان) جز تکذیب پیشینیان چیزی مانع نبود، و به ثمود (قوم صالح) آن ناقه را که آیتی روشن بود (و همه مشاهده کردند) بدادیم، اما درباره آن ظلم کردند (و ناقه را پی نمودند)، و ما معجزات و آیات را جز برای آنکه (مردم از خدا) بترسند (و هدایت شوند) نمیفرستیم. (59)
و (ای رسول ما، به یاد آر) وقتی که به تو گفتیم خدا البته به (همه افعال و افکار) مردم محیط است، و ما رؤیایی را که به تو ارائه دادیم و درختی را که به لعن در قرآن یاد شده (درخت نژاد بنی امیه و همه ظالمان عالم) قرار ندادیم جز برای آزمایش و امتحان مردم. و ما آنها را میترسانیم و لیکن آیات بر آنها (از فرط شقاوت) جز طغیان بزرگ چیزی نیفزاید. (60)
و (یاد آر) وقتی که فرشتگان را امر به سجده آدم کردیم پس همه سجده کردند جز شیطان که گفت: آیا من سجده به آدمی که از گل آفریدی فرود آرم؟! (61)
گفت: با من بگو آیا این آدم خاکی را بر من فضیلت و برتری دادی؟ (ای خدا) اگر اجل مرا تا قیامت به تأخیر افکنی به جز قلیلی (چون معصومین و خواص مؤمنین) همه اولاد آدم را مهار میکنم (و به دار هلاک میکشانم). (62)
خدا به شیطان گفت: برو که هر کس از اولاد آدم پیرو تو گردد با تو به دوزخ که پاداش کامل شماست کیفر خواهد شد. (63)
(برو) و هر که را توانستی با آواز خود تحریک کن و به لغزش افکن، و با جمله لشکر سوار و پیادهات بر آنها بتاز و در اموال و اولاد هم با ایشان شریک شو و به آنها وعده (های دروغ و فریبنده) بده، و (ای بندگان بدانید که) وعده شیطان چیزی جز غرور و فریب نخواهد بود. (64)
همانا تو را بر بندگان (خاص) من تسلط نیست و تنها محافظت و نگهبانی خدای تو (ای رسول، از شیطان آنها را) کافی است. (65)
پروردگار شما همان است که به دریا برای شما کشتیها را به حرکت میآورد تا از فضل خدا (یعنی روزی) طلبید، که او درباره شما بسیار مهربان است. (66)
و چون در دریا به شما خوف و خطری رسد در آن حال به جز خدا همه آنهایی که به خدایی میخوانید از یاد شما بروند، و آن گاه که خدا شما را به ساحل سلامت رسانید باز از خدا روی میگردانید، و انسان بسیار کفرکیش و ناسپاس است. (67)
آیا مگر ایمنید از این که شما را در خشکی زمین فرو برد یا (تندباد غضبش) بر سرتان سنگ بارد، آن گاه بر خود پناه و نگهبانی نیابید؟! (68)
یا مگر از آن ایمنید که بار دیگر خدا شما را به اراده خود به دریا برگرداند و تندبادی بفرستد تا همه را به کیفر کفر به دریا غرق سازد؟ آن گاه کسی را از (قهر) ما بدان غرقه کردن دادخواه و فریادرس خود نیابید؟! (69)
و محققاً ما فرزندان آدم را بسیار گرامی داشتیم و آنها را (بر مرکب) در برّ و بحر سوار کردیم و از هر غذای لذیذ و پاکیزه آنها را روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری و فضیلت کامل بخشیدیم. (70)
(به یاد آر) روزی که ما هر گروهی از مردم را با پیشوایشان (به پیشگاه حقیقت) میخوانیم، پس هر کس نامهی عملش را به دست راست دهند آنها نامه خود را قرائت کنند و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد. (71)
هر کس در این جهان نابینا (ی کفر و جهل و ضلالت) است در عالم آخرت نیز (از مشاهده بهشتیان و شهود و جمال حق) نابینا و گمراهتر خواهد بود. (72)
و نزدیک بود که کافران تو را فریب داده و از آنچه به تو وحی کردیم (که به بتان هیچ اعتنا مکن) غافل شوی و چیز دیگر بر ما فرابندی، آن گاه یقیناً مشرکان تو را دوست خود میگرفتند. (73)
و اگر ما تو را ثابت قدم نمیگردانیدیم نزدیک بود که به آن مشرکان اندک تمایل و اعتمادی پیدا کنی. (74)
و در آن صورت به تو جزای این عمل را میچشاندیم و عذاب تو را در حیات دنیا و پس از مرگ مضاعف میگردانیدیم و آن گاه از (قهر و خشم) ما بر خود هیچ یاوری نمییافتی. (75)
و نزدیک بود که کافران تو را از سرزمین خود جنبانده تا از آن جا بیرونت کنند، و در این صورت پس از آن اندک زمانی بیش زیست نمیکردند (که به عذاب ما همه هلاک میشدند). (76)
ما آیین همه پیمبرانی را که پیش از تو فرستادیم نیز همین (توحید و خداپرستی و هلاک کافران و نجات اهل ایمان) قرار دادیم، و این طریقه ما را تغییرپذیر نخواهی یافت. (77)
نماز را وقت زوال آفتاب تا اول تاریکی شب به پا دار (یعنی نماز ظهرین را از اول ظهر و نماز عشایین را از بدو تاریکی شب به پا دار) و نماز صبح را نیز به جای آر که آن نماز به حقیقت مشهود (نظر فرشتگان شب و فرشتگان روز) است. (78)
و بعضی از شب را به خواندن قرآن (در نماز) بیدار و متهجّد باش، که نماز شب خاص توست، باشد که خدایت تو را به مقام محمود (شفاعت کبری) مبعوث گرداند. (79)
و بگو که بارالها مرا (همیشه به هر جا روم به مکّه یا مدینه یا عالم قبر و محشر) به قدم صدق داخل و به قدم صدق خارج گردان و به من از جانب خود حجت روشنی که دائم یار و مددکار باشد عطا فرما. (80)
و (به امت) بگو که (دین) حق آمد و باطل نابود شد، که باطل خود لایق محو نابودی ابدی است. (81)
و ما آنچه از قرآن فرستیم شفا (ی دل) و رحمت (الهی) برای اهل ایمان است و ظالمان را به جز زیان (و شقاوت) چیزی نخواهد افزود. (82)
و ما هر گاه به انسان نعمتی عطا کنیم از آن رو بگرداند و دوری جوید، و هر گاه شر و بلایی به او روی آورد به کلی مأیوس و ناامید شود. (83)
بگو که هر کس بر حسب ذات و طبیعت خود عملی انجام خواهد داد، و خدای شما به آن که راهیافتهتر است (از همه کس) آگاهتر است. (84)
و تو را از حقیقت روح میپرسند، جواب ده که روح از (عالم) امر خداست (و بیواسطه جسمانیات به امر الهی به بدنها تعلق میگیرد) و (شما پی به حقیقت آن نمیبرید زیرا) آنچه از علم به شما دادند بسیار اندک است. (85)
و اگر ما بخواهیم آنچه را که به وحی بر تو آوردیم (از قرآن و علم و آیین) همه را باز میبریم و آن گاه تو بر (قهر) ما هیچ کارساز و مددکاری در این باره نخواهی یافت. (86)
مگر رحمت و لطف پروردگار (از تو مدد کند) که فضل (و رحمت) او بر تو بزرگ و بسیار است. (87)
بگو که اگر جن و انس متّفق شوند که مانند این قرآن کتابی بیاورند هرگز نتوانند مثل آن آورند هر چند همه پشتیبان یکدیگر باشند. (88)
و همانا ما در این قرآن برای مردم هر گونه مثال آوردیم (تا مگر هدایت شوند) لیکن اکثر مردم به جز از کفر و عناد از هر چیز امتناع کردند. (89)
و گفتند: ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا آنکه از زمین برای ما (به اعجاز) چشمه آبی بیرون آری. (90)
یا آنکه تو را باغی از خرما و انگور باشد که در میان آن باغ نهرهای آب جاری گردانی. (91)
یا آنکه بنا بر پندار و دعوی خودت پارهای از آسمان را بر سر ما فرود آوری یا آنکه خدا را با فرشتگانش مقابل ما حاضر آری. (92)
یا آنکه خانهای از زر (و کاخی زرنگار) دارا باشی یا آنکه بر آسمان بالا روی و باز هم هرگز ایمان به آسمان رفتنت نیاوریم تا آنکه بر ما کتابی نازل کنی که آن را قرائت کنیم. بگو: خدای من منزه است (از آنکه من، او یا فرشتگان او را حاضر سازم) آیا من فرد بشری بیشترم که (از جانب خدا) به رسالت آمدهام؟ (93)
و مردم را چیزی از (هدایت و) ایمان بازنداشت وقتی که هدایت (قرآن) بر آنان آمد جز این (خیال باطل) که گفتند: آیا خدا بشری را به رسالت فرستاده است؟ (94)
بگو: اگر فرشتگان را در زمین مسکن و قرارگاه بودی ما هم فرشتهای را از آسمان به رسالت بر آنها میفرستادیم (که رسول باید از جنس امت باشد و گرنه حجت و معجزش پذیرفته نشود). (95)
(ای پیغمبر، پس از اتمام حجت به امت) بگو: خدا شاهد میان من و شما کافی است که او به (احوال) بندگانش آگاه و بصیر است. (96)
و هر که را خدا رهنمایی کند آن کس به حقیقت هدایت یافته و هر که را به گمراهی واگذارد دیگر جز خدا هیچ (رهنما و) دوست و نگهبانی بر آنها نخواهی یافت و چون روز قیامت شود بر روی صورت (بکشانیم و) کور و گنگ و کر محشورشان خواهیم کرد به دوزخ مسکن کنند که هر گه آن دوزخ آتشش خاموش شود باز شدیدتر بر آنها سوزان و فروزانش کنیم. (97)
این است کیفر آن کافران چون به آیات ما کافر شدند و گفتند: آیا پس از آنکه ما استخوانی پوسیده و غباری پراکنده شویم از نو باز برانگیخته میشویم؟ (98)
آیا ندیدند که آن خدایی که آسمانها و زمین را آفرید قادر است که مانند اینها را باز خلق کند و بر آنها وقت روز موعودی که بیشک خواهد آمد مقرر گرداند؟! (آری با این همه آیات و حجت قاطع) باز ستمکاران جز راه کفر و عناد نپیمودند. (99)
بگو که شما اگر دارای گنجهای رحمت (بیانتهای) خدای من شوید باز هم از ترس فقر و خوف درویشی، بخل از انفاق خواهید کرد، که انسان طبعاً بسیار ممسک و بخیل است. (100)
و همانا ما به موسی نه آیت روشن و معجز آشکار عطا کردیم، این حکایت را از بنی اسراییل سوال کن که موسی بر آنها آمد، پس فرعون به او گفت: ای موسی، من تو را سحرزده (یا ساحر و سحر آموز) میپندارم. (101)
موسی به فرعون پاسـخ داد که تو خود کاملاً دانستهای که این آیات را برای هدایت و بینایی (خلق) جز خدای آسمانها و زمین نفرستاده و من ای فرعون، تو را شخصی جاهل و لایق هلاک میپندارم. (102)
آن گاه فرعون اراده آن کرد که موسی و قومش را از زمین (مصر) براندازد، ما هم او و همدستانش را تمام به دریا غرق کردیم. (103)
و بعد از آن بنی اسراییل را فرمان دادیم که در آن زمین ساکن شوید تا از آن پس که وعده آخرت فرا رسد همه شما را باز جمعاً مبعوث گردانیم (و هر کس را به کیفر و پاداش عمل خود برسانیم). (104)
و ما این آیات (قرآن عظیم) را به حق فرستادیم و به حق و راستی هم نازل شد، و نفرستادیم تو را جز برای آنکه بشارت دهی و بترسانی. (105)
و قرآنی را جزء جزء (و به تدریج) بر تو فرستادیم که تو نیز بر مردم به تدریج قرائت کنی (و با صبر و تأنّی به هدایت خلق پردازی)، و این قرآن کتابی از تنزیلات بزرگ ماست. (106)
بگو که شما به این کتاب ایمان بیاورید یا نیاورید (مرا یکسان است که) البته آنها که پیش از این به مقام علم و دانش رسیدند هر گاه این آیات بر ایشان تلاوت شود همه با کمال خضوع و فروتنی سر طاعت بر حکم آن فرود آورند. (107)
و گویند: پروردگار ما پاک و منزه است، البته وعدهی خدای ما محققاً واقع خواهد شد. (108)
و آنها با چشم گریان همه سر به خاک عبودیت نهاده، و پیوسته بر فروتنی و ترسشان (از خدا) میافزاید. (109)
بگو که خواه خدا را به اسم اللَّه یا به اسم رحمان بخوانید، به هر اسمی بخوانید اسماء نیکو همه مخصوص اوست. و تو در نماز نه صدا را بسیار بلند و نه بسیار آهسته گردان بلکه حدّ وسط را اختیار کن. (110)
و بگو: ستایش مخصوص خداست که نه هرگز فرزندی برگرفته و نه شریکی در ملک خود دارد و نه هرگز عزت و اقتدار او را نقصی رسد که به دوست و مددکاری نیازمند شود، و پیوسته ذات الهی را به بزرگترین اوصاف کمال ستایش کن. (111)
به نام خداوند رحمتگر مهربان
قاف سوگند به قرآن باشکوه«1»
[که
آنان نگرویدند] بلکه از اینکه هشداردهندهاى از خودشان برایشان آمد در
شگفتشدند و کافران گفتند این [محمد و حکایت معاد] چیزى عجیب است«2»
آیا چون مردیم و خاک شدیم [زنده مىشویم] این بازگشتى بعید است«3»
قطعا دانستهایم که زمین [چه مقدار] از اجسادشان فرو مىکاهد و پیش ما کتاب ضبطکنندهاى است«4»
[نه] بلکه حقیقت را وقتى برایشان آمد دروغ خواندند و آنها در کارى سردرگم [مانده]اند«5»
مگر به آسمان بالاى سرشان ننگریستهاند که چگونه آن را ساخته و زینتش دادهایم و براى آن هیچ گونه شکافتگى نیست«6»
و زمین را گستردیم و در آن لنگر[آسا کوه]ها فرو افکندیم و در آن از هر گونه جفت دلانگیز رویانیدیم«7»
[تا] براى هر بنده توبهکارى بینشافزا و پندآموز باشد«8»
و از آسمان آبى پر برکت فرود آوردیم پس بدان [وسیله] باغها و دانههاى دروکردنى رویانیدیم«9»
و درختان تناور خرما که خوشه[هاى] روى هم چیده دارند«10»
[اینها همه] براى روزى بندگان [من] است و با آن [آب] سرزمین مردهاى را زنده گردانیدیم رستاخیز [نیز] چنین است«11»
پیش از ایشان قوم نوح و اصحاب ر س و ثمود«12»
و عاد و فرعون و برادران لوط«13»
و بیشهنشینان و قوم تبع به تکذیب پرداختند همگى فرستادگان [ما] را به دروغ گرفتند و [در نتیجه] تهدید [من] واجب آمد«14»
مگر از آفرینش نخستین [خود] به تنگ آمدیم [نه] بلکه آنها از خلق جدید در شبههاند«15»
و ما انسان را آفریدهایم و مىدانیم که نفس او چه وسوسهاى به او مىکند و ما از شاهرگ [او] به او نزدیکتریم«16»
آنگاه که دو [فرشته] دریافتکننده از راست و از چپ مراقب نشستهاند«17»
[آدمى] هیچ سخنى را به لفظ درنمىآورد مگر اینکه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مىکند]«18»
و سکرات مرگ به راستى در رسید این همان است که از آن مىگریختى«19»
و در صور دمیده شود این است روز تهدید [من]«20»
و هر کسى مىآید [در حالى که] با او سوقدهنده و گواهىدهندهاى است«21»
[به او مىگویند] واقعا که از این [حال] سخت در غفلت بودى و[لى] ما پردهات را [از جلوى چشمانت] برداشتیم و دیدهات امروز تیز است«22»
و [فرشته] همنشین او مىگوید این است آنچه پیش من آماده است [و ثبت کردهام]«23»
[به آن دو فرشته خطاب مىشود] هر کافر سرسختى را در جهنم فروافکنید«24»
[هر] بازدارنده از خیرى [هر] متجاوز شکاکى«25»
که با خداوند خدایى دیگر قرار داد [اى دو فرشته] او را در عذاب شدید فرو افکنید«26»
[شیطان] همدمش مىگوید پروردگار ما من او را به عصیان وانداشتم لیکن [خودش] در گمراهى دور و درازى بود«27»
[خدا] مىفرماید در پیشگاه من با همدیگر مستیزید [که] از پیش به شما هشدار داده بودم«28»
پیش من حکم دگرگون نمىشود و من [نسبت] به بندگانم بیدادگر نیستم«29»
آن روز که [ما] به دوزخ مىگوییم آیا پر شدى و مىگوید آیا باز هم هست«30»
و بهشت را براى پرهیزگاران نزدیک گردانند بىآنکه دور باشد«31»
[و به آنان گویند] این همان است که وعده یافتهاید [و] براى هر توبهکار نگهبان [حدود خدا] خواهد بود«32»
آنکه در نهان از خداى بخشنده بترسد و با دلى توبهکار [باز] آید«33»
به سلامت [و شادکامى] در آن درآیید [که] این روز جاودانگى است«34»
هر چه بخواهند در آنجا دارند و پیش ما فزونتر [هم] هست«35»
و چه بسا نسلها که پیش از ایشان هلاک کردیم که [بس] نیرومندتر از اینان بودند و در شهرها پرسه زده بودند [اما سرانجام] مگر گریزگاهى بود«36»
قطعا در این [عقوبتها] براى هر صاحبدل و حق نیوشى که خود به گواهى ایستد عبرتى است«37»
و در حقیقت آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش هنگام آفریدیم و احساس ماندگى نکردیم«38»
و بر آنچه مىگویند صبر کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از غروب به ستایش پروردگارت تسبیح گوى«39»
و پارهاى از شب و به دنبال سجود [به صورت تعقیب و نافله] او را تسبیح گوى«40»
و روزى که منادى از جایى نزدیک ندا درمىدهد به گوش باش«41»
روزى که فریاد [رستاخیز] را به حق مىشنوند آن [روز] روز بیرون آمدن [از زمین] است«42»
ماییم که خود زندگى مىبخشیم و به مرگ مىرسانیم و برگشت به سوى ماست«43»
روزى که زمین به سرعت از [اجساد] آنان جدا و شکافته مىشود این حشرى است که بر ما آسان خواهد بود«44»
ما به آنچه مىگویند داناتریم و تو به زور وادارنده آنان نیستى پس به [وسیله] قرآن هر که را از تهدید [من] مىترسد پند ده«45»به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی
ق، سوگند به قرآن مجید [که محمّد، فرستاده ماست و وقوع قیامت حق است] . ( 1 )
[کفر پیشگان نه تنها ایمان نیاوردند] بلکه از اینکه بیم دهنده ای از خودشان به سوی آنان آمد تعجب کردند و در نتیجه کافران گفتند: این چیزی عجیب است. ( 2 )
آیا هنگامی که مردیم و خاک شدیم [زنده می شویم و به حیات دوباره باز می گردیم؟] این بازگشتی دور [از عقل] است. ( 3 )
بی تردید ما آنچه را که زمین از اجسادشان می کاهد، می دانیم و نزد ما کتابی ضبط کننده [همه امور چون لوح محفوظ] است. ( 4 )
[اینان نه اینکه زنده شدن پس از مرگ را باور نکردند] بلکه حق را هم هنگامی که به سویشان آمد، تکذیب کردند پس در حالتی آشفته و سردرگم اند. ( 5 )
آیا با تأمل به آسمان بالای سرشان ننگریستند که چگونه آن را بنا کرده و بیاراستیم و آن را هیچ شکاف [و ناموزونی] نیست؟ ( 6 )
و زمین را گستردیم و کوه هایی استوار در آن افکندیم و در آن از هر نوع گیاه خوش منظر و دل انگیزی رویاندیم، ( 7 )
تا برای هر بنده ای که [با اندیشیدن در نظام هستی] به سوی خدا باز می گردد، مایه بینایی و یادآوری باشد؛ ( 8 )
و از آسمان آبی بسیار پربرکت و سودمند نازل کردیم، پس به وسیله آن باغ ها و دانه های دروکردنی را رویاندیم. ( 9 )
و [نیز] درختان بلندقامت خرما را که خوشه های متراکم و روی هم چیده دارند [رویاندیم] (10)
برای آنکه رزق و روزی بندگان باشد، و نیز به وسیله آن آب سرزمین مرده را زنده کردیم؛ و بیرون آمدنشان [پس از مرگ از خاک گور برای ورود به قیامت] این گونه است. ( 11 )
پیش از اینان [که تو را تکذیب می کنند] قوم نوح و اصحاب رس و [قوم] ثمود [پیامبرانشان] را تکذیب کردند. ( 12 )
و نیز قوم عاد و فرعون و برادران لوط، ( 13 )
و اصحاب ایکه و قوم تُبّع همگی پیامبران را تکذیب کردند، پس تهدیدم [به نزول عذاب] بر آنان محقق و ثابت شد. ( 14 )
آیا ما از آفرینش نخستین عاجز و درمانده شدیم [تا از دوباره آفریدن عاجز و درمانده شویم؟ چنین نیست] بلکه آنان [با این همه دلایل روشن و استوار] باز در آفرینش جدید در تردیدند. (15)
همانا انسان را آفریدیم و همواره آنچه را که باطنش [نسبت به معاد و دیگر حقایق] به او وسوسه می کند، می دانیم، و ما به او از رگ گردن نزدیک تریم. ( 16 )
[یاد کن] دو فرشته ای را که همواره از ناحیه خیر و از ناحیه شر، ملازم انسان هستند و همه اعمالش را دریافت کرده و ضبط می کنند. ( 17 )
هیچ سخنی را به زبان نمی گوید جز اینکه نزد آن [برای نوشتن و حفظش] نگهبانی آماده است؛ (18)
و سکرات و بیهوشی مرگ، حق را [که همه واقعیات جهان پس از مرگ است] می آورد [و به محتضر می گویند:] این همان چیزی است که از آن می گریختی؛ ( 19 )
و در صور می دمند؛ آن است روز [تحقق و ظهور] وعده های تهدیدآمیز و وحشتناک. ( 20 )
هر کسی در آن روز می آید در حالی که سوق دهنده ای و شاهدی با اوست، [که سوق دهنده او را به محشر می راند و شاهد بر اعمالش گواهی می دهد]. ( 21 )
[به او می گویند:] تو از این روز بزرگ در بی خبری و غفلت بودی، پس ما پرده بی خبری را از دیده [بصیرت] ات کنار زدیم در نتیجه دیده ات امروز بسیار تیزبین است. ( 22 )
و [فرشته] همراهش می گوید: این است نامه اعمالش که همراه من آماده است. ( 23 )
[به دو فرشته نگهبان و حافظ اعمال فرمان می دهند] شما دو نفر هر کافر سرسخت و معاندی را در دوزخ اندازید. ( 24 )
[همان که به شدت] مانع خیر و تجاوزکار [از حدود خدا] و تردید کننده در حقایق [و تردید انداز در دل های مردم بود] . ( 25 )
که با خدا معبودی دیگر قرار داد، پس او را در عذاب سخت اندازید، ( 26 )
همنشینش [از میان شیطان ها] می گوید: پروردگارا! من او را به سرکشی و طغیان وا نداشتم، او خودش [به میل خود] در گمراهی دور و درازی بود. …. ( 27 )
[خدا] می گوید: در پیشگاه من با یکدیگر ستیزه مکنید، بی تردید من تهدید [به عذاب] را پیش از این [از طریق وحی و پیامبران] به شما اعلام کرده بودم. ( 28 )
نزد من فرمان [تهدیدآمیز به اینکه هر کس با حال کفر و شرک وارد آخرت شود حتماً دوزخی است] تغییر نمی یابد و من نسبت به بندگان ستمکار نیستم. ( 29 )
[یاد کن] روزی را که به دوزخ می گوییم: آیا پر شدی؟ می گوید: آیا زیادتر از این هم هست؟ ( 30 )
و بهشت را به پرهیزکاران نزدیک می کنند بی آنکه فاصله ای از آنان داشته باشد. ( 31 )
[به آنان می گویند:] این همان است که [در دنیا] وعده داده می شدید [این جایگاه رفیع] برای هر کسی است که [در دنیا به سوی خدا] باز می گشته [و] حافظ و نگهبان [عهد، پیمان الهی و حقوق خدا و مردم] بوده است. ( 32 )
همان کسی که در نهان از [خدای] رحمان می ترسید و دلی رجوع کننده [به سوی خدا] آورده است؛ ( 33 )
به سلامت در آن وارد شوید، امروز روز جاودانگی است ( 34 )
در آنجا هرچه بخواهند برای آنان فراهم است، و نزد ما [نعمت های] بیشتری است. ( 35 )
و چه بسیار اقوامی را که پیش از آنان هلاک کردیم که از آنان نیرومندتر بودند، و [با نیرویشان] به سرزمین ها رفتند [و آنها را فتح کردند]، آیا توانستند [از عذاب و هلاکت] گریزگاهی بیابند؟ ( 36 )
بی تردید در سرگذشت پیشینیان مایه پند و عبرتی است برای کسی که نیروی تعقّل دارد، یا با تأمل و دقت [به سرگذشت ها] گوش فرا می دهد در حالی که حاضر به شنیدن و فراگیری شنیده های خود باشد. ( 37 )
همانا ما آسمان ها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفریدیم، و هیچ رنج و درماندگی به ما نرسید. ( 38 )
پس [بر آزار مشرکان] شکیبا باش، و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، ( 39 )
و در پاره ای از شب و نیز پس از سجده ها خدا را تسبیح گوی، ( 40 )
و گوش فرا ده روزی که ندا دهنده از جایی نزدیک ندا می دهد. ( 41 )
روزی که [همگان] صیحه و فریاد را به حق و درستی می شنوند [و] آن روز، روز بیرون آمدن [از قبرها] ست. ( 42 )
بی تردید ماییم که زنده می کنیم و می میرانیم، و بازگشت به سوی ماست. ( 43 )
روزی که زمین از [روی اجساد] آنان در حالی که [از قبرها بیرون آمده] شتابان [به سوی ندا کننده خود بروند] بشکافد؛ این گردآوردنشان از گورها [وحاضر کردنشان در قیامت] بر ما آسان است. ( 44 )
ما به آنچه [دشمنان لجوج بر ضد حقایق] می گویند، داناتریم و تو را بر آنان تسلطی نیست [که به قبول حقایق وادارشان کنی]؛ پس به وسیله قرآن کسانی را که از تهدید من می ترسند، بیم ده(45)به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
ق، سوگند به قرآن مجید (که قیامت و رستاخیز حق است)! (۱)
آنها تعجب کردند که پیامبرى انذارگر از میان خودشان آمده; و کافران گفتند: «این چیز عجیبى است! (۲)
آیا هنگامى که مردیم و خاک شدیم (دوباره به زندگى بازمىگردیم)؟! این بازگشتى بعید است!; (۳)
ولى ما مىدانیم آنچه را زمین از بدن آنها مىکاهد; و نزد ما کتابى است که همه چیز در آن محفوظ است! (۴)
آنها حق را هنگامى که به سراغشان آمد تکذیب کردند; از این رو پیوسته در کار پراکنده خود متحیرند! (۵)
آیا آنان به آسمان بالاى سرشان نگاه نکردند که چگونه ما آن را بنا کردهایم، و چگونه آن را (بوسیله ستارگان) زینت بخشیدهایم و هیچ شکاف و شکستى در آن نیست؟! (۶)
و زمین را گسترش دادیم و در آن کوههائى عظیم و استوار افکندیم و از هر نوع گیاه بهجتانگیز در آن رویاندیم، (۷)
تا وسیله بینایى و یادآورى براى هر بنده توبه کارى باشد! (۸)
و از آسمان، آبى پربرکت نازل کردیم، و بوسیله آن باغها و دانههایى را که درو مىکند رویاندیم، (۹)
و نخلهاى بلندقامت که میوههاى متراکم دارند; (۱۰)
همه اینها براى روزىبخشیدن به بندگان است و بوسیله باران سرزمین مرده را زنده کردیم; (آرى) زندهشدن مردگان نیز همین گونه است! (۱۱)
پیش از آنان قوم نوح و «اصحاب الرس» ( قومى که در یمامه زندگى مىکردند و پیامبرى به نام حنظله داشتند) و قوم ثمود (پیامبرانشان را) تکذیب کردند، (۱۲)
و همچنین قوم عاد و فرعون و قوم لوط، (۱۳)
و «اصحاب الایکه» ( قوم شعیب) و قوم تبع (که در سرزمین یمن زندگى مىکردند)، هر یک از آنها فرستادگان الهى را تکذیب کردند و وعده عذاب درباره آنان تحقق یافت! (۱۴)
آیا ما از آفرینش نخستین عاجز ماندیم (که قادر بر آفرینش رستاخیز نباشیم)؟! ولى آنها (با این همه دلایل روشن) باز در آفرینش جدید تردید دارند! (۱۵)
ما انسان را آفریدیم و وسوسههاى نفس او را مىدانیم، و ما به او از رگ قلبش نزدیکتریم! (۱۶)
(به خاطر بیاورید) هنگامى را که دو فرشته راست و چپ که ملازم انسانند اعمال او را دریافت مىدارند; (۱۷)
انسان هیچ سخنى را بر زبان نمىآورد مگر اینکه همان دم، فرشتهاى مراقب و آماده براى انجام ماموریت (و ضبط آن) است! (۱۸)
و سرانجام، سکرات (و بیخودى در آستانه) مرگ بحق فرامىرسد (و به انسان گفته مىشود:) این همان چیزى است که تو از آن مىگریختى! (۱۹)
و در «صور» دمیده مىشود; آن روز، روز تحقق وعده وحشتناک است! (۲۰)
هر انسانى وارد محشر مىگردد در حالى که همراه او حرکت دهنده و گواهى است! (۲۱)
(به او خطاب مىشود:) تو از این صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودى و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم، و امروز چشمت کاملا تیزبین است! (۲۲)
فرشته همنشین او مىگوید: «این نامه اعمال اوست که نزد من حاضر و آماده است!» (۲۳)
(خداوند فرمان مىدهد:) هر کافر متکبر لجوج را در جهنم افکنید! (۲۴)
آن کسى که به شدت مانع خیر و متجاوز و در شک و تردید است (حتى دیگران را به تردید مى افکند); (۲۵)
همان کسى که معبود دیگرى با خدا قرار داده، (آرى) او را در عذاب شدید بیفکنید! (۲۶)
و همنشینش (از شیاطین) مىگوید: «پروردگارا! من او را به طغیان وانداشتم، لکن او خود در گمراهى دور و درازى بود!» (۲۷)
(خداوند) مىگوید: «نزد من جدال و مخاصمه نکنید; من پیشتر به شما هشدار دادهام (و اتمام حجت کردهام)! (۲۸)
سخن من تغییر ناپذیر است، و من هرگز به بندگان ستم نخواهم کرد!» (۲۹)
(به خاطر بیاورید) روزى را که به جهنم مىگوییم: «آیا پر شدهاى؟» و او مىگوید: «آیا افزون بر این هم هست؟!» (۳۰)
(در آن روز) بهشت را به پرهیزگاران نزدیک مىکنند، و فاصلهاى از آنان ندارد! (۳۱)
این چیزى است که به شما وعده داده مىشود، و براى کسانى است که بسوى خدا بازمىگردند و پیمانها و احکام او را حفظ مىکنند، (۳۲)
آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبى پرانابه در محضر او حاضر شود! (۳۳)
(به آنان گفته مىشود:) بسلامت وارد بهشت شوید، امروز روز جاودانگى است! (۳۴)
هر چه بخواهند در آنجا براى آنها هست، و نزد ما نعمتهاى بیشترى است (که به فکر هیچ کس نمىرسد)! (۳۵)
چه بسیار اقوامى را که پیش از آنها هلاک کردیم، اقوامى که از آنان قویتر بودند و شهرها (و کشورها) را گشودند; آیا راه فرارى (از عذاب الهى) وجود دارد! (۳۶)
در این تذکرى است براى آن کس که عقل دارد، یا گوش دل فرادهد در حالى که حاضر باشد! (۳۷)
ما آسمانها و زمین و آنچه را در میان آنهاست در شش روز ( شش دوران) آفریدیم، و هیچ گونه رنج و سختى به ما نرسید! (با این حال چگونه زندهکردن مردگان براى ما مشکل است؟!) (۳۸)
در برابر آنچه آنها مىگویند شکیبا باش، و پیش از طلوع آفتاب و پیش از غروب تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور، (۳۹)
و در بخشى از شب او را تسبیح کن، و بعد از سجدهها! (۴۰)
و گوش فرا ده و منتظر روزى باش که منادى از مکانى نزدیک ندا مىدهد، (۴۱)
روزى که همگان صیحه رستاخیز را بحق مىشنوند; آن روز، روز خروج (از قبرها) است! (۴۲)
ماییم که زنده مىکنیم و مىمیرانیم، و بازگشت تنها بسوى ماست! (۴۳)
روزى که زمین به سرعت از روى آنها شکافته مىشود و (از قبرها) خارج مىگردند; و این جمع کردن براى ما آسان است! (۴۴)
ما به آنچه آنها مىگویند آگاهتریم، و تو مامور به اجبار آنها (به ایمان) نیستى; پس بوسیله قرآن، کسانى را که از عذاب من مىترسند متذکر ساز (وظیفه تو همین است)! (۴۵)
به نام خداوند بخشنده مهربان
ق (قسم به قدس و قدرت و) قسم به قرآن با مجد و عظمت. ( 1 )
(که منکران ایمان نیاوردند) بلکه از آمدن رسولی از خودشان که آنها را هشدار و اندرز دهد به شگفت آمده و کفار (نادان) گفتند: این (دعوی رسالت و خبر از قیامت) بسیار چیز عجیبی است. ( 2 )
آیا ما پس از آنکه مردیم و یکسره خاک شدیم (باز زنده میشویم)؟ این بازگشت بسیار بعید است. ( 3 )
(تعجب نکنند که) ما به آنچه زمین از آنها بکاهد کاملا آگاهیم و کتابی نگاهدارنده (لوح محفوظ که مشتمل بر همه حقایق عالم است) نزد ماست. ( 4 )
بلکه کافران چون (رسول) حق آمد او را تکذیب کردند و (در کار بزرگ رسالت و قرآن با عظمت) در حالی مضطرب و سرگردان ماندند (گاهی از جهل، افسانه پیشینیان شمردند و گاهی سحر و شعر پنداشتند) . ( 5 )
پس مگر (منکران حق) آسمان را فراز خود نمینگرند که ما چگونه بنای محکم اساس نهادهایم و آن را به زیور (ستارگان رخشان) آراستهایم و هیچ شکاف و خللی در آن راه ندارد؟ (6)
و زمین را نمینگرند که آن را بگستردیم و در آن کوههای استوار بیفکندیم و هر نوع گیاه با حسن و طراوت از آن برویانیدیم؟ ( 7 )
تا موجب بصیرتی باشد (در برهان الهیّت) و تذکری برای هر بندهای که رو به درگاه خدا آرد(8)
و ما از آسمان رحمت آب باران با برکت را نازل کردیم و باغهای میوه و دانههای درو شدنی برویانیدیم. ( 9 )
و نیز نخلهای بلند خرما که میوه آن منظم روی هم چیده شده است برانگیختیم. ( 10 )
اینها را رزق بندگان قرار دادیم و به باران زمین مرده را زنده ساختیم (تا خلق بدانند که) همچنین پس از مرگ سر از خاک بیرون میکنند. ( 11 )
پیش از اینان هم قوم نوح و اصحاب رسّ (که پیغمبر خود را به چاه افکندند) و قوم ثمود هم تکذیب رسولان کردند. ( 12 )
و قوم عاد و فرعون و قوم لوط. ( 13 )
و اصحاب ایکه (امت شعیب) و قوم تبّع (پادشاه یمن) همه رسولان حق را تکذیب کردند تا وعده عذاب من بر آنان حتم و واجب گردید. ( 14 )
آیا در اول بار که آفرینش را آوردیم هیچ درماندیم؟ (پس در خلقت معاد دیگر بار هم عاجز نیستیم) بلکه این منکران در شک و ریب از خلقت نو (و نشأه معاد) اند . ( 15 )
و ما انسان را خلق کردهایم و از وساوس و اندیشههای نفس او کاملا آگاهیم که ما از رگ گردن او به او نزدیکتریم. ( 16 )
آن گاه که دو ملک دریافت دارنده (یعنی فرشتگان مراقب و حاضر مأمور نگارش اعمال خیر و شر او) از طرف راست و چپ (به مراقبت او) بنشسته و (اعمال آدمی را) دریافت میدارند(17)
سخنی بر زبان نیاورد جز آنکه همان دم فرشتهای مراقب و آماده است. ( 18 )
و (به هوش آیید که) هنگام بیهوشی و سختی مرگ به حق و حقیقت فرا رسید، آری همان مرگی که از آن دوری میجستی. ( 19 )
و آن گاه در صور بدمند (و ملایک ندا کنند که) این است روز تهدید (های الهی به خلق) (20)
و هر نفسی را فرشتهای (برای حساب به محشر) کشاند و فرشتهای (بر نیک و بدش) گواهی دهد. ( 21 )
و تو (ای آدمی نادان) از این (روز سخت مرگ) در غفلت بودی تا آنکه ما پرده از کار تو برانداختیم و امروز چشم بصیرتت بیناتر گردید. ( 22 )
و قرین وی (یعنی فرشته موکّل و شاهد او بدو) گوید: این همان اعمالی است که نزد من (برای امروز تو) محفوظ و مهیّاست. ( 23 )
(و خطاب آید که) امروز هر کافر معاند را به دوزخ درافکنید. ( 24 )
همان کافری که از هر کار خیر مانع میگشت و (به حق خدا و خلق) ستم میکرد و (در کار خدا و قیامت) به شک و ریب بود. ( 25 )
همان کافر مشرک که با خدای یکتا خدای دیگری جعل کرد، پس او را در عذاب سخت جهنم درافکنید. ( 26 )
آن گاه قرین او (شیطان) گوید: بار الها، من او را به طغیان و عصیان نکشیدم بلکه او خود در ضلالت دور (از اطاعت و سعادت) افتاد. ( 27 )
(آن گاه خدا به عتاب) گوید: در حضور من خصومت مکنید که من قبلا وعده عذاب را به شما گوشزد کردم. ( 28 )
دیگر وعده عذاب من مبدّل نخواهد شد و هیچ (در کیفر) ستمی به بندگان نخواهم کرد(29)
روزی که جهنّم را گوییم: آیا مملوّ (از وجود کافران) شدی؟ و او گوید: آیا (دوزخیان) بیش از این هم هستند؟ ( 30 )
و بهشت را برای اهل تقوا نزدیک آرند تا هیچ دور از آن نباشند (و رنج حرکت نکشند) ( 31 )
این بهشت همان است که وعده داده شدید، برای هر بندهای که به درگاه خدا بازگشته و نفس را (از حرام) نگه داشت. ( 32 )
آن کس که از خدای مهربان در باطن ترسید و با قلب خاشع و نالان به درگاه او باز آمد. ( 33 )
در آن بهشت با تحیّت و سلام حق در آیید که این روز دخول ابدی در بهشت جاودانی است. ( 34 )
بر آن بندگان در آنجا هر چه بخواهند مهیّاست و باز افزونتر از آن نزد ما خواهد بود. ( 35 )
و چقدر طوایفی را پیش از اینان ما هلاک کردیم که با قهر و قوّتتر از اینان بودند و در هر دیار راه جستند. آیا هیچ راه نجاتی یافتند؟ ( 36 )
در این هلاک پیشینیان پند و تذکر است آن را که قلب هوشیاری داشته باشد یا گوش فرا دهد و توجه کامل کند و گواهی دهد. ( 37 )
و همانا ما آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست همه را در شش روز آفریدیم و هیچ رنج و خستگی به ما نرسید. ( 38 )
پس تو (ای رسول) بر آنچه میگویند (و میکنند از آزار و تکذیب) صبر کن (تا ما آنها را کیفر دهیم) و به حمد و ستایش خدایت تسبیحگو پیش از طلوع خورشید (به نماز صبح) و پیش از غروب آن (به نماز ظهر و عصر) ( 39 )
و باز برخی از شب را (به نماز مغرب و عشاء) و هم در عقب سجدهها به تسبیح خدا پرداز. ( 40 )
و به ندای منادی حق (اسرافیل) روزی که از مکان نزدیک (مردگان را برای زنده شدن) ندا کند گوش فرا دار (که هم اکنون به گوش دلت ندای او را بشنوی) ( 41 )
روزی که خلق آن صیحه به حق را بشنوند آن روز هنگام خروج (از قبرها) است. ( 42 )
البته ما خلق را زنده ساخته و میمیرانیم و بازگشت همه به سوی ماست. ( 43 )
روزی که زمین از (احاطه بر) آنها بشکافد و همه (به عرصه قیامت) بشتابند و این جمعآوری خلق بر ما سهل و آسان باشد. ( 44 )
ما به گفتار مردم (مغرض نادان) داناتریم و تو بر آن مردم، جبّار و مسلّط نیستی (تو رسول حقّی) پس آن کس را که از وعده عذاب قیامت من ترسان است به آیات قرآن متذکر ساز. ( 45به نام خدا که رحمتش بى اندازه است و مهربانى اش همیشگى.
الم (1)
رومیان مغلوب شدند، (2)
در نزدیک ترین سرزمین [خود به حجاز که نواحی شام است]، و آنان پس از مغلوب شدنشان به زودی پیروز خواهند شد،(3)
[البته] در ظرف چند سال. عاقبت و نتیجه کار پیش [از مغلوب شدن رومیان] و پس [از پیروزی رومیان] فقط در سیطره اراده و فرمان خداست، و آن روز [که رومیان پیروز شوند] مؤمنان شادمان و خوشحال خواهند شد، (4)
به سبب نصرت و یاری خدا، [آری او] هرکس را بخواهد یاری می دهد، و تنها او توانای شکست ناپذیر و مهربان است. (5)
خدا این وعده را داده است؛ و خدا از وعده اش تخلف نمی کند، ولی بیشتر مردم معرفت و شناخت [نسبت به وفای قطعی خدا در مورد وعده اش] ندارند(6)
تنها] ظاهری [محسوس] از زندگی دنیا را می شناسند و آنان از آخرت [که سرای ابدی و دارای نعمت های جاودانی و حیات سرمدی است] بی خبرند(7)
آیا در [خلوت] درون خود نیندیشیده اند؟ [که] خدا آسمان ها و زمین و آنچه را میان آنهاست، جز به حقّ و راستی و برای مدتی معین نیافریده است؛ و همانا بسیاری از مردم به دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] پروردگارشان کافرند. ( 8 )
آیا [به غفلت نانی می خورند و بی خبر به سر می برند و] در زمین گردش نکرده اند تا با تأمل بنگرند سرانجام کسانی که پیش از اینان بودند چگونه بود؟ آنان قوی تر و نیرومندتر از اینان بودند، و زمین را [برای هدف های گوناگون] زیر و رو کردند و آن را بیش از آنچه اینان آبادش کردند، آباد نمودند، و پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند [ولی به سبب تکذیب پیامبرانشان هلاک شدند]؛ پس خدا بر آن نبود که به آنان ستم کند، ولی آنان بودند که به خودشان ستم می کردند. ( 9 )
آن گاه بدترین سرانجام، سرانجام کسانی بود که مرتکب زشتی شدند به سبب اینکه آیات خدا را تکذیب کردند و همواره آنها را به مسخره می گرفتند. ( 10 )
خدا مخلوقات را می آفریند، سپس آنان را [بعد از مرگشان] باز می گرداند، آن گاه به سوی او باز گردانده می شوید،(11)
و روزی که قیامت برپا شود گنهکاران [از شدت سختی و هولناکی آن اندوهگین گردند و به علت پذیرفته نشدن بهانه و عذرشان از رحمت خدا] مأیوس شوند، (12)
و از معبودانشان [که آنها را کورکورانه می پرستیدند] برای آنان شفیعانی نخواهد بود، و آنان معبودانشان را [از روی واقعیت] انکار می کنند، (13)
و روزی که قیامت برپا شود آن روز [همه] از هم جدا می شوند، (14)
اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، آنان را در بوستانی [سرسبز و خرم] مسرور وشادمان می دارند(15)
و اما کسانی که کفر ورزیده و آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کرده اند، احضارشدگان در عذاب اند. ( 16 )
پس خدا را هنگامی که وارد شب می شوید و هنگامی که به صبح در می آیید، تسبیح گویید،(17)
همه ستایش ها در آسمان ها و زمین ویژه اوست و شب و آن گاه که وارد ظهر می شوید [نیز خدا را تسبیح گویید](18)
زنده را از مرده بیرون می آورد و مرده را از زنده بیرون می آورد، و زمین را پس از مردگی اش زنده می کند؛ و این گونه [از گورها] بیرون آورده می شوید. ( 19 )
و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او این است که شما را از خاکی [بی جان] آفرید؛ پس اکنون بشری هستید که [روی زمین] پراکنده و منتشرید،(20)
و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ یقیناً در این [کار شگفت انگیز] نشانه هایی است برای مردمی که می اندیشند، (21)
و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او آفرینش آسمان ها وزمین و اختلاف و گوناگونی زبان ها و رنگ های شماست؛ بی تردید در این [واقعیات] نشانه هایی است برای دانایان، (22)
و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او خواب شما وجستجویتان برای تأمین معاش در شب وروز است، یقیناً در این [امور] نشانه هایی است برای مردمی که گوش شنوا دارند، (23)
و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] اوست که برق را مایه ترس [از صاعقه] و امید [به باران] به شما می نمایاند، و از آسمان، آبی نازل می کند که زمین را پس از مردگی اش به وسیله آن زنده می کند؛ قطعاً در این [شگفتی های آفرینش] نشانه هایی است برای مردمی که تعقّل می کنند. (24)
و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او این است که آسمان و زمین به فرمانش برپایند، سپس زمانی که شما را با یک دعوت از زمین بخواند، ناگاه [از گورها] بیرون می آیید، (25)
و هر که در آسمان ها و زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست، و همه برای او فروتن و خاضع اند، (26)
و اوست که مخلوقات را می آفریند سپس آنان را [پس از مرگشان] باز می گرداند؛ و این [کار] برای او آسان تر است. و برترین وصف ها در آسمان ها و زمین ویژه اوست؛ و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است. ( 27 )
خدا از [وضع و حال] خودتان برای شما مثلی زده است، آیا از بردگانتان در آنچه [از نعمت ها و ثروت ها] به شما روزی داده ایم، شریکانی دارید که شما در آن [نعمت ها و ثروت ها] با هم برابر و یکسان باشید، و همان گونه که از یکدیگر می ترسید [که یکی از شما نعمت و ثروت مشترک را ویژه خود کند] از بردگانتان هم بترسید؟ [بی تردید در میان آزاد و برده و مولا و عبد و مالک و مملوک چنین شرکتی وجود ندارد، پس چگونه ممکن است مملوک خدا در خدایی، ربوبیت، خالقیت و مالکیّت شریک او باشد؟!] این گونه آیات خود را برای مردمی که تعقّل می کنند، بیان می کنیم. ( 28 ) [
اعتقاد و عمل مشرکان بر پایه تعقّل نیست] بلکه آنان که [با شرکورزی] ستم کرده اند از روی جهل و نادانی از هواهای نفسانی خود پیروی نموده اند؛ پس کسانی را که خدا [به کیفر پیروی از هواها] گمراه کرده است، چه کسی هدایت می کند؟ و آنان هیچ یاری کننده ای [که از گمراهی و عذاب نجاتشان دهد] نخواهند داشت. ( 29 )
پس [با توجه به بی پایه بودن شرک] حق گرایانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوی این دین [توحیدی] روی آور، [پای بند و استوار بر] سرشت خدا که مردم را بر آن سرشته است باش برای آفرینش خدا هیچگونه تغییر و تبدیلی نیست؛ این است دین درست و استوار؛ ولی بیشتر مردم معرفت و دانش [به این حقیقت اصیل] ندارند. ( 30 ) [
پای بند به همان سرشت خدایی باشید] در حالی که روی آورندگان به سوی او هستید و از او پروا کنید و نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید. ( 31 )
مشرکانی که دینشان را بخش بخش کردند و [سرانجام] گروه گروه شدند، در حالی که هر گروهی به آنچه [از بخشی از دین] نزد آنان است [به تصور اینکه حق است] شادمانند! (32)
هنگامی که به مردم آسیب و گزندی برسد، پروردگارشان را در حالی که به سوی او روی آورده اند، می خوانند، سپس زمانی که رحمتی از سوی خود [چون نعمت، ثروت، اولاد و امنیت] به آنان بچشاند، ناگهان گروهی از آنان به پروردگارشان شرک می ورزند. ( 33 )
بگذار تا به آنچه به آنان داده ایم، ناسپاسی کنند، بنابراین [از نعمت های اندک و زودگذر] برخوردار شوید که سپس خواهید دانست [سرنوشت و کیفر ناسپاسان چیست؟] (34)
یا [مگر] دلیلی استوار بر آنان نازل کرده ایم که آن دلیل [بر حقّانیّت] معبودانی که به وسیله آن [به خدا] شرک می ورزند، سخن می گوید؟ (35)
و هرگاه به مردم رحمتی [چون نعمت، ثروت، اولاد و امنیت] بچشانیم به آن شادمان می شوند، و چون به سبب گناهانی که مرتکب شده اند آسیب و گزندی به آنان رسد، ناگهان ناامید می شوند. ( 36 )
آیا ندانسته اند که خدا رزق و روزی را برای هرکه بخواهد فراخ و گشاده قرار می دهد و [برای هر که بخواهد] تنگ می گیرد؟ یقیناً در این [برنامه] نشانه هایی است برای مردمی که ایمان دارند. ( 37 )
پس [با توجه به فراخ بخشی خدا در روزی و رزق] حقّ خویشاوند و مسکین و در راه مانده را بده. این انفاق برای آنان که خشنودی خدا را می خواهند بهتر است؛ و اینان [که حقوق مالی را می پردازند] همان رستگارانند. ( 38 )
اموال و اجناسی را که [به صورت وام] به ربا می دهید تا در میان اموال مردم فزونی یابد، نزد خدا فزونی نخواهد یافت؛ و آنچه از زکات می دهید که [به سبب پرداختنش] خشنودی خدا را می خواهید [مایه فزونی است]؛ پس این زکات دهندگانند که مال و ثوابشان دو چندان می شود. ( 39 )
خداست که شما را آفرید، آن گاه به شما روزی داد، سپس شما را می میراند، و پس از آن شما را زنده می کند؛ آیا از معبودان شما کسی هست که چیزی از این [کارها] را انجام دهد؟ او منزّه و برتر است از اینکه به او شرک ورزند. ( 40 )
در خشکی و دریا به سبب اعمال زشتی که مردم به دست خود مرتکب شدند، فساد و تباهی نمودار شده است تا [خدا کیفر] برخی از آنچه را انجام داده اند به آنان بچشاند، باشد که [از گناه و طغیان] برگردند. (41)
بگو: در زمین بگردید پس با تأمل بنگرید که سرانجام کسانی که پیش تر بودند [و مرتکب کار زشت شدند] چگونه بود؟ بیشتر آنان مشرک بودند. ( 42 )
پس [با توجه به بی پایه بودن شرک] با همه وجودت به سوی این دین درست و استوار روی آور پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خدا هیچ بازگشتی برای آن نیست، آن روز [همه مردم] دسته دسته و گروه گروه شوند. ( 43 )
کسانی که کافر شوند کفرشان به زیان خود آنان است، و آنان که کار شایسته انجام دهند، [بستر امن و آسایشی و اقامت گاه جاویدی] برای خود آماده می کنند، (44)
تا خدا به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند از فضل خود پاداش دهد [و کافران را از رحمتش محروم کند]؛ زیرا خدا کافران را دوست ندارد. ( 45 )
و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او این است که بادها را مژده دهنده می فرستد، و تا بخشی از [باران] رحمتش را به شما بچشاند، و تا کشتی ها [به وسیله بادها] به فرمان او حرکت کنند، و نیز برای اینکه از رزق و روزی او بجویید، و باشد که شما سپاس گزاری کنید. ( 46 )
و به راستی پیش از تو پیامبرانی را به سوی قومشان فرستادیم که برای آنان دلایل روشن آوردند، سپس ما از آنان که مرتکب گناه شدند، انتقام گرفتیم [و مؤمنان را یاری دادیم]؛ و یاری مؤمنان حقّی بر عهده ماست. ( 47 )
خداست که بادها را می فرستد تا ابری را برمی انگیزد، پس آن را در آسمان آن گونه که بخواهد می گستراند و به صورت بخش بخش و پاره های مختلف در می آورد، پس باران را می بینی که از لابه لای آن بیرون می آید و چون آن را به هرکس از بندگانش که بخواهد می رساند، آن گاه شادمان و خوشحال می شوند. ( 48 )
و همانا پیش از آنکه باران بر آنان نازل شود، [آری] پیش از آن مأیوس و ناامید بودند. (49)
پس با تأمل به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مردگی اش زنده می کند، بی تردید این [خدای قدرتمند] زنده کننده مردگان است و او بر هر کاری تواناست. (50)
و اگر بادی [سوزان و زیانبار] بفرستیم، پس آن [کشت و زرع] را زرد شده ببینند، پس از آن [به جای جبران گناهانی که سبب این آسیب شده] ناسپاس می شوند. ( 51 ) [
اینان که کفر را بر ایمان ترجیح داده اند، مانند مردگان اند] پس تو نمی توانی [دعوتت را] به مردگان بشنوانی و نمی توانی دعوتت را به کران زمانی که پشت کنان روی می گردانند، بشنوانی. ( 52 )
و تو هدایت کننده کوردلان از گمراهی شان نیستی، و جز به آنان که به آیات ما ایمان می آورند و تسلیم [فرمان ها و احکام ما] هستند، نمی توانی [دعوتت] را بشنوانی. ( 53 )
خداست که شما را از ناتوانی آفرید، سپس بعد از ناتوانی قدرت و نیرو داد، آن گاه بعد از نیرومندی و توانایی، ناتوانی و پیری قرار داد؛ هرچه بخواهد می آفریند و او دانا و تواناست. ( 54 )
و روزی که قیامت برپا می شود، مجرمان سوگند می خورند که [فاصله مرگ تا قیامت را] جز ساعتی درنگ نکرده اند، این گونه [که در قیامت دروغ می گویند و منحرف از حقیقت هستند در دنیا نیز همواره از حق به باطل] منحرف می شدند. ( 55 )
و کسانی که دانش و ایمان به آنان داده شده است می گویند: بی تردید شما [بر طبق قضا و قدر ثبت شده] در کتاب خدا [لوح محفوظ] تا روز قیامت درنگ کرده اید و این روز قیامت است، ولی شما [به اینکه قیامت حق است] معرفت و دانش نداشتید. ( 56 )
پس در آن روز کسانی که [به آیات ما و پیامبران] ستم کرده اند، عذرخواهی شان به آنان سود نمی دهد، و نه از آنان می خواهند که [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند، (57)
و به راستی در این قرآن برای مردم از هرگونه مثلی زدیم. و اگر برای آنان معجزه ای [که خود درخواست دارند] بیاوری آنان که کفر ورزیده اند، قطعاً خواهند گفت: شما جز باطل گرا نیستید [و این معجزه ای که آوردید، جز باطل نیست]. ( 58 )
خدا این گونه بر دل های کسانی که معرفت و دانش ندارند مُهر [تیره بختی] می نهد. ( 59 )
پس [بر آزار و یاوه گویی این تیره بختان] شکیبایی کن که یقیناً وعده خدا [در مورد یاری و پیروزی تو] حق است، و مبادا آنان که یقین [به وعده های حق و برپا شدن قیامت] ندارند تو را به ناشکیبایی و سبک سری وادارند. (60)به نام خداوند رحمتگر مهربان
الف لام میم«1»
رومیان شکستخوردند«2»
در نزدیکترین سرزمین و[لى] بعد از شکستشان در ظرف چند سالى به زودى پیروز خواهند گردید«3»
[فرجام] کار در گذشته و آینده از آن خداست و در آن روز است که مؤمنان از یارى خدا شاد مىگردند«4»
هر که را بخواهد یارى مىکند و اوستشکستناپذیر مهربان«5»
وعده خداستخدا وعدهاش را خلاف نمىکند ولى بیشتر مردم نمىدانند«6»
از زندگى دنیا ظاهرى را مىشناسند و حال آنکه از آخرت غافلند«7»
آیا در خودشان به تفکر نپرداختهاند خداوند آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است جز به حق و تا هنگامى معین نیافریده است و [با این همه] بسیارى از مردم لقاى پروردگارشان را سخت منکرند«8»
آیا در زمین نگردیدهاند تا ببینند فرجام کسانى که پیش از آنان بودند چگونه بوده است آنها بس نیرومندتر از ایشان بودند و زمین را زیر و رو کردند و بیش از آنچه آنها آبادش کردند آن را آباد ساختند و پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند بنابراین خدا بر آن نبود که بر ایشان ستم کند لیکن خودشان بر خود ستم مىکردند«9»
آنگاه فرجام کسانى که بدى کردند [بسى] بدتر بود [چرا] که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به ریشخند مىگرفتند«10»
خداست که آفرینش را آغاز و سپس آن را تجدید مىکند آنگاه به سوى او بازگردانیده مىشوید«11»
و روزى که قیامت برپا شود مجرمان نومید مىگردند«12»
و براى آنان از شریکانشان شفیعانى نیست و خود منکر شریکان خود مىشوند«13»
و روزى که رستاخیز برپا گردد آن روز [مردم] پراکنده مىشوند«14»
اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردهاند در گلستانى شادمان مىگردند«15»
و اما کسانى که کافر شده و آیات ما و دیدار آخرت را به دروغ گرفتهاند پس آنان در عذاب حاضر آیند«16»
پس خدا را تسبیح گویید آنگاه که به عصر درمىآیید و آنگاه که به بامداد درمىشوید«17»
و ستایش از آن اوست در آسمانها و زمین و شامگاهان و وقتى که به نیمروز مىرسید«18»
زنده را از مرده بیرون مىآورد و مرده را از زنده بیرون مىآورد و زمین را بعد از مرگش زنده مىسازد و بدین گونه [از گورها] بیرون آورده مىشوید«19»
و از نشانههاى او این است که شما را از خاک آفرید پس بناگاه شما [به صورت] بشرى هر سو پراکنده شدید«20»
و از نشانههاى او اینکه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستى و رحمت نهاد آرى در این [نعمت] براى مردمى که مىاندیشند قطعا نشانههایى است«21»
و از نشانههاى [قدرت] او آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف زبانهاى شما و رنگهاى شماست قطعا در این [امر نیز] براى دانشوران نشانههایى است«22»
و از نشانههاى [حکمت] او خواب شما در شب و [نیم] روز و جستجوى شما [روزى خود را] از فزونبخشى اوست در این [معنى نیز] براى مردمى که مىشنوند قطعا نشانههایى است«23»
و
از نشانههاى او [اینکه] برق را براى شما بیمآور و امیدبخش مىنمایاند و
از آسمان به تدریج آبى فرو مىفرستد که به وسیله آن زمین را پس از مرگش
زنده مىگرداند در این [امر هم] براى مردمى که تعقل مىکنند قطعا
نشانههایى است«24»
و از نشانههاى او این است که آسمان و زمین به فرمانش برپایند پس چون شما را با یک بار خواندن فرا خوان د بناگاه [از گورها] خارج مىشوید«25»
و هر که در آسمانها و زمین است از آن اوست همه او را گردن نهادهاند«26»
و اوست آن کس که آفرینش را آغاز مىکند و باز آن را تجدید مىنماید و این [کار] بر او آسانتر است و در آسمانها و زمین نمونه والا[ى هر صفت برتر] از آن اوست و اوستشکستناپذیر سنجیدهکار«27»
[خداوند] براى شما از خودتان م ث لى زده است آیا در آنچه به شما روزى دادهایم شریکانى از بردگانتان دارید که در آن [مال با هم] مساوى باشید و همان طور که شما از یکدیگر بیم دارید از آنها بیم داشته باشید این گونه آیات خود را براى مردمى که مىاندیشند به تفصیل بیان مىکنیم«28»
نه [این چنین نیست] بلکه کسانى که ستم کردهاند بدون هیچ گونه دانشى هوسهاى خود را پیروى کردهاند پس آن کس را که خدا گمراه کرده چه کسى هدایت مىکند و براى آنان یاورانى نخواهد بود«29»
پس روى خود را با گرایش تمام به حق به سوى این دین کن با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است آفرینش خداى تغییرپذیر نیست این است همان دین پایدار ولى بیشتر مردم نمىدانند«30»
به سویش توبه برید و از او پروا بدارید و نماز را برپا کنید و از مشرکان مباشید«31»
از کسانى که دین خود را قطعه قطعه کردند و فرقه فرقه شدند هر حزبى بدانچه پیش آنهاست دلخوش شدند«32»
و چون مردم را زیانى رسد پروردگار خود را در حالى که به درگاه او توبه مىکنند مىخوانند و آنگاه که از جانب خود رحمتى به آنان چشانید بناگاه دستهاى از ایشان به پروردگارشان شرک مىآورند«33»
بگذار تا به آنچه بدانها عطا کردهایم کفران ورزند [بگو] برخوردار شوید زودا که خواهید دانست«34»
یا [مگر] حجتى بر آنان نازل کردهایم که آن [حجت] در باره آنچه با [خدا] شریک مىگردانیدهاند سخن مىگوید«35»
و چون مردم را رحمتى بچشانیم بدان شاد مىگردند و چون به [سزاى] آنچه دستاورد گذشته آنان است صدمهاى به ایشان برسد بناگاه نومید مىشوند«36»
آیا ندانستهاند که [این] خداست که روزى را براى هر کس که بخواهد فراخ یا تنگ مىگرداند قطعا در این [امر] براى مردمى که ایمان مىآورند عبرتهاست«37»
پس حق خویشاوند و تنگدست و در راهمانده را بده این [انفاق] براى کسانى که خواهان خشنودى خدایند بهتر است و اینان همان رستگارانند«38»
و آنچه [به قصد] ربا مىدهید تا در اموال مردم سود و افزایش بردارد نزد خدا فزونى نمىگیرد و[لى] آنچه را از زکات در حالى که خشنودى خدا را خواستارید دادید پس آنان همان فزونىیافتگانند [و مضاعف مىشود]«39»
خدا همان کسى است که شما را آفرید سپس به شما روزى بخشید آنگاه شما را مىمیراند و پس از آن زنده مىگرداند آیا در میان شریکان شما کسى هست که کارى از این [قبیل] کند منزه است او و برتر است از آنچه [با وى] شریک مىگردانند«40»
به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشکى و دریا نمودار شده است تا [سزاى] بعضى از آنچه را که کردهاند به آنان بچشاند باشد که بازگردند«41»
بگو در زمین بگردید و بنگرید فرجام کسانى که پیشتر بوده [و] بیشترشان مشرک بودند چگونه بوده است«42»
پس به سوى این دین پایدار روى بیاور پیش از آنکه روزى از جانب خدا فرا رسد که برگشتناپذیر باشد و در آن روز [مردم] دسته دسته مىشوند«43»
هر که کفر ورزد کفرش به زیان اوست و کسانى که کار شایسته کنند [فرجام نیک را] به سود خودشان آماده مىکنند«44»
تا [خدا] کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردهاند به فضل خویش پاداش دهد که او کافران را دوست نمىدارد«45»
و از نشانههاى او این است که بادهاى بشارتآور را مىفرستد تا بخشى از رحمتش را به شما بچشاند و تا کشتى به فرمانش روان گردد و تا از فضل او [روزى] بجویید و امید که سپاسگزارى کنید«46»
و در حقیقت پیش از تو فرستادگانى به سوى قومشان گسیل داشتیم پس دلایل آشکار برایشان آوردند و از کسانى که مرتکب جرم شدند انتقام گرفتیم و یارىکردن مؤمنان بر ما فرض است«47»
خدا همان کسى است که بادها را مىفرستد و ابرى برمىانگیزد و آن را در آسمان هر گونه بخواهد مىگستراند و انبوهش مىگرداند پس مىبینى باران از لابلاى آن بیرون مىآید و چون آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد رسانید بناگاه آنان شادمانى مىکنند«48»
و قطعا پیش از آنکه بر ایشان فرو ریزد [آرى] پیش از آن سخت نومید بودند«49»
پس به آثار رحمتخدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده مىگرداند در حقیقت هم اوست که قطعا زندهکننده مردگان است و اوست که بر هر چیزى تواناست«50»
و اگر بادى [آفتزا] بفرستیم و [کشتخود را] زردشده ببینند قطعا پس از آن کفران مىکنند«51»
و در حقیقت تو مردگان را شنوا نمىگردانى و این دعوت را به کران آنگاه که به ادبار پشت مىگردانند نمىتوانى بشنوانى«52»
و تو کوران را از گمراهىشان به راه نمىآورى تو تنها کسانى را مىشنوانى که به آیات ما ایمان مىآورند و خود تسلیمند«53»
خداست آن کس که شما را ابتدا ناتوان آفرید آنگاه پس از ناتوانى قوت بخشید سپس بعد از قوت ناتوانى و پیرى داد هر چه بخواهد مىآفریند و هموست داناى توانا«54»
و روزى که رستاخیز بر پا شود مجرمان سوگند یاد مىکنند که جز ساعتى [بیش] درنگ نکردهاند [در دنیا هم] این گونه به دروغ کشانیده مىشدند«55»
و[لى] کسانى که دانش و ایمان یافتهاند مىگویند قطعا شما [به موجب آنچه] در کتاب خدا[ست] تا روز رستاخیز ماندهاید و این روز رستاخیز است ولى شما خودتان نمىدانستید«56»
و در چنین روزى [دیگر] پوزش آنان که ستم کردهاند سود نمىبخشد و بازگشت به سوى حق از آنان خواسته نمىشود«57»
و به راستى در این قرآن براى مردم از هر گونه م ث لى آوردیم و چون براى ایشان آیهاى بیاورى آنان که کفر ورزیدهاند حتما خواهند گفتشما جز بر باطل نیستید«58»
این گونه خدا بر دلهاى کسانى که نمىدانند مهر مىنهد«59»
پس صبر کن که وعده خدا حق است و زنهار تا کسانى که یقین ندارند تو را به سبکسرى واندارند«60»به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
الم (۱)
رومیان مغلوب شدند! (۲)
(و این شکست) در سرزمین نزدیکى رخ داد; اما آنان پس از (این) مغلوبیت بزودى غلبه خواهند کرد... (۳)
در چند سال همه کارها از آن خداست; چه قبل و چه بعد (از این شکست و پیروزى); و در آن روز، مؤمنان (بخاطر پیروزى دیگرى) خوشحال خواهند شد... (۴)
به سبب یارى خداوند; و او هر کس را بخواهد یارى مىدهد; و او صاحب قدرت و رحیم است! (۵)
این وعدهاى است که خدا کرده; و خداوند هرگز از وعدهاش تخلف نمىکند; ولى بیشتر مردم نمىدانند! (۶)
آنها فقط ظاهرى از زندگى دنیا را مىدانند، و از آخرت (و پایان کار) غافلند! (۷)
آیا آنان با خود نیندیشیدند که خداوند، آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو است جز بحق و براى زمان معینى نیافریده است؟! ولى بسیارى از مردم (رستاخیز و) لقاى پروردگارشان را منکرند! (۸)
آیا در زمین گردش نکردند تا ببینند عاقبت کسانى که قبل از آنان بودند چگونه بود؟! آنها نیرومندتر از اینان بودند، و زمین را (براى زراعت و آبادى)بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند، و پیامبرانشان با دلایل روشن بهسراغشان آمدند (اما آنها انکار کردند و کیفر خود را دیدند); خداوند هرگز به آنان ستم نکرد، آنها به خودشان ستم مىکردند! (۹)
سپس سرانجام کسانى که اعمال بد مرتکب شدند به جایى رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند! (۱۰)
خداوند آفرینش را آغاز مىکند، سپس آن را بازمىگرداند، سپس شما را بسوى او باز مىگردانند! (۱۱)
آن روز که قیامت برپا مىشود، مجرمان در نومیدى و غم و اندوه فرو مىروند! (۱۲)
و براى آنان شفیعانى از معبودانشان نخواهد بود، و نسبت به معبودهایى که آنها را همتاى خدا قرار داده بودند کافر مىشوند! (۱۳)
آن روز که قیامت برپا مىگردد، (مردم) از هم جدا مىشوند; (۱۴)
اما آنان که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادند، در باغى از بهشت شاد و مسرور خواهند بود. (۱۵)
و اما آنان که به آیات ما و لقاى آخرت کافر شدند، در عذاب الهى احضار مىشوند. (۱۶)
منزه است خداوند به هنگامى که شام مىکنید و صبح مىکنید; (۱۷)
و حمد و ستایش مخصوص اوست در آسمان و زمین، و به هنگام عصر و هنگامى که ظهر مىکنید. (۱۸)
او زنده را از مرده بیرون مىآورد، و مرده رااز زنده، و زمین را پس از مردنش حیات مىبخشد، و به همین گونه روز قیامت (از گورها) بیرون آورده مىشوید! (۱۹)
از نشانههاى او این است که شما را از خاک آفرید، سپس بناگاه انسانهایى شدید و در روى زمین گسترش یافتید! (۲۰)
و از نشانههاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد; در این نشانههایى است براى گروهى که تفکر مىکنند! (۲۱)
و از آیات او آفرینش آسمانها و زمین، و تفاوت زبانها و رنگهاى شماست; در این نشانههایى است براى عالمان! (۲۲)
و از نشانههاى او خواب شما در شب و روز است و تلاش و کوششتان براى بهرهگیرى از فضل پروردگار (و تامین معاش); در این امور نشانههایى است براى آنان که گوش شنوا دارند! (۲۳)
و از آیات او این است که برق و رعد را به شما نشان مىدهد که هم مایه ترس و هم امید است (ترس از صاعقه، و امید به نزول باران)، و از آسمان آبى فرو مىفرستد که زمین را بعد از مردنش بوسیله آن زنده مىکند; در این نشانههایى است براى جمعیتى که مىاندیشند! (۲۴)
و از آیات او این است که آسمان و زمین به فرمان او برپاست; سپس هنگامى که شما را (در قیامت) از زمین فراخواند، ناگهان همه خارج مىشوید (و در صحنه محشر حضور مىیابید)! (۲۵)
و از آن اوست تمام کسانى که در آسمانها و زمیناند و همگى در برابر او خاضع و مطیعاند! (۲۶)
او کسى است که آفرینش را آغاز مىکند، سپس آن را بازمىگرداند، و این کار براى او آسانتر مىباشد; و براى اوست توصیف برتر در آسمانها و زمین; و اوست توانمند و حکیم! (۲۷)
خداوند مثالى از خودتان، براى شما زده است: آیا (اگر مملوک و بردهاى داشته باشید)، این بردههاى شما هرگز در روزیهایى که به شما دادهایم شریک شما مىباشند; آنچنان که هر دو مساوى بوده و از تصرف مستقل و بدون اجازه آنان بیم داشته باشید، آن گونه که در مورد شرکاى آزاد خود بیم دارید؟! اینچنین آیات خود را براى کسانى که تعقل مىکنند شرح مىدهیم. (۲۸)
ولى ظالمان بدون علم و آگاهى، از هوى و هوسهاى خود پیروى کردند! پس چه کسى مىتواند آنان را که خدا گمراه کرده است هدایت کند؟! و براى آنها هیچ یاورى نخواهد بود! (۲۹)
پس روى خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتى است که خداوند،انسانها را بر آن آفریده; دگرگونى در آفرینش الهى نیست; این است آیین استوار; ولى اکثر مردم نمىدانند! (۳۰)
این باید در حالى باشد که شما بسوى او بازگشت مىکنید و از (مخالفت فرمان) او بپرهیزید، نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید... (۳۱)
از کسانى که دین خود را پراکنده ساختند و به دستهها و گروهها تقسیم شدند! و (عجب اینکه) هر گروهى به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند! (۳۲)
هنگامى که رنج و زیانى به مردم برسد، پروردگار خود را مىخوانند و توبهکنان بسوى او بازمىگردند; اما همین که رحمتى از خودش به آنان بچشاند، بناگاه گروهى از آنان نسبت به پروردگارشان مشرک مىشوند. (۳۳)
(بگذار) نعمتهایى را که ما به آنها دادهایم کفران کنند! و (از نعمتهاى زودگذر دنیا هر چه مىتوانید) بهره گیرید; اما بزودى خواهید دانست (که نتیجه کفران و کامجوییهاى بى حساب شما چه بوده است)! (۳۴)
آیا ما دلیل محکمى بر آنان فرستادیم که از شرکشان سخن مىگوید (و آن را موجه مىشمارد)؟ ! (۳۵)
و هنگامى که رحمتى به مردم بچشانیم، از آن خوشحال مىشوند; و هرگاه رنج و مصیبتى بخاطر اعمالى که انجام دادهاند به آنان رسد، ناگهان مایوس مىشوند! (۳۶)
آیا ندیدند که خداوند روزى را براى هر کس بخواهد گسترده یا تنگ مىسازد؟!در این نشانههایى است براى گروهى که ایمان مىآورند. (۳۷)
پس حق نزدیکان و مسکینان و در راهماندگان را ادا کن! این براى آنها که رضاى خدا را مىطلبند بهتر است، و چنین کسانى رستگارانند. (۳۸)
آنچه بعنوان ربا مىپردازید تا در اموال مردم فزونى یابد، نزد خدا فزونى نخواهد یافت; و آنچه را بعنوان زکات مىپردازید و تنها رضاى خدا را مىطلبید (مایه برکت است; و) کسانى که چنین مىکنند داراى پاداش مضاعفند. (۳۹)
خداوند همان کسى است که شما را آفرید، سپس روزى داد، بعد مىمیراند، سپس زنده مىکند; آیا هیچ یک از همتایانى که براى خدا قرار دادهاید چیزى از این کارها را مىتوانند انجام دهند؟! او منزه و برتر است از آنچه همتاى او قرار مىدهند. (۴۰)
فساد، در خشکى و دریا بخاطر کارهایى که مردم انجام دادهاند آشکار شده است; خدا مىخواهد نتیجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (بسوى حق)بازگردند! (۴۱)
بگو: «در زمین سیر کنید و بنگرید عاقبت کسانى که قبل از شما بودند چگونه بود؟ بیشتر آنها مشرک بودند! (۴۲)
روى خود را بسوى آیین مستقیم و پایدار بدار، پیش از آنکه روزى فرا رسد که هیچ کس نمىتواند آن را از خدا بازگرداند; در آن روز مردم به گروههایى تقسیم مىشوند: (۴۳)
هر کس کافر شود، کفرش بر زیان خود اوست; و آنها که کار شایسته انجام دهند، به سود خودشان آماده مىسازند. (۴۴)
این براى آن است که خداوند کسانى را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، از فضلش پاداش دهد; او کافران را دوست نمىدارد! (۴۵)
و از آیات (عظمت) خدا این است که بادها را بعنوان بشارتگرانى مىفرستد تا شما را از رحمتش بچشاند (و سیراب کند) و کشتیها بفرمانش حرکت کنند و از فضل او بهره گیرید; شاید شکرگزارى کنید. (۴۶)
و پیش از تو پیامبرانى را بسوى قومشان فرستادیم; آنها با دلایل روشن به سراغ قوم خود رفتند، ولى (هنگامى که اندرزها سودى نداد) از مجرمان انتقام گرفتیم (و مؤمنان را یارى کردیم); و یارى مؤمنان، همواره حقى است بر عهده ما! (۴۷)
خداوند همان کسى است که بادها را مىفرستد تا ابرهایى را به حرکت در آورند، سپس آنها را در پهنه آسمان آن گونه که بخواهد مىگستراند و متراکم مىسازد; در این هنگام دانههاى باران را مىبینى که از لا به لاى آن خارج مىشود،هنگامى که این (باران حیاتبخش) را به هر کس از بندگانش که بخواهد مىرساند، ناگهان خوشحال مىشوند... (۴۸)
و قطعا پیش از آنکه بر آنان نازل شود مایوس بودند! (۴۹)
به آثار رحمت الهى بنگر که چگونه زمین را بعد از مردنش زنده مىکند; چنین کسى (که زمین مرده را زنده کرد) زندهکننده مردگان (در قیامت) است; و او بر همه چیز تواناست! (۵۰)
و اگر ما بادى بفرستیم (داغ و سوزان)، و بر اثر آن زراعت و باغ خود را زرد و پژمرده ببینند، (مایوس شده و) پس از آن راه کفران پیش مىگیرند! (۵۱)
تو نمىتوانى صداى خود را به گوش مردگان برسانى، و نه سخنت را به گوش کران هنگامى که روى برگردانند و دور شوند! (۵۲)
و (نیز) نمىتوانى نابینایان را از گمراهیشان هدایت کنى; تو تنها سخنت را به گوش کسانى مىرسانى که ایمان به آیات ما مىآورند و در برابر حق تسلیمند! (۵۳)
خدا همان کسى است که شما را آفرید در حالى که ضعیف بودید; سپس بعد از ناتوانى ، قوت بخشید و باز بعد از قوت، ضعف و پیرى قرار داد; او هر چه بخواهد مىآفریند، و دانا و تواناست. (۵۴)
و روزى که قیامت برپا شود، مجرمان سوگند یاد مىکنند که جز ساعتى (در عالم برزخ) درنگ نکردند! اینچنین از درک حقیقت بازگردانده مىشوند. (۵۵)
ولى کسانى که علم و ایمان به آنان داده شده مىگویند: «شما بفرمان خدا تا روز قیامت (در عالم برزخ) درنگ کردید، و اکنون روز رستاخیز است، اما شما نمىدانستید!» (۵۶)
آن روز عذرخواهى ظالمان سودى به حالشان ندارد، و توبه آنان پذیرفته نمىشود. (۵۷)
ما براى مردم در این قرآن از هر گونه مثال و مطلبى بیان کردیم; و اگر آیهاى براى آنان بیاورى، کافران مىگویند: «شما اهل باطلید (و اینها سحر و جادو است)!» (۵۸)
این گونه خداوند بر دلهاى آنان که آگاهى ندارند مهر مىنهد! (۵۹)
اکنون که چنین است صبر پیشه کن که وعده خدا حق است; و هرگز کسانى که ایمان ندارند تو را خشمگین نسازند (و از راه خود منحرف نکنند)! (۶۰)به نام خداوند بخشنده مهربان
الم (این حرف اشاره به اسماء الهی یا اسراری بین خدا و رسول اوست). (۱)
آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما ایمان (به خدا) آوردهایم رهاشان کنند و هیچ امتحانشان نکنند؟ (۲)
و محققاً ما اممی را که پیش از اینان بودند به امتحان و آزمایش آوردیم، و همانا خدا دروغگویان و راستگویان را کاملاً میشناسد. (۳)
آیا آنان که کار زشت و اعمال ناشایسته مرتکب میشوند پنداشتند که بر ما سبقت گیرند (و از عقاب ما خلاصی یابند)؟ بسیار بد حکم میکنند. (۴)
هر کس که به لقاء خدا (و مشاهده جمال و وصول به رحمت و جنّت او) امیدوار و مشتاق است (بداند که) هنگام اجل و وعده معین خدا البته فرا رسد و او (به گفتار و کردار خلق) شنوا و داناست. (۵)
و هر که (در راه ایمان) جهد و کوشش کند به سود خود کند که خدا از (طاعت و عبادت) عالمیان البته بینیاز است. (۶)
و آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند البته ما هم گناهانشان را محو و مستور کنیم و بهتر از آن اعمال نیکشان به آنها پاداش دهیم. (۷)
و ما به آدمی سفارش کردیم که در حق پدر و مادر خود نیکی کند، و اگر آنها (خود مشرک باشند و) کوشند تا تو به من (که خدای یگانهام) از روی جهل و نادانی شرک آوری هرگز اطاعت امر آنها مکن، که رجوع شما به سوی من است و من شما را به پاداش هر عمل که به جای آوردهاید آگاه میگردانم. (۸)
و آنان که ایمان آورده و کار نیکو کردند آنان را البته (به بهشت) در صف صالحان (و رتبه نیکان) آریم. (۹)
و بعضی مردم (از راه نفاق) میگویند: ما به خدا ایمان آوردیم، و چون رنج و آزاری در راه خدا ببینند فتنه و عذاب خلق را با عذاب خدا برابر شمرند (یعنی همان قدر که ترس عذاب خدا آنها را از کفر به ایمان میخواند ترس عذاب مردم هم از ایمان به کفر میکشد) و هر گاه ظفر و نصرتی از جانب خدایت (به مؤمنان) رسید (آن منافقان) گویند: ما هم با شما (و هم آیین شما) بودیم. آیا خدا بر آنچه در دلهای خلایق است داناتر نیست؟ (۱۰)
و البته خدا هم به احوال اهل ایمان داناست و هم از درون منافقان آگاه است. (۱۱)
و کافران به اهل ایمان گفتند: شما طریقهی ما را پیروی کنید (اگر به خطا رفتید) بار خطاهای شما را ما به دوش میگیریم، در صورتی که هیچ از بار گناهشان را به دوش نگیرند، آنها دروغ میگویند. (۱۲)
و آنها علاوه بر بار سنگین گناهان خود بار گناهان هر که را گمراه کردهاند نیز به دوش میگیرند و روز قیامت از آنچه دروغ میبستند سخت مؤاخذه میشوند. (۱۳)
و همانا نوح را (به رسالت) به سوی قومش فرستادیم و او هزار سال پنجاه سال کم میان قوم درنگ کرد، و چون همه ستمگر و ظالم بودند همه را طوفان هلاک فرا گرفت. (۱۴)
و تنها خود نوح را با اصحاب کشتی او (از غرق) نجات دادیم و آن کشتی را برای خلق عالم آیتی (از قدرت و رحمت خویش) قرار دادیم. (۱۵)
و ابراهیم را (نیز فرستادیم) که به قوم خود گفت: خدا را بپرستید و از او بترسید که پرستش و ترس خدا اگر بدانید (از هر چیز) برای شما بهتر است. (۱۶)
و بدانید که شما به جای خدا بتهایی (جماد و بیاثر) را میپرستید و دروغی میسازید (که نام خدا بر آنها مینهید، اینک بدانید که) آنچه را جز خدا میپرستید قادر بر رزق شما نیستند، پس روزی را از نزد خدا طلبید و او را پرستید و شکر (نعمت) وی به جای آرید (و بدانید که باز) رجوع شما به سوی اوست. (۱۷)
و اگر شما (مردم مکه، رسالت این پیامبر را) تکذیب میکنید (عجبی نیست زیرا) پیش از شما هم بسیاری از امم (پیمبران خود را) تکذیب کردند، و بر رسول جز آنکه به آشکار تبلیغ رسالت کند تکلیفی نیست. (۱۸)
آیا (مردم بارها به چشم خود) ندیدند که خدا چگونه ابتدا خلق را ایجاد میکند و باز به اصل خود بر میگرداند؟ این کار بر خدا بسیار آسان است. (۱۹)
بگو که در زمین سیر کنید و ببینید که خدا چگونه خلق را ایجاد کرده (تا از مشاهدهی اسرار خلقت نخست بر شما به خوبی روشن شود که) سپس خدا نشئهی آخرت را ایجاد خواهد کرد، همانا خدا بر هر چیز تواناست. (۲۰)
هر که را (از اهل گناه) بخواهد (به عدل) عذاب میکند و هر که را بخواهد (به لطف و رحمت) میبخشد و شما را به سوی او باز میگردانند. (۲۱)
و شما (مخلوق عاجز) نه هرگز (خدای قادر مطلق را) در زمین و آسمان عاجز توانید کرد و نه جز خدا نگهبان و یاوری دارید. (۲۲)
و آنان که به آیات خدا و شهود لقای او کافر شدند آنها از رحمت (و نعمت بهشت) من ناامیدند و سخت به عذاب دردناک گرفتار خواهند شد. (۲۳)
(بعد از این همه نصایح و اندرز ابراهیم) باز قوم جز آنکه گفتند: او را بکشید و در آتش بسوزانید پاسـخ ندادند، و خدا او را از آتش (نمرودیان) نجات داد. در این حکایت برای قومی که به خدا ایمان آرند آیتهایی (از قدرت الهی) پدیدار است. (۲۴)
باز ابراهیم گفت: (ای مردم شما خود میدانید که) بتهایی را که به جای خدای یکتا به خدایی بر گرفتهاید تنها برای حفظ دوستی (و استفادهی مادی دو روزه) دنیای خود اتخاذ کردهاید و چون روز قیامت شود در آن روز شما از یکدیگر بیزاری جویید و به یکدیگر لعن و نفرین کنید، و جایگاه ابدی تمام شما آتش دوزخ است و هیچ یاوری ابدا ندارید. (۲۵)
پس (خواهرزادهاش) لوط به او ایمان آورد، و (ابراهیم به او) گفت که من (از این دیار شرک) هجرت به سوی خدای خود خواهم کرد که او (بر حفظ من از دشمن) مقتدر و (به صلاح امورم) داناست. (۲۶)
و ما اسحاق و (فرزندزادهاش) یعقوب را به او عطا کردیم و در خاندانش مقام نبوت و کتاب آسمانی برقرار نمودیم و در دنیا هم (به نعمت فرزندان صالح و نام نیکو و سایر نعم الهی) اجر او را دادیم و در آخرت نیز وی در صف صالحان (و هم رتبه مقربان) خواهد بود. (۲۷)
و لوط (به رسالت فرستادیم) که به قوم خود گفت: شما به عمل زشتی اقدام میکنید که هیچ کس در عالم پیش از شما مرتکب نشده است! (۲۸)
آیا شما به شهوترانی با مردان خلوت کرده و راه (فطرت زناشویی) را قطع میکنید و در مجامع خود (بی هیچ خجلت) به کار قبیح میپردازید؟! قوم لوط جز آنکه (به طعنه) گفتند: اگر راست میگویی عذاب خدا را بر ما نازل کن به او ابداً جوابی ندادند. (۲۹)
لوط گفت: پروردگارا، مرا بر (محو) این قوم فاسد یاری کن. (۳۰)
و چون رسولان ما (فرشتگان عالم قدس) به ابراهیم بشارت (فرزند) آوردند گفتند: ما (به امر خدا) اهل این دیار را که قومی سخت ظالم و بدکارند هلاک میکنیم. (۳۱)
ابراهیم به فرشتگان گفت: لوط هم (که بندهی صالح موحد پاکی است) در این دیار است! پاسـخ دادند که ما به احوال آن که در این دیار است بهتر آگاهیم، ما او را با همه اهل بیتش غیر زن وی که در میان اهل هلاکت باقی ماند البته نجات خواهیم داد. (۳۲)
و چون رسولان ما نزد لوط آمدند، لوط از آمدن آنها (که ناشناس و با صورت زیبا بودند) اندوهگین و دلتنگ گردید، و فرشتگان گفتند: هیچ بیمناک و غمگین مباش که ما تو را با همه اهل بیتت غیر آن زن کافرت که در میان اهل هلاک واماند نجات میدهیم. (۳۳)
ما بر اهل این دیار که فاسق و بدکارند از آسمان عذابی سخت نازل کنیم. (۳۴)
و همانا از آن دیار لوط آثار خرابی را وا گذاشتیم تا آیتی روشن برای (عبرت) عاقلان باشد. (۳۵)
و شعیب را که برادر مهربانی برای قومش بود (به رسالت) به سوی اهل مدین (فرستادیم)، او با قوم گفت که ای قوم، همیشه خدا را پرستید و به روز قیامت (و سعادت آخرت) امیدوار باشید و هرگز در روی زمین فساد و تبهکاری مکنید (که آسایش دو گیتی در این نصایح است). (۳۶)
قوم شعیب او را تکذیب کردند و (به کیفر آن، شبی) زلزلهای سخت آنان را در گرفت و صبحگاه همه را در خانههاشان مرگ به زانو در آورد. (۳۷)
و قوم عاد و ثمود را که منازل (خراب و ویران) شان را به چشم میبینید آنها نیز با آنکه بینا و هوشیار بودند چون شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان نیکو جلوه داد و از راه (حق) آنها را باز داشت همه را هلاک و نابود گردانیدیم. (۳۸)
و قارون و فرعون و هامان را هم که موسی (علیهالسّلام) با معجزات روشن به هدایت آنها آمد (و به او نگرویدند و) باز در زمین تکبر و ظلم و طغیان کردند (همه را هلاک کردیم) و (بر قهر حق) سبقت نگرفتند (و راه نجاتی نیافتند). (۳۹)
ما هر طایفهای را به کیفر گناهش مؤاخذه کردیم، بعضی را بر سرشان سنگ بلا فرو باریدیم و برخی را صیحهی عذاب آسمانی در گرفت و برخی را به زلزلهی زمین و گروهی دیگر را به غرق دریا به هلاکت رسانیدیم، و خدا به آنان هیچ ستم نکرد لیکن آنها خود در حق خویش ستم میکردند. (۴۰)
مثل حال آنان که خدا را فراموش کرده و غیر خدا را به دوستی و سرپرستی برگرفتند (در سستی و بیبنیادی) حکایت خانهای است که عنکبوت بنیاد کند و اگر بدانند سستترین بنا خانه عنکبوت است. (۴۱)
خدا بر آنچه که به غیر او بخوانند (و پرستش کنند) آگاه است و او (بر انتقام اهل شرک و ریا) مقتدر و (به دقایق امور عالم) داناست. (۴۲)
و ما این همه مثلها را برای مردم میزنیم (تا حقایق برای آنها روشن شود) و لیکن به جز مردم دانشمند کسی تعقل در آنها نخواهد کرد. (۴۳)
خدا آسمانها و زمین را به حق (و در کمال حکمت) آفریده (نه بر باطل و لغو و عبث) و در این خلقت آسمان و زمین آیت و نشانهای (از ربوبیت) برای اهل ایمان کاملاً پدیدار است. (۴۴)
(ای رسول ما) آنچه را که از کتاب (آسمانی قرآن) بر تو وحی شد (بر خلق) تلاوت کن و نماز را (که بزرگ عبادت خداست) به جای آر، که همانا نماز است که (اهل نماز را) از هر کار زشت و منکر باز میدارد و همانا ذکر خدا بزرگتر (و برتر از حدّ اندیشه خلق) است، و خدا به هر چه (برای خشنودی او و به یاد او) کنید آگاه است. (۴۵)
و شما مسلمانان با اهل کتاب (یهود و نصاری و مجوس) جز به نیکوترین طریق بحث و مجادله مکنید مگر با ستمکاران از آنها، و (با اهل کتاب) بگویید که ما به کتاب آسمانی قرآن که بر ما نازل شده و به کتب آسمانی شما به همه ایمان آوردهایم و خدای ما و شما یکی است و ما تسلیم و مطیع فرمان اوییم. (۴۶)
و ما همچنان (که بر رسولان پیشین کتاب آسمانی تورات و انجیل و زبور فرستادیم) بر تو هم (ای رسول) کتاب (آسمانی قرآن) را نازل کردیم، پس آنان که به آن کتب که بر ایشان فرستادیم ایمان آوردند به این کتاب نیز ایمان آرند و از این گروه (اهل مکه) هم بعضی به آنان ایمان آورند و به جز کافران هیچ کس آیات ما را انکار نخواهد کرد. (۴۷)
و تو از این پیش نه توانستی کتابی خواند و نه خطی نگاشت که در آن صورت مبطلان (منکر قرآن) در نبوتت شک و ریبی میکردند (و میگفتند این کتاب به وحی خدا نیست و خود از روی کتب سابقین جمع و تألیف کرده است). (۴۸)
بلکه این قرآن آیات روشن الهی است در لوح سینهی آنان که (از خدا نور) علم و دانش یافتند، و آیات ما را جز مردم ستمکار انکار نکنند. (۴۹)
و کافران گفتند: (این مرد اگر رسول خداست) چرا بر او آیات و معجزاتی از جانب خدایش نازل نشد؟ بگو: آیات نزد خدا (و به امر خدا) است، من (که رسولم) جز آنکه (خلق را از انتقام خدا) بترسانم وظیفه ندارم. (۵۰)
آیا اینان را (که تقاضای معجزه میکنند) این معجزه کفایت نکرد که چنین کتاب بزرگ را که بر آنان تلاوت میشود ما بر تو فرستادیم؟ و همانا در آن برای اهل ایمان البته رحمت و یادآوری و پندی خواهد بود. (۵۱)
بگو: میان من و شما خدا گواهی کافی است، که او به هر چه در آسمانها و زمین است آگاه است. و آنان که به باطل گرویدند و به خدا کافر شدند هم آنان به حقیقت زیانکاران عالمند. (۵۲)
منکران (به تمسخر) از تو تقاضای تعجیل در نزول عذاب میکنند، و اگر وقت معین آن (در علم ازلی، قیامت) نبود عذاب حق بر آنها میرسید، و البته ناگهانی در حالی که غافل و بیخبر باشند بر آنان خواهد آمد. (۵۳)
(و این کافران) از تو به تعجیل عذاب میطلبند در صورتی که شرارهی عذاب جهنم به کافران احاطه نموده است. (۵۴)
(اینان را متذکر ساز به آن) روزی که عذاب خدا از بالا و زیر پا آنها را فرو گیرد، و (خدا یا منادی حق) گوید: (امروز) بچشید کیفر آنچه (در دنیا) عمل میکردید. (۵۵)
این بندگان با ایمان من، زمین من بسیار وسیع است در این صورت (اگر از جور کفار در سرزمینی به تنگ آمده و به کفر مجبور شوید از آن جا به دیار دیگر هجرت کنید و هر کجا باشید) مرا منحصراً به اخلاص پرستش کنید. (۵۶)
هر نفسی (طعم ناگوار) مرگ را خواهد چشید، و پس از مرگ شما را به سوی ما باز گردانند. (۵۷)
و آنان که ایمان آوردند و به اعمال نیکو پرداختند البته آنها را به عمارات عالی بهشتی که زیر درختانش نهرها جاری است منزل دهیم که در آن زندگانی ابدی کنند، آن جا پاداش نیکویی برای نیکوکاران عالم است. (۵۸)
آنان که (در راه دین خدا) صبر و شکیبایی پیشه کردند و بر پروردگار خود توکل مینمودند. (۵۹)
و (در کار رزق به خدا توکل کنید نه بر سعی خود که) چه بسیار حیوانات که خود بار روزی خود نکشند، خدا (بدون هیچ کوشش) به آنها و هم به شما روزی میرساند، و او شنوا (ی دعای محتاجان) و دانا (به احوال بندگان) است. (۶۰)
و اگر از این کافران مشرک سوال کنی که آسمانها و زمین را که آفریده و خورشید و ماه مسخر فرمان کیست؟ به یقین جواب دهند که خدا (آفریده)، پس چگونه (با این اقرار، از توحید و معرفت خدا) رویگردان میشوند؟ (۶۱)
خداست که هر کس از بندگان را خواهد وسیع روزی و یا تنگ روزی میگرداند، که همانا او به هر چیزی (از مصالح خلایق) داناست. (۶۲)
و اگر از این کافران مشرک سوال کنی که آن کیست که از آسمان باران نازل سازد تا زمین را به آن پس از (فصل خزان و) مرگ (گیاهان، باز به نسیم جانبخش بهار) زنده گرداند؟ به یقین جواب دهند که آن خداست. بگو: ستایش مخصوص خدای یکتاست. آری و لیک اکثر این مردم عقل خود را به کار نگیرند (تا این حقیقت را دریابند). (۶۳)
این زندگانی چند روزهی دنیا (اگر نه در پرستش حق و سعادت آخرت صرف شود) افسوس و بازیچهای بیش نیست، و زندگانی اگر مردم بدانند به حقیقتدار آخرت است (که حیاتش جاوید و نعمتش بیرنج و زوال است). (۶۴)
این مردم مشرک چون به کشتی نشینند (و به دست امواج خطر افتند در آن حال) تنها خدا را به اخلاص کامل در دین میخوانند، و چون از خطر دریا به ساحل نجاتشان رساند (باز به خدای یکتا) مشرک میشوند. (۶۵)
تا هر نعمتی را که ما به آنها عطا کردهایم کفران کنند و (تا مدتی) بهرهمند باشند، اما به زودی خواهند دانست. (۶۶)
آیا (کافران اهل مکه) ندیدند که آن شهر را حرم امن و امان قرار دادیم در صورتی که از اطرافشان مردم (ضعیف) را به قتل و غارت میربایند؟ آیا باز به باطل میگروند و به نعمت خدا کافر میشوند؟ (۶۷)
آیا هیچ کس از آن که بر خدا دروغ بست و (رسول) حق را که برای (هدایت) او آمد تکذیب کرد (در عالم) ستمکارتر هست؟ آیا جایگاه کافران (ستمکار) در آتش دوزخ نیست؟ (۶۸)
و آنان که در (راه) ما (به جان و مال) جهد و کوشش کردند محققاً آنها را به راههای (معرفت و لطف) خویش هدایت میکنیم، و همیشه خدا یار نکوکاران است. (۶۹)
به نام خداوند رحمتگر مهربان
الف لام میم صاد«1»
کتابى است که به
سوى تو فرو فرستاده شده است پس نباید در سینه تو از ناحیه آن تنگى باشد تا
به وسیله آن هشدار دهى و براى مؤمنان پندى باشد«2»
آنچه را از جانب پروردگارتان به سوى شما فرو فرستاده شده است پیروى کنید و جز او از معبودان [دیگر] پیروى مکنید چه اندک پند مىگیرید«3»
و چه بسیار شهرها که [مردم] آن را به هلاکت رسانیدیم و در حالى که به خواب شبانگاهى رفته یا نیمروز غنوده بودند عذاب ما به آنها رسید«4»
و هنگامى که عذاب ما بر آنان آمد سخنشان جز این نبود که گفتند راستى که ما ستمکار بودیم«5»
پس قطعا از کسانى که [پیامبران] به سوى آنان فرستاده شدهاند خواهیم پرسید و قطعا از [خود] فرستادگان [نیز] خواهیم پرسید«6»
و از روى دانش به آنان گزارش خواهیم داد و ما [از احوال آنان] غایب نبودهایم«7»
و در آن روز سنجش [اعمال] درست است پس هر کس میزانهاى [عمل] او گران باشد آنان خود رستگارانند«8»
و هر کس میزانهاى [عمل] او سبک باشد پس آنانند که به خود زیان زدهاند چرا که به آیات ما ستم کردهاند«9»
و قطعا شما را در زمین قدرت عمل دادیم و براى شما در آن وسایل معیشت نهادیم [اما] چه کم سپاسگزارى مىکنید«10»
و در حقیقتشما
را خلق کردیم سپس به صورتگرى شما پرداختیم آنگاه به فرشتگان گفتیم براى آدم
سجده کنید پس [همه] سجده کردند جز ابلیس که از سجدهکنندگان نبود«11»
فرمود چون تو را
به سجده امر کردم چه چیز تو را باز داشت از اینکه سجده کنى گفت من از او
بهترم مرا از آتشى آفریدى و او را از گل آفریدى«12»
فرمود از آن [مقام] فرو شو تو را نرسد که در آن [جایگاه] تکبر نمایى پس بیرون شو که تو از خوارشدگانى«13»
گفت مرا تا روزى که [مردم] برانگیخته خواهند شد مهلت ده«14»
فرمود تو از مهلتیافتگانى«15»
گفت پس به سبب آنکه مرا به بیراهه افکندى من هم براى [فریفتن] آنان حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست«16»
آنگاه از پیش رو و از پشتسرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مىتازم و بیشترشان را شکرگزار نخواهى یافت«17»
فرمود نکوهیده و رانده از آن [مقام] بیرون شو که قطعا هر که از آنان از تو پیروى کند جهنم را از همه شما پر خواهم کرد«18»
و اى آدم تو با جفتخویش در آن باغ سکونت گیر و از هر جا که خواهید بخورید و[لى] به این درخت نزدیک مشوید که از ستمکاران خواهید شد«19»
پس شیطان آن دو
را وسوسه کرد تا آنچه را از عورتهایشان برایشان پوشیده مانده بود براى آنان
نمایان گرداند و گفت پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد جز [براى]
آنکه [مبادا] دو فرشته گردید یا از [زمره] جاودانان شوید«20»
و براى آن دو سوگند یاد کرد که من قطعا از خیرخواهان شما هستم«21»
پس آن دو را با
فریب به سقوط کشانید پس چون آن دو از [میوه] آن درخت [ممنوع] چشیدند
برهنگىهایشان بر آنان آشکار شد و به چسبانیدن برگ[هاى درختان] بهشت بر خود
آغاز کردند و پروردگارشان بر آن دو بانگ بر زد مگر شما را از این درخت منع
نکردم و به شما نگفتم که در حقیقتشیطان براى شما دشمنى آشکار است«22»
گفتند پروردگارا ما بر خویشتن ستم کردیم و اگر بر ما نبخشایى و به ما رحم نکنى مسلما از زیانکاران خواهیم بود«23»
فرمود فرود آیید که بعضى از شما دشمن بعضى [دیگر]ید و براى شما در زمین تا هنگامى [معین] قرارگاه و برخوردارى است«24»
فرمود در آن زندگى مىکنید و در آن مىمیرید و از آن برانگیخته خواهید شد«25»
اى فرزندان آدم
در حقیقت ما براى شما لباسى فرو فرستادیم که عورتهاى شما را پوشیده مىدارد
و [براى شما] زینتى است و[لى] بهترین جامه [لباس] تقوا است این از
نشانههاى [قدرت] خداست باشد که متذکر شوند«26»
اى
فرزندان آدم زنهار تا شیطان شما را به فتنه نیندازد چنانکه پدر و مادر شما
را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از ایشان برکند تا عورتهایشان را بر
آنان نمایان کند در حقیقت او و قبیلهاش شما را از آنجا که آنها را
نمىبینید مىبینند ما شیاطین را دوستان کسانى قرار دادیم که ایمان
نمىآورند«27»
و چون کار زشتى
کنند مىگویند پدران خود را بر آن یافتیم و خدا ما را بدان فرمان داده است
بگو قطعا خدا به کار زشت فرمان نمىدهد آیا چیزى را که نمىدانید به خدا
نسبت مىدهید«28»
بگو پروردگارم به
دادگرى فرمان داده است و [اینکه] در هر مسجدى روى خود را مستقیم [به سوى
قبله] کنید و در حالى که دین خود را براى او خالص گردانیدهاید وى را
بخوانید همان گونه که شما را پدید آورد [به سوى او] برمىگردید«29»
[در حالى که]
گروهى را هدایت نموده و گروهى گمراهى بر آنان ثابتشده است زیرا آنان
شیاطین را به جاى خدا دوستان [خود] گرفتهاند و مىپندارند که
راهیافتگانند«30»
اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگیرید و بخورید و بیاشامید و[لى] زیادهروى مکنید که او اسرافکاران را دوست نمىدارد«31»
[اى پیامبر] بگو
زیورهایى را که خدا براى بندگانش پدید آورده و [نیز ] روزیهاى پاکیزه را چه
کسى حرام گردانیده بگو این [نعمتها] در زندگى دنیا براى کسانى است که
ایمان آوردهاند و روز قیامت [نیز] خاص آنان مىباشد این گونه آیات [خود]
را براى گروهى که مىدانند به روشنى بیان مىکنیم«32»
بگو پروردگار من
فقط زشتکاریها را چه آشکارش [باشد] و چه پنهان و گناه و ستم ناحق را حرام
گردانیده است و [نیز] اینکه چیزى را شریک خدا سازید که دلیلى بر [حقانیت]
آن نازل نکرده و اینکه چیزى را که نمىدانید به خدا نسبت دهید«33»
و براى هر امتى اجلى است پس چون اجلشان فرا رسد نه [مىتوانند] ساعتى آن را پس اندازند و نه پیش«34»
اى فرزندان آدم
چون پیامبرانى از خودتان براى شما بیایند و آیات مرا بر شما بخوانند پس هر
کس به پرهیزگارى و صلاح گراید نه بیمى بر آنان خواهد بود و نه اندوهگین مى
شوند«35»
و کسانى که آیات ما را دروغ انگاشتند و از [پذیرش] آنها تکبر ورزیدند آنان همدم آتشند [و] در آن جاودانند«36»
پس کیستستمکارتر
از آن کس که بر خدا دروغ بندد یا آیات او را تکذیب کند اینان کسانى هستند
که نصیبشان از آنچه مقرر شده به ایشان خواهد رسید تا آنگاه که فرشتگان ما
به سراغشان بیایند که جانشان بستانند مىگویند آنچه غیر از خدا مىخواندید
کجاست مىگویند از [چشم] ما ناپدید شدند و علیه خود گواهى مىدهند که آنان
کافر بودند«37»
مىفرماید در
میان امتهایى از جن و انس که پیش از شما بودهاند داخل آتش شوید هر بار که
امتى [در آتش] درآید همکیشان خود را لعنت کند تا وقتى که همگى در آن به هم
پیوندند [آنگاه] پیروانشان در باره پیشوایانشان مىگویند پروردگارا اینان
ما را گمراه کردند پس دو برابر عذاب آتش به آنان بده [خدا] مىفرماید براى
هر کدام [عذاب] دو چندان است ولى شما نمىدانید«38»
و پیشوایانشان به پیروانشان مىگویند شما را بر ما امتیازى نیست پس به سزاى آنچه به دست مىآوردید عذاب را بچشید«39»
در حقیقت کسانى
که آیات ما را دروغ شمردند و از [پذیرفتن] آنها تکبر ورزیدند درهاى آسمان
را برایشان نمىگشایند و در بهشت درنمىآیند مگر آنکه شتر در سوراخ سوزن
داخل شود و بدینسان بزهکاران را کیفر مىدهیم«40»
براى آنان از جهنم بسترى و از بالایشان پوششهاست و این گونه بیدادگران را سزا مىدهیم«41»
و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردهاند هیچ کسى را جز به قدر توانش تکلیف نمىکنیم آنان همدم بهشتند [که] در آن جاودانند«42»
و هر گونه
کینهاى را از سینههایشان مىزداییم از زیر [قصرهاى]شان نهرها جارى است و
مىگویند ستایش خدایى را که ما را بدین [راه] هدایت نمود و اگر خدا ما را
رهبرى نمىکرد ما خود هدایت نمىیافتیم در حقیقت فرستادگان پروردگار ما حق
را آوردند و به آنان ندا داده مىشود که این همان بهشتى است که آن را به
[پاداش] آنچه انجام مىدادید میراث یافتهاید«43»
و بهشتیان
دوزخیان را آواز مىدهند که ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود
رستیافتیم آیا شما [نیز] آنچه را پروردگارتان وعده کرده بود راست و
درستیافتید مىگویند آرى پس آوازدهندهاى میان آنان آواز درمىدهد که
لعنتخدا بر ستمکاران باد«44»
همانان که [مردم را] از راه خدا باز مىدارند و آن را کج مىخواهند و آنها آخرت را منکرند«45»
و میان آن دو
[گروه] حایلى است و بر اعراف مردانى هستند که هر یک [از آن دو دسته] را از
سیمایشان مىشناسند و بهشتیان را که هنوز وارد آن نشده و[لى] [بدان] امید
دارند آواز مىدهند که سلام بر شما«46»
و چون چشمانشان به سوى دوزخیان گردانیده شود مىگویند پروردگارا ما را در زمره گروه ستمکاران قرار مده«47»
و اهل ا عراف
مردانى را که آنان را از سیمایشان مىشناسند ندا مى دهند [و] مىگویند
جمعیتشما و آن [همه] گردنکشى که مىکردید به حال شما سودى نداشت«48»
آیا اینان همان
کسان نبودند که سوگند یاد مىکردید که خدا آنان را به رحمتى نخواهد رسانید
[اینک] به بهشت درآیید نه بیمى بر شماست و نه اندوهگین مىشوید«49»
و دوزخیان
بهشتیان را آواز مىدهند که از آن آب یا از آنچه خدا روزى شما کرده بر ما
فرو ریزید مىگویند خدا آنها را بر کافران حرام کرده است«50»
همانان که دین
خود را سرگرمى و بازى پنداشتند و زندگى دنیا مغرورشان کرد پس همان گونه که
آنان دیدار امروز خود را از یاد بردند و آیات ما را انکار مىکردند ما [هم]
امروز آنان را از یاد مىبریم«51»
و در حقیقت ما
براى آنان کتابى آوردیم که آن را از روى دانش روشن و شیوایش ساختهایم و
براى گروهى که ایمان مىآورند هدایت و رحمتى است«52»
آیا [آنان] جز در
انتظار تاویل آنند روزى که تاویلش فرا رسد کسانى که آن را پیش از آن به
فراموشى سپردهاند مىگویند حقا فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند پس آیا
[امروز] ما را شفاعتگرانى هست که براى ما شفاعت کنند یا [ممکن است به
دنیا] بازگردانیده شویم تا غیر از آنچه انجام مىدادیم انجام دهیم به راستى
که [آنان] به خویشتن زیان زدند و آنچه را به دروغ مىساختند از کف دادند«53»
در حقیقت
پروردگار شما آن خدایى است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر
عرش [جهاندارى] استیلا یافت روز را به شب که شتابان آن را مى طلبد
مىپوشاند و [نیز] خورشید و ماه و ستارگان را که به فرمان او رام شدهاند
[پدید آورد] آگاه باش که [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدایى است
پروردگار جهانیان«54»
پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانید که او از حدگذرندگان را دوست نمىدارد«55»
و در زمین پس از اصلاح آن فساد مکنید و با بیم و امید او را بخوانید که رحمتخدا به نیکوکاران نزدیک است«56»
و اوست که بادها
را پیشاپیش [باران] رحمتش مژدهرسان مىفرستد تا آن گاه که ابرهاى گرانبار
را بردارند آن را به سوى سرزمینى مرده برانیم و از آن باران فرود آوریم و
از هر گونه میوهاى [از خاک] برآوریم بدینسان مردگان را [نیز از قبرها]
خارج مىسازیم باشد که شما متذکر شوید«57»
و زمین پاک [و
آماده] گیاهش به اذن پروردگارش برمىآید و آن [زمینى] که ناپاک [و نامناسب]
است [گیاهش] جز اندک و بىفایده برنمىآید این گونه آیات [خود] را براى
گروهى که شکر مىگزارند گونهگون بیان مىکنیم«58»
همانا نوح را به
سوى قومش فرستادیم پس گفت اى قوم من خدا را بپرستید که براى شما معبودى جز
او نیست من از عذاب روزى سترگ بر شما بیمناکم«59»
سران قومش گفتند واقعا ما تو را در گمراهى آشکارى مىبینیم«60»
گفت اى قوم من هیچ گونه گمراهى در من نیست بلکه من فرستادهاى از جانب پروردگار جهانیانم«61»
پیامهاى پروردگارم را به شما مىرسانم و اندرزتان مىدهم و چیزهایى از خدا مىدانم که [شما] نمىدانید«62»
آیا تعجب کردید
که بر مردى از خودتان پندى از جانب پروردگارتان براى شما آمده تا شما را
بیم دهد و تا شما پرهیزگارى کنید و باشد که مورد رحمت قرار گیرید«63»
پس او را تکذیب
کردند و ما او و کسانى را که با وى در کشتى بودند نجات دادیم و کسانى را که
آیات ما را دروغ پنداشتند غرق کردیم زیرا آنان گروهى کور[دل] بودند«64»
و به سوى عاد برادرشان هود را [فرستادیم] گفت اى قوم من خدا را بپرستید که براى شما معبودى جز او نیست پس آیا پرهیزگارى نمىکنید«65»
سران قومش که کافر بودند گفتند در حقیقت ما تو را در [نوعى] سفاهت مىبینیم و جدا تو را از دروغگویان مىپنداریم«66»
گفت اى قوم من در من سفاهتى نیست ولى من فرستادهاى از جانب پروردگار جهانیانم«67»
پیامهاى پروردگارم را به شما مىرسانم و براى شما خیر خواهى امینم«68»
آیا تعجب کردید
که بر مردى از خودتان پندى از جانب پروردگارتان براى شما آمده تا شما را
هشدار دهد و به خاطر آورید زمانى را که [خداوند] شما را پس از قوم نوح
جانشینان [آنان] قرار داد و در خلقت بر قوت شما افزود پس نعمتهاى خدا را به
یاد آورید باشد که رستگار شوید«69»
گفتند آیا به سوى
ما آمدهاى که تنها خدا را بپرستیم و آنچه را که پدرانمان مى پرستیدند رها
کنیم اگر راست مىگویى آنچه را به ما وعده مىدهى براى ما بیاور«70»
گفت راستى که
عذاب و خشمى [سخت] از پروردگارتان بر شما مقرر گردیده است آیا در باره
نامهایى که خود و پدرانتان [براى بتها] نامگذارى کردهاید و خدا بر
[حقانیت] آنها برهانى فرو نفرستاده با من مجادله مىکنید پس منتظر باشید که
من [هم] با شما از منتظرانم«71»
پس او و کسانى را که با او بودند به رحمتى از خود رهانیدیم و کسانى را که آیات ما را دروغ شمردند و مؤمن نبودند ریشهکن کردیم«72»
و به سوى [قوم]
ثمود صالح برادرشان را [فرستادیم] گفت اى قوم من خدا را بپرستید براى شما
معبودى جز او نیست در حقیقت براى شما از جانب پروردگارتان دلیلى آشکار آمده
است این مادهشتر خدا براى شماست که پدیدهاى شگرف است پس آن را بگذارید
تا در زمین خدا بخورد و گزندى به او نرسانید تا [مبادا] شما را عذابى
دردناک فرو گیرد«73»
و به یاد آورید
هنگامى را که شما را پس از [قوم] عاد جانشینان [آنان] گردانید و در زمین به
شما جاى [مناسب] داد در دشتهاى آن [براى خود] کاخهایى اختیار مى کردید و
از کوهها خانههایى [زمستانى] مىتراشیدید پس نعمتهاى خدا را به یاد آورید و
در زمین سر به فساد برمدارید«74»
سران قوم او که
استکبار مىورزیدند به مستضعفانى که ایمان آورده بودند گفتند آیا مىدانید
که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است گفتند بىتردید ما به آنچه وى
بدان سالتیافته است مؤمنیم«75»
کسانى که استکبار مىورزیدند گفتند ما به آنچه شما بدان ایمان آوردهاید کافریم«76»
پس آن مادهشتر
را پى کردند و از فرمان پروردگار خود سرپیچیدند و گفتند اى صالح اگر از
پیامبرانى آنچه را به ما وعده مىدهى براى ما بیاور«77»
آنگاه زمینلرزه آنان را فرو گرفت و در خانه هایشان از پا درآمدند«78»
پس [صالح] از
ایشان روى برتافت و گفت اى قوم من به راستى من پیام پروردگارم را به شما
رساندم و خیر شما را خواستم ولى شما [خیرخواهان و نصیحتگران] را دوست
نمىدارید«79»
و لوط را
[فرستادیم] هنگامى که به قوم خود گفت آیا آن کار زشت[ى] را مرتکب مىشوید
که هیچ کس از جهانیان در آن بر شما پیشى نگرفته است«80»
شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان درمىآمیزید آرى شما گروهى تجاوزکارید«81»
ولى پاسـخ قومش جز این نبود که گفتند آنان را از شهرتان بیرون کنید زیرا آنان کسانىاند که به پاکى تظاهر مىکنند«82»
پس او و خانوادهاش را غیر از زنش که از زمره باقیماندگان [در خاکستر مواد گوگردى] بود نجات دادیم«83»
و بر سر آنان بارشى [از مواد گوگردى] بارانیدیم پس ببین فرجام گنهکاران چسان بود«84»
و به سوى [مردم]
مدین برادرشان شعیب را [فرستادیم] گفت اى قوم من خدا را بپرستید که براى
شما هیچ معبودى جز او نیست در حقیقتشما را از جانب پروردگارتان برهانى
روشن آمده است پس پیمانه و ترازو را تمام نهید و اموال مردم را کم مدهید و
در زمین پس از اصلاح آن فساد مکنید این [رهنمودها] اگر مؤمنید براى شما
بهتر است«85»
و بر سر هر راهى
منشینید که [مردم را] بترسانید و کسى را که ایمان به خدا آورده از راه خدا
باز دارید و راه او را کج بخواهید و به یاد آورید هنگامى را که اندک بودید
پس شما را بسیار گردانید و بنگرید که فرجام فسادکاران چگونه بوده است«86»
و اگر گروهى از
شما به آنچه من بدان فرستاده شدهام ایمان آورده و گروه دیگر ایمان
نیاوردهاند صبر کنید تا خدا میان ما داورى کند [که] او بهترین داوران است«87»
سران قومش که
تکبر مىورزیدند گفتند اى شعیب یا تو و کسانى را که با تو ایمان آوردهاند
از شهر خودمان بیرون خواهیم کرد یا به کیش ما برگردید گفت آیا هر چند کراهت
داشته باشیم«88»
اگر بعد از آنکه
خدا ما را از آن نجات بخشیده [باز] به کیش شما برگردیم در حقیقت به خدا
دروغ بستهایم و ما را سزاوار نیست که به آن بازگردیم مگر آنکه خدا
پروردگار ما بخواهد [که] پروردگار ما از نظر دانش بر هر چیزى احاطه دارد بر
خدا توکل کردهایم بار پروردگارا میان ما و قوم ما به حق داورى کن که تو
بهترین داورانى«89»
و سران قومش که کافر بودند گفتند اگر از شعیب پیروى کنید در این صورت قطعا زیانکارید«90»
پس زمینلرزه آنان را فرو گرفت و در خانههایشان از پا درآمدند«91»
کسانى که شعیب را تکذیب کرده بودند گویى خود در آن [دیار] سکونت نداشتند کسانى که شعیب را تکذیب کرده بودند خود همان زیانکاران بودند«92»
پس [شعیب] از
ایشان روى برتافت و گفت اى قوم من به راستى که پیامهاى پروردگارم را به شما
رسانیدم و پندتان دادم دیگر چگونه بر گروهى که کافرند دریغ بخورم«93»
و در هیچ شهرى پیامبرى نفرستادیم مگر آنکه مردمش را به سختى و رنج دچار کردیم تا مگر به زارى درآیند«94»
آنگاه به جاى بدى
[=بلا] نیکى [=نعمت] قرار دادیم تا انبوه شدند و گفتند پدران ما را [هم
مسلما به حکم طبیعت] رنج و راحت مىرسیده است پس در حالى که بى خبر بودند
بناگاه [گریبان] آنان را گرفتیم«95»
و اگر مردم شهرها
ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعا برکاتى از آسمان و زمین برایشان
مىگشودیم ولى تکذیب کردند پس به [کیفر] دستاوردشان [گریبان] آنان را
گرفتیم«96»
آیا ساکنان شهرها ایمن شدهاند از اینکه عذاب ما شامگاهان در حالى که به خواب فرو رفتهاند به آنان برسد«97»
و آیا ساکنان شهرها ایمن شدهاند از اینکه عذاب ما نیمروز در حالى که به بازى سرگرمند به ایشان دررسد«98»
آیا از مکر خدا خود را ایمن دانستند [با آنکه] جز مردم زیانکار [کسى] خود را از مکر خدا ایمن نمىداند«99»
مگر براى کسانى
که زمین را پس از ساکنان [پیشین] آن به ارث مىبرند باز ننموده است که اگر
مىخواستیم آنان را به [کیفر] گناهانشان مىرساندیم و بر دلهایشان مهر
مىنهادیم تا دیگر نشنوند «100»
این شهرهاست که
برخى از خبرهاى آن را بر تو حکایت مىکنیم در حقیقت پیامبرانشان دلایل روشن
برایشان آوردند اما آنان به آنچه قبلا تکذیب کرده بودند [باز] ایمان
نمىآوردند این گونه خدا بر دلهاى کافران مهر مىنهد «101»
و در بیشتر آنان عهدى [استوار] نیافتیم و بیشترشان را جدا نافرمان یافتیم «102»
آنگاه بعد از
آنان موسى را با آیات خود به سوى فرعون و سران قومش فرستادیم ولى آنها به
آن [آیات] کفر ورزیدند پس ببین فرجام مفسدان چگونه بود «103»
و موسى گفت اى فرعون بىتردید من پیامبرى از سوى پروردگار جهانیانم «104»
شایسته است که بر
خدا جز [سخن] حق نگویم من در حقیقت دلیلى روشن از سوى پروردگارتان براى
شما آوردهام پس فرزندان اسرائیل را همراه من بفرست «105»
[فرعون] گفت اگر معجزهاى آوردهاى پس اگر راست مىگویى آن را ارائه بده «106»
پس [موسى] عصایش را افکند و بناگاه اژدهایى آشکار شد «107»
و دستخود را [از گریبان] بیرون کشید و ناگهان براى تماشاگران سپید [و درخشنده] بود «108»
سران قوم فرعون گفتند بىشک این [مرد] ساحرى داناست «109»
مىخواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند پس چه دستور مىدهید «110»
گفتند او و برادرش را بازداشت کن و گردآورندگانى را به شهرها بفرست «111»
تا هر ساحر دانایى را نزد تو آرند «112»
و ساحران نزد فرعون آمدند [و] گفتند [آیا] اگر ما پیروز شویم براى ما پاداشى خواهد بود «113»
گفت آرى و مسلما شما از مقربان [دربار من] خواهید بود«114»
گفتند اى موسى آیا تو مىافکنى و یا اینکه ما مىافکنیم «115»
گفتشما بیفکنید و چون افکندند دیدگان مردم را افسون کردند و آنان را به ترس انداختند و سحرى بزرگ در میان آوردند «116»
و به موسى وحى کردیم که عصایت را بینداز پس [انداخت و اژدها شد] و ناگهان آنچه را به دروغ ساخته بودند فرو بلعید «117»
پس حقیقت آشکار گردید و کارهایى که مىکردند باطل شد «118»
و در آنجا مغلوب و خوار گردیدند «119»
و ساحران به سجده درافتادند «120»
[و] گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم «121»
پروردگار موسى و هارون «122»
فرعون گفت آیا
پیش از آنکه به شما رخصت دهم به او ایمان آوردید قطعا این نیرنگى است که در
شهر به راه انداختهاید تا مردمش را از آن بیرون کنید پس به زودى خواهید
دانست «123»
دستها و پاهایتان را یکى از چپ و یکى از راستخواهم برید سپس همه شما را به دار خواهم آویخت «124»
گفتند ما به سوى پروردگارمان بازخواهیم گشت «125»
و تو جز براى این
ما را به کیفر نمىرسانى که ما به معجزات پروردگارمان وقتى براى ما آمد
ایمان آوردیم پروردگارا بر ما شکیبایى فرو ریز و ما را مسلمان بمیران «126»
و سران قوم فرعون
گفتند آیا موسى و قومش را رها مىکنى تا در این سرزمین فساد کنند و [موسى]
تو و خدایانت را رها کند [فرعون] گفت بزودى پسرانشان را مىکشیم و زنانشان
را زنده نگاه مىداریم و ما بر آنان مسلطیم «127»
موسى
به قوم خود گفت از خدا یارى جویید و پایدارى ورزید که زمین از آن خداست آن
را به هر کس از بندگانش که بخواهد مىدهد و فرجام [نیک] براى پرهیزگاران
است «128»
[قوم موسى] گفتند
پیش از آنکه تو نزد ما بیایى و [حتى] بعد از آنکه به سوى ما آمدى مورد
آزار قرار گرفتیم گفت امید است که پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند و شما
را روى زمین جانشین [آنان] سازد آنگاه بنگرد تا چگونه عمل مىکنید «129»
و در حقیقت ما فرعونیان را به خشکسالى و کمبود محصولات دچار کردیم باشد که عبرت گیرند «130»
پس هنگامى که
نیکى [و نعمت] به آنان روى مىآورد مىگفتند این براى [شایستگى] خود ماست و
چون گزندى به آنان مىرسید به موسى و همراهانش شگون بد مىزدند آگاه باشید
که [سرچشمه] بدشگونى آنان تنها نزد خداست [که آنان را به بدى اعمالشان
کیفر مىدهد] لیکن بیشترشان نمىدانستند «131»
و گفتند هر گونه پدیده شگرفى که به وسیله آن ما را افسون کنى براى ما بیاورى ما به تو ایمان آورنده نیستیم «132»
پس بر آنان طوفان و ملخ و کنه ریز و غوکها و خون را به صورت نشانههایى آشکار فرستادیم و باز سرکشى کردند و گروهى بدکار بودند «133»
و هنگامى که عذاب
بر آنان فرود آمد گفتند اى موسى پروردگارت را به عهدى که نزد تو دارد براى
ما بخوان اگر این عذاب را از ما برطرف کنى حتما به تو ایمان خواهیم آورد و
بنىاسرائیل را قطعا با تو روانه خواهیم ساخت «134»
و چون عذاب را تا سررسیدى که آنان بدان رسیدند از آنها برداشتیم باز هم پیمانشکنى کردند «135»
سرانجام از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان ساختیم چرا که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل بودند «136»
و به آن گروهى که
پیوسته تضعیف مىشدند [بخشهاى] باختر و خاورى سرزمین [فلسطین] را که در آن
برکت قرار داده بودیم به میراث عطا کردیم و به پاس آنکه صبر کردند وعده
نیکوى پروردگارت به فرزندان اسرائیل تحقق یافت و آنچه را که فرعون و قومش
ساخته و افراشته بودند ویران کردیم «137»
و فرزندان
اسرائیل را از دریا گذراندیم تا به قومى رسیدند که بر [پرستش] بتهاى خویش
همت مىگماشتند گفتند اى موسى همان گونه که براى آنان خدایانى است براى ما
[نیز] خدایى قرار ده گفت راستى شما نادانى مىکنید «138»
در حقیقت آنچه ایشان در آنند نابود [و زایل] و آنچه انجام مىدادند باطل است «139»
گفت آیا غیر از خدا معبودى براى شما بجویم با اینکه او شما را بر جهانیان برترى داده است «140»
و [یاد کن]
هنگامى را که شما را از فرعونیان نجات دادیم که شما را سختشکنجه مىکردند
پسرانتان را مىکشتند و زنانتان را زنده باقى مىگذاشتند و در این براى شما
آزمایش بزرگى از جانب پروردگارتان بود «141»
و
با موسى سى شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب دیگر تمام کردیم تا آنکه وقت
معین پروردگارش در چهل شب به سر آمد و موسى [هنگام رفتن به کوه طور] به
برادرش هارون گفت در میان قوم من جانشینم باش و [کار آنان را] اصلاح کن و
راه فسادگران را پیروى مکن «142»
و چون موسى به
میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت عرض کرد پروردگارا خود را به من
بنماى تا بر تو بنگرم فرمود هرگز مرا نخواهى دید لیکن به کوه بنگر پس اگر
بر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى دید پس چون پروردگارش به کوه جلوه
نمود آن را ریز ریز ساخت و موسى بیهوش بر زمین افتاد و چون به خود آمد گفت
تو منزهى به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمنانم «143»
فرمود اى موسى تو را با رسالتها و با سخن گفتنم [با تو] بر مردم [روزگار] برگزیدم پس آنچه را به تو دادم بگیر و از سپاسگزاران باش «144»
و در الواح
[تورات] براى او در هر موردى پندى و براى هر چیزى تفصیلى نگاشتیم پس
[فرمودیم] آن را به جد و جهد بگیر و قوم خود را وادار کن که بهترین آن را
فرا گیرند به زودى سراى نافرمانان را به شما مىنمایانم «145»
به
زودى کسانى را که در زمین بناحق تکبر مىورزند از آیاتم رویگردان سازم [به
طورى که] اگر هر نشانهاى را [از قدرت من] بنگرند بدان ایمان نیاورند و
اگر راه صواب را ببینند آن را برنگزینند و اگر راه گمراهى را ببینند آن را
راه خود قرار دهند این بدان سبب است که آنان آیات ما را دروغ انگاشته و
غفلت ورزیدند «146»
و کسانى که آیات ما و دیدار آخرت را دروغ پنداشتند اعمالشان تباه شده است آیا جز در برابر آنچه مىکردند کیفر مىبینند «147»
و قوم موسى پس از
[عزیمت] او از زیورهاى خود مجسمه گوسالهاى براى خود ساختند که صداى گاو
داشت آیا ندیدند که آن [گوساله] با ایشان سخن نمىگوید و راهى بدانها
نمىنماید آن را [به پرستش] گرفتند و ستمکار بودند «148»
و چون انگشت
ندامت گزیدند و دانستند که واقعا گمراه شدهاند گفتند اگر پروردگار ما به
ما رحم نکند و ما را نبخشاید قطعا از زیانکاران خواهیم بود «149»
و چون موسى
خشمناک و اندوهگین به سوى قوم خود بازگشت گفت پس از من چه بد جانشینى براى
من بودید آیا بر فرمان پروردگارتان پیشى گرفتید و الواح را افکند و [موى]
سر برادرش را گرفت و او را به طرف خود کشید [هارون ] گفت اى فرزند مادرم
این قوم مرا ناتوان یافتند و چیزى نمانده بود که مرا بکشند پس مرا دشمنشاد
مکن و مرا در شمار گروه ستمکاران قرار مده «150»
[موسى] گفت پروردگارا من و برادرم را بیامرز و ما را در [پناه] رحمتخود درآور و تو مهربانترین مهربانانى «151»
آرى کسانى که
گوساله را [به پرستش] گرفتند به زودى خشمى از پروردگارشان و ذلتى در زندگى
دنیا به ایشان خواهد رسید و ما این گونه دروغپردازان را کیفر مىدهیم «152»
و[لى] کسانى که مرتکب گناهان شدند آنگاه توبه کردند و ایمان آوردند قطعا پروردگار تو پس از آن آمرزنده مهربان خواهد بود «153»
و چون خشم موسى فرو نشست الواح را برگرفت و در رونویس آن براى کسانى که از پروردگارشان بیمناک بودند هدایت و رحمتى بود «154»
و موسى از میان
قوم خود هفتاد مرد براى میعاد ما برگزید و چون زلزله آنان را فرو گرفت گفت
پروردگارا اگر مىخواستى آنان را و مرا پیش از این هلاک مىساختى آیا ما را
به [سزاى] آنچه کمخردان ما کردهاند هلاک مىکنى این جز آزمایش تو نیست
هر که را بخواهى به وسیله آن گمراه و هر که را بخواهى هدایت مىکنى تو سرور
مایى پس ما را بیامرز و به ما رحم کن و تو بهترین آمرزندگانى «155»
و براى ما در این
دنیا نیکى مقرر فرما و در آخرت [نیز] زیرا که ما به سوى تو بازگشتهایم
فرمود عذاب خود را به هر کس بخواهم مىرسانم و رحمتم همه چیز را فرا گرفته
است و به زودى آن را براى کسانى که پرهیزگارى مىکنند و زکات مىدهند و
آنان که به آیات ما ایمان مىآورند مقرر مىدارم «156»
همانان که از این
فرستاده پیامبر درس نخوانده که [نام] او را نزد خود در تورات و انجیل
نوشته مىیابند پیروى مىکنند [همان پیامبرى که] آنان را به کار پسندیده
فرمان مىدهد و از کار ناپسند باز مىدارد و براى آنان چیزهاى پاکیزه را
حلال و چیزهاى ناپاک را بر ایشان حرام مىگرداند و از [دوش] آنان قید و
بندهایى را که بر ایشان بوده است برمىدارد پس کسانى که به او ایمان آوردند
و بزرگش داشتند و یاریش کردند و نورى را که با او نازل شده است پیروى
کردند آنان همان رستگارانند «157»
بگو اى مردم من
پیامبر خدا به سوى همه شما هستم همان [خدایى] که فرمانروایى آسمانها و زمین
از آن اوست هیچ معبودى جز او نیست که زنده مىکند و مىمیراند پس به خدا و
فرستاده او که پیامبر درسنخواندهاى است که به خدا و کلمات او ایمان دارد
بگروید و او را پیروى کنید امید که هدایتشوید «158»
و از میان قوم موسى جماعتى هستند که به حق راهنمایى مىکنند و به حق داورى مىنمایند «159»
و آنان را به
دوازده عشیره که هر یک امتى بودند تقسیم کردیم و به موسى وقتى قومش از او
آب خواستند وحى کردیم که با عصایت بر آن تخته سنگ بزن پس از آن دوازده چشمه
جوشید هر گروهى آبشخور خود را بشناخت و ابر را بر فراز آنان سایبان کردیم و
گزانگبین و بلدرچین بر ایشان فرو فرستادیم از چیزهاى پاکیزهاى که روزیتان
کردهایم بخورید و بر ما ستم نکردند لیکن بر خودشان ستم مىکردند «160»
و [یاد کن]
هنگامى را که بدیشان گفته شد در این شهر سکونت گزینید و از آن هر جا که
خواستید بخورید و بگویید [خداوندا] گناهان ما را فرو ریز و سجدهکنان از
دروازه [شهر] درآیید تا گناهان شما را بر شما ببخشاییم [و] به زودى بر
[اجر] نیکوکاران بیفزاییم «161»
پس کسانى از آنان
که ستم کردند سخنى را که به ایشان گفته شده بود به سخن دیگرى تبدیل کردند
پس به سزاى آنکه ستم مىورزیدند عذابى از آسمان بر آنان فرو فرستادیم «162»
و از اهالى آن
شهرى که کنار دریا بود از ایشان جویا شو آنگاه که به [حکم] روز شنبه تجاوز
مىکردند آنگاه که روز شنبه آنان ماهیهایشان روى آب مىآمدند و روزهاى غیر
شنبه به سوى آنان نمىآمدند این گونه ما آنان را به سبب آنکه نافرمانى
مىکردند مىآزمودیم «163»
و آنگاه که گروهى
از ایشان گفتند براى چه قومى را که خدا هلاککننده ایشان استیا آنان را
به عذابى سخت عذاب خواهد کرد پند مىدهید گفتند تا معذرتى پیش پروردگارتان
باشد و شاید که آنان پرهیزگارى کنند «164»
به نام خدا که رحمتش بى اندازه است و مهربانى اش همیشگى.
المص (1)
این کتابی [با عظمت] است که به سوی تو نازل شده است؛ پس نباید در سینه ات از ناحیه [تبلیغِ] آن تنگی و فشار باشد، تا به وسیله آن مردم را بیم دهی، و برای مؤمنان [مایه] تذکّر و پند باشد. ( 2 )
آنچه را از سوی پروردگارتان به جانب شما نازل شده پیروی کنید، و از معبودانی غیر او پیروی ننمایید، ولی بسیار اندک و کم، پند می گیرید. ( 3 )
چه بسیار شهرهایی که اهلش را [به سبب گناهانشان] هلاک کردیم و عذاب ما در حالی که شب یا نیم روز در استراحت و آرامش بودند، به آنان رسید!! ( 4 )
زمانی که عذاب ما به سویشان آمد، اعترافشان جز این نبود که گفتند: قطعاً ما ستمکار بوده ایم. ( 5 ) [
روز قیامت] از کسانی که پیامبران به سویشان فرستاده شده [درباره پذیرفتن و نپذیرفتن رسالت پیامبران]، و از شخص پیامبران [درباره تبلیغ دین] به طور یقین پرسش خواهیم کرد. ( 6 )
بی تردید برای آنان [در آن روز، عقاید، اعمال و اخلاقشان را] از روی دانشی [دقیق و فراگیر] بیان خواهیم کرد؛ [زیرا] ما هیچ گاه از آنان غایب نبوده ایم. ( 7 )
میزان [سنجش اعمال] در آن روز حق است؛ پس کسانی که اعمال وزن شده آنان سنگین و با ارزش باشد، رستگارند. (8)
و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک و بی ارزش باشد، به سبب اینکه همواره به آیات ما ستم می ورزیدند، به خود زیان زده [و سرمایه وجودشان راتباه کرده] اند. ( 9 )
و شما را در زمین جای دادیم، و در آن برای شما وسایل و ابزارزندگی قرار دادیم، ولی بسیار اندک و کم، سپاس می گزارید. ( 10 )
و شما را آفریدیم، سپس شما را صورت گری کردیم، آن گاه به فرشتگان گفتیم: بر آدم سجده کنید؛ بی درنگ همه سجده کردند، جز ابلیس که از سجده کنندگان نبود(11)
خدا فرمود: هنگامی که تو را امر کردم، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پدید آورده ای و او را از گِل آفریدی. ( 12 )
خدا فرمود: از این جایگاه و منزلتت [که عرصه فروتنی و فرمانبرداری است] فرود آی؛ زیرا تو را نرسد که در این جایگاه بلند، بزرگ منشی کنی پس بیرون شو که قطعاً از خوارشدگانی. ( 13 )
گفت: مرا تا روزی که [مردگان] برانگیخته شوند، مهلت ده. ( 14 )
خدا فرمود: البته تو از مهلت یافتگانی. ( 15 )
گفت: به سبب اینکه مرا به بیراهه و گمراهی انداختی، یقیناً بر سر راه راست تو [که رهروانش را به سعادت ابدی می رساند] در کمین آنان خواهم نشست. ( 16 )
سپس از پیش رو و پشت سر و از طرف راست و از جانب چپشان بر آنان می تازم و [تا جایی آنان را دچار وسوسه و اغواگری می کنم که] بیشترشان را سپاس گزار نخواهی یافت. ( 17 )
خدا فرمود: از این جایگاه و منزلتت نکوهیده و مطرود بیرون شو که قطعاً هر که از آنان از تو پیروی کند، بی تردید جهنم را از همه شما لبریز خواهم کرد. ( 18 )
و [گفتیم:] ای آدم! تو و همسرت در این بهشت سکونت گیرید، و از هر جا [و هر نوع میوه ای] که خواستید بخورید، و به این درخت نزدیک مشوید که ازستمکاران [بر خود] خواهید شد. ( 19 )
پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرمگاه بدنشان بر آنان پوشیده بود نمایان کند، [وسوسه اش این بود که به هر دو] گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر از این جهت که مبادا دو فرشته گردید، یا از جاودانان شوید. ( 20 )
و برای هر دو سوگند سخت و استوار یاد کرد که یقیناً من برای شما از خیر خواهانم [و قصد فریب شما را ندارم] ( 21)
پس آن دو را با مکر و فریب از مقام و منزلتشان فرود آورد [و به خوردن درخت ممنوعه نزدیک کرد]، هنگامی که از آن درخت چشیدند، شرمگاه بدنشان بر دو نفرشان نمایان شد و هر دو دست به کار چسبانیدن برگ [درختان] بهشت به خود شدند؛ و پروردگارشان بر آن دو بانگ زد: آیا من شما را از آن درخت نهی نکردم، وبه شما نگفتم: بی تردید شیطان برای شما دشمنی آشکار است؟! ( (22)
گفتند: پروردگارا! ما بر خود ستم ورزیدیم، و اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی مسلماً از زیانکاران خواهیم بود. ( 23 )
خدا فرمود: از این جایگاه و مقام فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگرید، و برای شما در زمین تا مدتی قرارگاه و مایه برخورداری است. ( 24 )
پروردگار فرمود: در آن زندگی می کنید، و در آن می میرید، و از آن بیرون می آیید. ( 25 )
ای فرزندان آدم! ما لباسی که شرمگاهتان را می پوشاند، و لباسی فاخر و گران که مایه زینت و جمال است، برای شما نازل کردیم؛ و لباس تقوا [که انسان را از آلودگی های ظاهر و باطن بازمی دارد] بهتر است، و این [لباس که با استفاده از آن انسان به سعادت ابدی می رسد] از نشانه های خداست، باشد که متذکّر [این حقیقت] شوند. ( 26 )
ای فرزندان آدم! شیطان، شما را نفریبد چنان که پدر و مادرتان را [با فریبکاریش] از بهشت بیرون کرد، لباسشان را از اندامشان بر می کشید تا شرمگاهشان را به آنان بنمایاند، او و دار و دسته اش شما را از آنجا که شما آنان را نمی بینید می بینند، ما شیاطین را سرپرست و یاران کسانی قرار دادیم که ایمان نمی آورند. ( 27 )
چون کار زشتی مرتکب می شوند، می گویند: پدرانمان را بر آن [کار] یافتیم و خدا ما را به آن فرمان داده. بگو: یقیناً خدا به کار زشت فرمان نمی دهد، آیا چیزی را که نمی دانید [از روی جهل و نادانی] به خدا نسبت می دهید؟! ( 28 )
بگو: پروردگارم به میانه روی [در همه امور و به اجتناب از افراط و تفریط] فرمان داده و [امر فرموده]: در هر مسجدی [به هنگام عبادت] روی [دل] خود را [آن گونه] متوجه خدا کنید [که از هر چیزی غیر او مُنقطع شود]، و او را در حالی که ایمان و عبادت را برای وی از هر گونه شرکی خالص می کنید بخوانید؛ همان گونه که شما را آفرید، [پس از مرگ به او] بازمی گردید. ( 29 )
در حالی که گروهی را [به خاطر داشتن لیاقت] هدایت کرد، و گروهی [به سبب نداشتن شایستگی] گمراهی بر آنان ثابت و قطعی شد، چون اینان شیاطین را به جای خدا سرپرستان و دوستان خود گرفتند، وگمان می کنند که راه یافتگانند(30)
ای فرزندان آدم! [هنگام هر نماز و] در هر مسجدی، آرایش و زینتِ [مادی و معنوی خود را متناسب با آن عمل و مکان] همراه خود برگیرید، و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید؛ زیرا خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد. ( 31)
بگو: زینت های خدا و روزی های پاکیزه ای را که برای بندگانش پدید آورد، چه کسی حرام کرده؟! بگو: این [زینتها و روزی های پاکیزه] در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند [البته اگر چه غیر مؤمنان هم با آنان در بهرهوری شریکند، ولی] در قیامت فقط ویژه مؤمنان است؛ ما این گونه آیات خود را برای گروهی که می دانند [و اهل دانش و بصیرت اند] بیان می کنیم. ( 32 )
بگو: پروردگارم فقط کارهای زشت را چه آشکارش باشد و چه پنهانش، و گناه و ستم ناحق را، و اینکه چیزی را که خدا بر حقّانیّت آن دلیلی نازل نکرده شریک او قرار دهید، و اینکه اموری را از روی نادانی و جهالت به خدا نسبت دهید، حرام کرده است. ( 33 )
برای هر امتی زمانی [معین و اجلی محدود] است، هنگامی که اجلشان سرآید، نه ساعتی پس می مانند و نه ساعتی پیش می افتند. ( 34 )
ای فرزندان آدم! چون پیامبرانی از جنس خودتان به سویتان آیند که آیاتم را بر شما بخوانند [به آنان ایمان آورید و آیاتم را عمل کنید]؛ پس کسانی که [از مخالفت با آنان] بپرهیزند و [مفاسد خود را] اصلاح کنند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین شوند. (35)
و آنان که آیات ما را تکذیب کردند، و از پذیرفتن آنها تکبّر ورزیدند اهلِ آتش و در آن جاودانه اند. ( 36 )
پس ستمکارتر از کسانی که بر خدا دروغ می بندند، یا آیات او را تکذیب می کنند، کیست؟! آنانند که سهمشان از آنچه که [از نعمت ها] مقرّر و مقدّر شده به آنان می رسد. تا هنگامی که فرستادگان ما برای ستاندن جانشان به سویشان آیند، می گویند: بت ها و معبودهایی که به جای خدا می پرستیدید، کجایند؟ [تا شما را از سختی های مرگ و پس از آن نجات دهند] می گویند: از دست ما رفتند؛ و بر ضد خود گواهی دهند که کافر بوده اند. (37)
خدا می فرماید: شما هم در میان گروه هایی از جن و انس که پیش از شما بودند در آتش درآیید، هرگاه گروهی وارد شوند، هم مسلکان خود را لعنت کنند تا آنکه همه آنان با خفت و خواری در آتش جمع شوند، آن گاه پیروانشان درباره پیشوایانشان گویند: پروردگارا! اینان ما را به گمراهی کشیدند، پس عذابشان را از آتش، دو چندان گردان؛ خدا می فرماید: برای هر کدامتان دو چندان است، ولی نمی دانید. ( 38 )
و پیشوایانشان به پیروانشان گویند: شما را بر ماهیچ برتری و امتیازی نیست [که عذابتان کمتر باشد] پس به کیفر آن اعمال زشتی که مرتکب می شدید، عذاب را بچشید. ( 39 )
قطعاً کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و از پذیرفتن آنها تکبّر ورزیدند، درهای آسمان [برای نزول رحمت] بر آنان گشوده نخواهد شد، و در بهشت هم وارد نمی شوند مگر آنکه شتر در سوراخ سوزن درآید!! [پس هم چنانکه ورود شتر به سوراخ سوزن محال است، ورود آنان هم به بهشت محال است؛] این گونه گنهکاران را کیفر می دهیم
. ( 40 )
برای آنان بستری از دوزخ و برفرازشان پوشش هایی از آتش است، و ما این گونه ستمکاران را پاداش می دهیم. ( 41)
و کسانی که ایمان آوردند و [به اندازه طاقت خود] کارهای شایسته انجام دادند، اهل بهشت اند و در آن جاودانه اند، [چرا که] ما هیچ کس را جز به اندازه طاقتش تکلیف نمی کنیم. ( 42 )
و آنچه از کینه و خشم در سینه های آنان است، بَر می کنیم [تا در بهشت با خوشی و سلامت کامل کنار هم زندگی کنند؛] از زیر [کاخ ها و عمارت های] شان نهرها جاری است و می گویند: و همه ستایش ها ویژه خداست که ما را به این [نعمت ها] هدایت کرد، و اگر خدا ما را هدایت نمی کرد هدایت نمی یافتیم، مسلماً پیامبران پروردگارمان حق را به سوی ما آوردند، و ندایشان می دهند به پاداش اعمال شایسته ای که همواره انجام می دادید، این بهشت را به ارث بردید.(43)
و بهشتیان، دوزخیان را آواز می دهند که ما آنچه را که پروردگارمان به ما وعده داده بود، حق یافتیم، آیا شما هم آنچه را که پروردگارتان وعده داده بود، حق یافتید؟ گویند: آری؛ پس آواز دهنده ای در میان آنان آواز دهد که لعنت خدا بر ستمکاران باد. (44)
هم آنان که مردم را همواره از راه خدا بازمی دارند و می خواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند، و ایشان به روز قیامت کافرند. ( 45 )
و میان آن دو [گروه بهشتیان و دوزخیان] حائلی است، و بر اعراف، مردانی [با مقام و منزلت اند] که هر کدام از دو گروه را به نشانه هایشان می شناسند، و بهشتیان را که وارد بهشت نشده اند، ولی ورود به آن را امید دارند، آواز می دهند که درود بر شما. ( 46 )
و چون بهشتیان، چشمانشان ناخواسته به سوی دوزخیان گردانده شود، گویند: پروردگارا! ما را با گروه ستمکاران قرار مده. (47)
و اهل اعراف مردانی را که از نشانه هایشان می شناسند، آواز می دهند [و به عنوان سرزنش] می گویند: [امکانات مادیو] جمعیت [انسانی] شما و تکبّری که می ورزیدید، عذابی را از شما دفع نکرد. ( 48 ) [
سپس با توجه دادن دوزخیان به سوی اهل ایمان می گویند:] آیا اینان کسانی نبودند که در دنیا سوگند یاد می کردید که خدا آنان را به رحمتی نمی رساند؟ [پس به مؤمنان می گویند:] به بهشت در آیید که نه بیمی برشماست و نه اندوهگین می شوید. ( 49 )
و دوزخیان بهشتیان را آواز می دهند که از آب [خوشگوار] یا از آنچه خدا روزی شما فرموده بر ما فرو ریزید. [بهشتیان] گویند: خدا آب و نعمت های بهشتی را بر کافران حرام کرده است. ( 50 )
آنان که دینشان را سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت، پس ما امروز از یاد می بریمشان، همان گونه که آنان دیدار امروزشان را از یاد بردند وهمواره آیات ما را انکار می کردند.(51)
و برای آنان کتابی [عظیم و با ارزش] آوردیم که آن را از روی دانشی [گسترده و دقیق] بیان کردیم، در حالی که برای گروهی که ایمان آوردند، سراسر هدایت و رحمت است. ( 52 )
آیا [منکران قرآن برای باور کردن آن] جز تحقّق وعده هایش را انتظار می برند؟! روزی که حقایق بیان شده در آن [به صورتی ظاهر و آشکار] بیاید، کسانی که از پیش، آن را فراموش کرده بودند، می گویند: یقیناً فرستادگان پروردگارمان حق را آوردند [ولی ما آن را نپذیرفتیم،] پس آیا [در چنین روزی] شفاعت کنندگانی برای ما هست که ما را شفاعت کنند یا [به دنیا] بازگردانده می شویم تا کاری غیر آنچه انجام می دادیم، انجام دهیم؟! به راستی آنان [سرمایه] وجودشان را تباه کردند و آنچه را به دروغ [به عنوان شریک خدا به خدا] نسبت می دادند [از دستشان رفت و] گم شد. ( 53 )
به یقین پروردگار شما خداست که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت [فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش] چیره و مسلط شد، شب را در حالی که همواره با شتابْ روز را می جوید بر روز می پوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را که مُسخّر فرمان اویند [پدید آورد]؛ آگاه باشید که آفریدن و فرمان [نافذ نسبت به همه موجودات] مخصوص اوست؛ همیشه سودمند و با برکت است، پروردگار عالمیان. ( 54 )
پروردگارتان را از روی فروتنی و زاری و مخفیانه بخوانید [و از آداب و شرایط دعا تجاوز نکنید]؛ یقیناً خدا متجاوزان را دوست ندارد. ( 55 )
و در زمین پس از اصلاح آن [به وسیله رسالت پیامبران] فساد مکنید، و خدا را از روی بیم و امید بخوانید، که یقیناً رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است. ( 56 )
و اوست که بادها را پیشاپیشِ [بارانِ] رحمتش به عنوان مژده دهنده می فرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده می رانیم، پس به وسیله آن باران نازل می کنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه [از زمین] بیرون می آوریم [و] مردگان را نیز [در روز قیامت] این گونه [از لابلای گورها] بیرون می آوریم، [باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوه ها را مثل زدیم] تا متذکّر و یادآور [اراده و قدرت بی نهایت خدا] شوید.(57)
و زمین پاک است که گیاهش به اذن پروردگارش بیرون می آید، و زمینی که ناپاک است، جز گیاهی اندک و بی سود از آن بیرون نمی آید؛ این گونه نشانه ها را برای گروهی که سپاس گزارند [به صورت های گوناگون] بیان می کنیم. ( 58 )
به یقین، نوح را به سوی قومش فرستادیم، پس به آنان گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید، که شما را جز او معبودی نیست، من قطعاً از عذاب روزی بزرگ بر شما می ترسم. ( 59 )
اشراف و سران قومش گفتند: مسلماً ما تو را در گمراهی آشکار می بینیم! ( 60 )
گفت: ای قوم من! هیچ گمراهی و انحرافی در من نیست، بلکه من فرستاده ای از سوی پروردگار جهانیانم. ( 61)
پیام های پروردگارم را به شما می رسانم، و برای شما خیرخواهی می کنم و از سوی خدا حقایقی را می دانم که شما نمی دانید. ( 62 )
آیا تعجب کردید که بر مردی از جنس خودتان معارفی از سوی پروردگارتان آمده تا شما را [از عذاب دنیا و آخرت] بیم دهد، و تا شما پرهیزکاری کنید و برای اینکه مورد رحمت قرار گیرید؟! ( 63 )
پس او را تکذیب کردند، ما هم او و کسانی که در کشتی همراهش بودند، نجات دادیم و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، غرق نمودیم؛ زیرا آنان گروهی کوردل بودند. ( 64 )
و به سوی قوم عاد، برادرشان هود را فرستادیم، گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او معبودی نیست، آیا [از زشتی ها] نمی پرهیزید(65)
اشراف و سران قومش که کافر بودند گفتند: ما تو را در سبک مغزی و نادانی می بینیم و تو را از دروغگویان می پنداریم!! (66)
گفت: ای قوم من! در من هیچ سبک مغزی و نادانی نیست، بلکه من فرستاده ای از سوی پروردگار جهانیانم. (67)
پیام های پروردگارم را به شما می رسانم و برای شما خیرخواهی اَمینم. ( 68 )
آیا تعجب کردید که بر مردی از جنس خودتان معارفی از سوی پروردگارتان آمده تا شما را [از عذاب دنیا و آخرت] بیم دهد؟! و به یاد آورید که شما را جانشینانی پس از قوم نوح قرار داد، و شما را در آفرینش [جسم و جان] نیرومندی و قدرت افزود، پس نعمت های خدا را به یاد آورید تا رستگار شوید. ( 69 )
گفتند: آیا به سوی ما آمده ای که ما فقط خدا را بپرستیم، و آنچه را پدرانمان می پرستیدند واگذاریم؟ اگر از راستگویانی آنچه را از عذاب و گزند به ما وعده می دهی برای ما بیاور. ( 70 )
گفت: یقیناً از سوی پروردگارتان بر شما عذاب و خشمی مقرّر شده، آیا درباره نام های [بی هویتی] که خود و پدرانتان بت ها را به آن نامیده اید، و خدا هیچ دلیل و برهانی بر [حقّانیّت] آنان نازل نکرده با من مجادله و ستیزه می کنید؟ پس منتظر [عذاب خدا] باشید و من هم با شما از منتظرانم. ( 71)
پس [هنگام نزول عذاب] او و کسانی را که همراهش بودند به رحمتی از سوی خود نجات دادیم و بنیاد آنان که آیات ما را تکذیب کردند و مؤمن نبودند، برکندیم. ( 72 )
و به سوی قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم، گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او معبودی نیست، برای شما دلیلی روشن از جانب پروردگارتان آمده است، این ماده شتر [از سوی] خدا برای شما نشانه ای [بر صدق رسالت من] است، پس او را واگذارید تا در زمین خدا بخورد و آزار و گزندی به او نرسانید که عذابی دردناک شما را خواهد گرفت(73)
و به یاد آورید که خدا شما را جانشینانی پس از قوم عاد قرار داد، و در زمین، جای [مناسبی] به شما بخشید که از مکان های هموارش برای خود قصرها بنا می کنید، و از کوه ها خانه هایی می تراشید، پس نعمت های خدا را یاد کنید و در زمین تبهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید. ( 74 )
اشراف و سران قومش که تکبّر و سرکشی می ورزیدند به مستضعفانی که ایمان آورده بودند، گفتند: آیا شما یقین دارید که صالح از سوی پروردگارش فرستاده شده؟ گفتند: به طور یقین ما به آیینی که فرستاده شده مؤمنیم. ( 75 )
مستکبران گفتند: ما به آیینی که شما به آن ایمان آوردید، کافریم! ( 76 )
پس آن ماده شتر را پی کردند، و از فرمان پروردگارشان سرپیچی نمودند و به صالح گفتند: اگر از پیامبران هستی عذابی که همواره به ما وعده می دهی، بیاور. ( 77 )
پس زلزله ای سخت آنان را فرا گرفت، و در خانه هایشان [به رو درافتاده] جسمی بی جان شدند! ( 78 )
پس صالح از آنان روی گرداند و گفت: ای قوم من! قطعاً من پیام پروردگارم را به شما رساندم، و برایتان خیرخواهی کردم، ولی شما خیرخواهان را دوست ندارید. ( 79 )
و لوط را [به یاد آورید] هنگامی که به قومش گفت: آیا آن کار بسیار زشت و قبیح را که هیچ کس از جهانیان در آن بر شما پیشی نگرفته است، مرتکب می شوید؟! ( 80 )
شما [بدون توجه به حقوق همسران و غافل از اینکه نعمت غریزه جنسی برای بقای نسل است] از روی میل شدیدی که به آن [کار بسیار زشت] دارید به سوی مردان می آیید، [نه فقط در این کار متجاوز از حدود انسانیّت هستید] بلکه در امور دیگر هم گروهی زیاده طلب هستید.(81)
وپاسـخ قومش جز این نبود که به یکدیگر گفتند: اینان را از شهرتان بیرون کنید؛ زیرا مردمانی اند که همواره خود را پاک نشان می دهند. ( 82 )
پس او و اهلش را نجات دادیم مگر همسرش که از باقی ماندگان [در میان کافران] بود. ( 83 )
و بر آنان بارشی [بی نظیر از سنگ های آتشین] باراندیم، پس با تأمل بنگر که سرانجام گنهکاران چگونه بود؟! ( 84 )
و به سوی مردم مدین، برادرشان شعیب را [فرستادیم،] گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او معبودی نیست، یقیناً برهانی روشن از سوی پروردگارتان برای شما آمد، پس پیمانه و ترازو را تمام و کامل بدهید، و از اجناس و اموال و حقوق مردم مکاهید، و در زمین پس از اصلاح آن [به وسیله رسالت پیامبران] فساد مکنید، این [امور] برای شما بهتر است، اگر مؤمنید. ( 85 )
و بر سر هر راهی منشینید که کسانی را که به خدا ایمان آورده اند [به مصادره اموال، شکنجه و باج خواهی] بترسانید، و از راه خدا بازدارید، و بخواهید آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهید؛ و به یاد آوردید زمانی که جمعیت اندکی بودید، ولی [پروردگارتان] شما را فزونی داد، و با تأمل بنگرید که سرانجام مفسدین و تبهکاران چگونه بود؟(86)
و اگر گروهی از شما به آیینی که من به آن فرستاده شده ام، ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاوردند، پس [شما مؤمنان] شکیبایی ورزید تا خدا میان ما داوری کند، که او بهترین داوران است.(87)
اشراف و سران قومش که [از پذیرفتن حق] تکبّر ورزیدند، گفتند: ای شعیب! مسلماً تو و کسانی را که با تو ایمان آورده اند از شهرمان بیرون می کنیم یا اینکه بی چون و چرا به آیین ما بازگردید. گفت: آیا هر چند که نفرت و کراهت [از آن آیین] داشته باشیم؟! ( 88 )
اگر پس از آنکه خدا ما را از آن [آیین شرک آلود] نجات داده به آیین شما بازگردیم [و بگوییم: خدا دارای شریک و همتاست] یقیناً بر خدا دروغ بسته ایم؛ بنابراین امکان ندارد به آیین شما بازگردیم، مگر اینکه خدا که پروردگار ماست بخواهد [که او هم مشرک شدن و کافر شدن کسی را هرگز نمی خواهد] پروردگار ما از نظر دانش بر همه چیز احاطه دارد، فقط بر خدا توکل کردیم. پروردگارا! میان ما و قوم ما به حق داوری کن که تو بهترین داورانی. ( 89 )
و اشراف و سران کافر قومش [به مردم] گفتند: اگر از شعیب پیروی کنید، مسلماً شما هم از زیانکارانید.(90)
پس زلزله ای سخت آنان را فراگرفت و در خانه هایشان [به رو درافتاده] جسمی بی جان شدند! ( 91)
کسانی که شعیب را تکذیب کردند [چنان نابود شدند که] گویی در آن شهر سکونت نداشتند، [آری،] آنان که شعیب را تکذیب کردند، همان زیانکاران بودند. ( 92 )
پس شعیب از آنان روی گردانید و گفت: ای قوم من! یقیناً من پیام های پروردگارم را به شما رساندم، و برای شما خیرخواهی کردم، با این حال چگونه بر گروهی که کافرند دریغ و تأسف خورم؟(93)
هیچ پیامبری را در شهری نفرستادیم مگر آنکه اهلش را [پس از تکذیب آن پیامبر] به تهیدستی و سختی و رنج و بیماری دچار کردیم، باشد که [به پیشگاه ما] فروتنی و زاری کنند. ( 94 )
سپس [هنگامی که این مصایب، مایه بیداری آنان نشد] به جای آن مصایب، رفاه وفراوانی نعمت قرار دادیم تا [ازنظر مال، ثروت، جمعیت و قدرت] فزونی یافتند، [بلکه بیدار شوند ولی رفاه و فراوانی نعمت در بیدار کردنشان مؤثّر نیفتاد] و گفتند: به پدران ما هم به طور طبیعی تهیدستی و سختی و رنج و بیماری رسید [و ربطی به رویارویی ما با پیامبران و خشم خدا نداشت]؛ پس به ناگاه آنان را در حالی که درک نمی کردند [به عذابی سخت و نابود کننده] گرفتیم.(95)
و اگر اهل شهرها و آبادی ها ایمان می آوردند و پرهیزکاری پیشه می کردند، یقیناً [درهایِ] برکاتی از آسمان و زمین را بر آنان می گشودیم، ولی [آیات الهی و پیامبران را] تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می شدند [به عذابی سخت] گرفتیم. ( 96 )
آیا اهل شهرها ایمنند از اینکه هنگام شب، عذاب ما در حالی که خوابند بر آنان درآید؟! ( 97 )
آیا اهل شهرها ایمنند از اینکه هنگام روز، عذاب ما در حالی که سرگرم [امور دنیایی] اند بر آنان در آید؟! ( 98 )
آیا از عذاب و انتقام خدا ایمنند در حالی که جز گروه زیانکاران خود را از عذاب و انتقام خدا ایمن نمی دانند؟! ( 99 )
آیا [سرگذشت عبرت آموز پیشینیان] برای کسانی که زمین را پس از صاحبانش به ارث می برند، روشن نکرده که اگر ما بخواهیم آنان را به کیفر گناهانشان می رسانیم و بر دل هایشان مهر می زنیم، پس آنان [دعوت حق را] نشنوند؟ (100)
این شهرهاست که بخشی از داستان هایش را برای تو بیان می کنیم، و یقیناً پیامبرانشان برای آنان دلایل روشن آوردند، ولی آنان بر آن نبودند که به حقایقی که پیش از آمدن آن دلایل تکذیب کرده بودند ایمان بیاورند؛ این گونه خدا بر دل های کافران [به سزای لجاجت وعنادشان] مُهر می زند. ( 101)
و برای بیشتر آنان هیچ گونه پای بندی وتعهدی [نسبت به وعده هایشان مبنی برایمان آوردن پس از دیدن معجزات ودلایل] نیافتیم، و در حقیقت بیشتر آنان را نافرمان [و پیمان شکن] یافتیم. ( 102 )
سپس بعد از پیامبران گذشته موسی را با آیات خود به سوی فرعون و اشراف و سران قومش فرستادیم؛ ولی آنان به آن آیات ستم ورزیدند. پس با تأمل بنگر که سرانجام مفسدین و تبهکاران چگونه بود؟ (103)
وموسی گفت: ای فرعون! یقیناً من فرستاده ای از سوی پروردگار جهانیانم. (104)
سزوار است که درباره خدا سخنی جز حق نگویم. بی تردید من دلیلی روشن [بر صدق رسالتم] از سوی پروردگارتان برای شما آورده ام، [از حکومت ظالمانه ات دست بردار] و بنی اسرائیل را [برای کوچ کردن از این سرزمین] با من روانه کن. ( 105 )
]فرعون] گفت: اگر [در ادعای پیامبری] از راستگویانی چنانچه معجزه ای آورده ای آن را ارائه کن. ( 106 )
پس موسی عصایش را انداخت، پس به ناگاه اژدهایی آشکار شد. ( 107 )
و دستش را از گریبانش بیرون کشید که ناگاه دست برای بینندگان سپید و درخشان گشت. ( 108 )
اشراف و سران قوم فرعون گفتند: قطعاً این جادوگری [زبردست و] داناست. ( 109 )
می خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند؛ اینک [درباره او] چه رأی و نظری می دهید؟ (110)
گفتند: [مجازات] او و برادرش را به تأخیر انداز و نیروهای گردآورنده را به شهرها روانه کن. ( 111)
تا هر جادوگری دانا را به نزد تو آورند. ( 112 )
و جادوگران نزد فرعون آمدند [و] گفتند: آیا اگر پیروز شویم، حتماً برای ما پاداش و مزد قابل توجهی خواهد بود؟ (113)
گفت: آری، و یقیناً از مقرّبان خواهید بود. ( 114 )
جادوگران گفتند: ای موسی! یا تو [چوب دست خود را] بینداز، یا اینکه ما می اندازیم. ( 115 ) [
موسی] گفت: شما بیندازید. هنگامی که انداختند، چشم های مردم را جادو کردند و آنان را سخت ترساندند، و جادویی بزرگ و شگفت آور به میان آوردند. ( 116 )
و به موسی وحی کردیم: عصایت را بینداز. ناگهان آنچه را جادوگران به دروغ بافته بودند، به سرعت بلعید! ( 117 )
پس حق ثابت شد و آنچه را همواره جادوگران [به عنوان سِحر] انجام می دادند، باطل و پوچ گشت. ( 118 )
پس [فرعونیان] در آنجا مغلوب شدند و با ذلت و خواری بازگشتند. ( 119 )
و جادوگران [با دیدن آن معجزه عظیم و باطل شدن سِحر خویش] به سجده افتادند.(120)
گفتند: [از روی حقیقت] به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم، (121)
پروردگار موسی و هارون. ( 122 )
فرعون گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟! مسلماً این توطئه و نیرنگی است که [شما و موسی] در این شهر برپا کرده اید تا مردمش را از آن بیرون کنید، ولی به زودی خواهید دانست. ( 123 )
قطعاً دست ها و پاهایتان را یکی از چپ و یکی از راست جدا می کنم، سپس همه شما را به دار خواهم آویخت. ( 124 )
گفتند: ما به سوی پروردگارمان بازمی گردیم [بنابراین ترسی از مجازات تو نداریم.] ( 125 )
و تو ما را جز به این سبب به کیفر نمی رسانی که ما به آیات پروردگارمان هنگامی که به سوی ما آمد، ایمان آوردیم. [آن گاه به دعا روی آوردند و گفتند:] پروردگارا! صبر و شکیبایی بر ما فرو ریز و ما را در حالی که تسلیم [فرمان ها و احکامت] باشیم، بمیران. ( 126 )
اشراف و سران قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را رها می کنی تا در این سرزمین فساد و تباهی کنند و تو و معبودهایت را واگذارند؟ گفت: به زودی پسرانشان را به صورتی وسیع و گسترده به قتل می رسانیم و زنانشان را زنده می گذاریم و ما بر آنان چیره و مُسلّطیم. ( 127 )
موسی به قومش گفت: از خدا یاری بخواهید، و شکیبایی ورزید، یقیناً زمین در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست، آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد می بخشد، و سرانجام نیک، برای پرهیزکاران است. ( 128 )
گفتند: پیش از آنکه تو نزد ما بیایی شکنجه و آزار شدیم، و نیز پس از آنکه آمده ای [مورد شکنجه و آزاریم]. گفت: امید است که پروردگارتان دشمنانتان را نابود کند، و شما را در این سرزمین، جانشین [آنان] گرداند، پس بنگرد که شما [پس از فرعونیان] چگونه عمل می کنید(129)
و فرعونیان را به قحطی و خشکسالی های متعدد و کمبود بسیار شدیدِ بخشی از محصولات دچار نمودیم تا متذکّر شوند.(130)
پس هنگامی که رفاه و نعمت به آنان روی می کرد، می گفتند: این به سبب [شایستگیِ] خود ماست، و چون گزند و آسیبی به آنان می رسید، به موسی و همراهانش فال بد می زدند؛ آگاه باشید که [سررشته و] علت شومی و نحوست فرعونیان [که عکس العمل زشتی های خود آنان است] نزد خداست، ولی بیشترشان نمی دانند. ( 131)
فرعونیان گفتند: [ای موسی! از دعوتت دست بردار که] هر چه را به عنوان معجزه برای ما بیاوری تا به وسیله آن ما را جادو کنی به تو ایمان نمی آوریم. ( 132 )
پس ما توفان و هجوم ملخ و شپش و قورباغه و آلوده شدن وسایل زندگی را به خون که عذاب های گوناگونی بود به سوی آنان فرستادیم، باز هم تکبّر و سرکشی کردند و گروهی مجرم و گناهکار بودند. ( 133 )
و هرگاه عذاب بر آنان فرود آمد، گفتند: ای موسی! پروردگارت را به پیمانی که با تو دارد [و آن مستجاب کردن دعای توست] برای ما بخوان که اگر این عذاب را از مابرطرف کنی یقیناً به تو ایمان می آوریم و بنی اسرائیل را با تو روانه می کنیم(134)
پس هنگامی که عذاب را تا مدتی که [می باید همه] آنان به پایان مهلتآن می رسیدند از ایشان برطرف کردیم، به دور از انتظار پیمانشان را می شکستند. ( 135 )
نهایتاً به سبب اینکه آیات ما را تکذیب کردند، و از آنها غافل و بی خبر بودند، از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان کردیم. (136)
و به آن گروهی که همواره ناتوان و زبونشان شمرده بودند، نواحی شرقی و غربی آن سرزمین را که در آن [از جهت فراوانی نعمت، ارزانی و حاصل خیزی] برکت قرار داده بودیم، بخشیدیم؛ و وعده نیکوتر و زیباتر پروردگارت بر بنی اسرائیل به [پاداش] صبری که [بر سختی ها و بلاها] کردند تحقّق یافت، و آنچه را که همواره فرعون وفرعونیان [از کاخ و قصرهای مجلّل] و سایه بان های خوش نشین می افراشتند، نابود کردیم. (137)
و بنی اسرائیل را از دریا [یی که فرعونیان را در آن غرق کردیم] عبور دادیم؛ پس به گروهی گذر کردند که همواره بر پرستش بت های خود ملازمت داشتند، گفتند: ای موسی! همان گونه که برای آنان معبودانی است، تو هم برای ما معبودی قرار بده!! موسی گفت: قطعاً شما گروهی هستید که جهالت و نادانی می ورزید. ( 138 )
بی تردید آنچه اینان در آن قرار دارند [وآن عقاید شرک آلود و آیین بت پرستی است] نابود شده و فاسد است، و آنچه همواره انجام می دهند، باطل و بیهوده است. ( 139 ) [
موسی با یک دنیا شگفتی و تعجب] گفت: آیا غیر خدا را [که هیچ گونه شایستگی پرستش ندارد] به عنوان معبود برایتان طلب کنم؟ در حالی که اوست که شما را بر جهانیان [روزگارتان] برتری داد. ( 140 )
و [یاد کنید] هنگامی را که شما را از [چنگال ظالمانه] فرعونیان نجات دادیم، هم آنان که شما را به سخت ترین صورت شکنجه می کردند، [و به شکلی گسترده] پسرانتان را می کشتند، و زنانتان را [برای به عزا نشستن در مرگ پسران و بیگاری] زنده می گذاشتند، و برای شما در این [امور] آزمایشی بزرگ از سوی پروردگارتان بود. ( 141)
و با موسی [برای عبادتی ویژه و دریافت تورات] سی شب وعده گذاشتیم و آن را با [افزودن] ده شب کامل کردیم، پس میعادگاه پروردگارش به چهل شب پایان گرفت، و موسی [هنگامی که به میعادگاه می رفت] به برادرش هارون گفت: در میان قومم جانشین من باش و به اصلاح برخیز و از راه و روش مفسدان پیروی مکن. ( 142 )
زمانی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با وی سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! جمال با کمال ذات بی نهایتت را [به قلب من] بنمای تا تو را [به رؤیت ویژه باطنی] بنگرم. خدا فرمود: هرگز مرا نخواهی دید، ولی به این کوه بنگر اگر [پس از جلوه من] بر جای خود ثابت و برقرار ماند، تو هم مرا خواهی دید. چون پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را متلاشی نمود و موسی بی هوش شد، پس هنگامی که به هوش آمد گفت: تو منزّهی [از اینکه مشاهده شوی،] به سویت بازگشتم، و من [در میان مردم این روزگار] نخستین باور کننده [این حقیقت که هرگز دیده نمی شوی] هستم. ( 143 ) [
خدا] فرمود: ای موسی! من تو را به [ابلاغ] پیام هایم و به سخن گفتنم با تو بر همه مردم برگزیدم؛ پس آنچه را [از پیام هایم] به تو دادم، دریافت کن، [وبه کار بند] و از سپاس گزاران باش. ( 144 )
و برای او در الواحِ [تورات] از هر چیزی [که در باب دین مورد نیاز مردم باشد] پندی و برای هر چیزی [که تأمین کننده هدایت انسان ها باشد] سخنی روشن نوشتیم؛ پس [به او گفتیم:] آن را با قدرت [ی تمام و عزمی استوار] دریافت کن، [و به کار بند] و قوم خود را فرمان ده که آن را به نیکوترین صورت دریافت کنند [و به کار بندند.] به زودی سرای فاسقان را [که در دنیا ویرانی کاخ ها و خانه های آنان، و در آخرت دوزخ است] به شما نشان می دهم. ( 145 )
به زودی کسانی را که در روی زمین به ناحق گردنکشی و تکبّر می کنند از [فهم] آیاتم بازمی دارم که اگر هر آیه ای را ببینند، به آن ایمان نمی آورند و چون راه هدایت را مشاهده کنند، آن را راه و رسم زندگی نگیرند و اگر راه گمراهی را ببینند، آن را راه و روش خود گیرند؛ این [بازداشتن از فهم آیاتم] به سبب آن است که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل و بی خبر بودند. (146)
و آنان که آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند، اعمالشان تباه و بی اثر شد. آیا جز به آنچه همواره [بر طبق کفر و انحرافشان] انجام می دادند، کیفر داده می شوند؟! ( 147 )
و قوم موسی پس از [رفتن] او [به میعادگاه پروردگار]، از زیورهای خود مجسمه گوساله ای ساختند که صدای گاو داشت! آیا نمی دیدند که آن مجسمه با آنان سخن نمی گوید و آنان را به راهی هدایت نمی کند؟! [ولی با روشن بودن این حقیقت که مجسمه ای بیش نیست و هیچ کاری از دستش بر نمی آید] آن را [به عنوان معبودی برای پرستش] گرفتند و [در صورتی که در این انتخاب] از ستمکاران بودند. ( 148 )
و هنگامی که به شدت پشیمان شدند [و به باطل بودن گوساله پرستی آگاه گشتند] و دانستند که قطعاً گمراه شده اند، گفتند: اگر پروردگارمان به ما رحم نکند و ما را نیامرزد، یقیناً از زیانکاران خواهیم بود(149)
و هنگامی که موسی [پس از آگاهی از آن پیش آمد خطرناک] خشمگین و بسیار اندوهناک به سوی قومش بازگشت، گفت: پس از من بد جانشینانی برایم بودید، آیا [با پرستش گوساله] بر فرمان پروردگارتان [که در تورات آمده] پیشی گرفتید [و صبر نکردید تا من بیایم و فرمان خدا را به شما ابلاغ کنم؟] و الواح را افکند و سر برادرش را گرفت [وبا خشم] او را به سوی خود می کشید. [هارون] گفت: ای فرزند مادرم! این گروه مرا ناتوان وزبون شمردند، و نزدیک بود مرا به قتل برسانند، پس مرا با مؤاخذه کردنم دشمنْ شاد مکن، و [هم طراز] باگروه ستمکاران قرار مده. ( 150 ) [
موسی] گفت: پروردگارا! مرا و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمتت درآور، که تو مهربان ترین مهربانانی. ( 151)
بی تردید کسانی که گوساله را [به پرستش] گرفتند، به زودی خشمی سخت از پروردگارشان، و خواری و ذلتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و این گونه دروغ بافان را کیفر می دهیم. ( 152 )
و آنان که مرتکب بدی ها شدند، سپس بعد از آن توبه کردند، وایمان آوردند [امیدوار باشند که] یقیناً پروردگارت پس از آن [توبه وایمان] بسیار آمرزنده و مهربان است. ( 153 )
وهنگامی که خشم موسی فرو نشست، الواح را برگرفت، و در نوشته هایش برای کسانی که از [مخالفت بافرمان های] پروردگارشان می ترسند، هدایت ورحمت بود. ( 154 )
موسی از میان قومش هفتاد مرد را برای میعادگاه ما بر گزید؛ پس هنگامی که [به سبب درخواست نابجایشان] آن زلزله شدید نابود کننده، آنان را فرا گرفت، گفت: پروردگارا! اگر می خواستی می توانستی همه آنان و مرا پیش از این هلاک کنی [ای کاش پیش از این هلاک می کردی تا بنی اسرائیل گمان نکنند که مرا در این حادثه توطئه و مکری بوده] آیا ما را به خاطر گناهی که سبک مغزانمان مرتکب شدند، هلاک می کنی؟ این [حادثه] چیزی جز آزمایش تو نیست، هر که را بخواهی [به آزمایشت] گمراه می کنی، و هر که را بخواهی هدایت می نمایی، تو سرپرست و یاور مایی، ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین آمرزندگانی.(155)
و برای ما در این دنیا و آخرت، نیکی مقرّر کن که ما به سوی تو بازگشته ایم. خدا فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم می رسانم و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است، پس به زودی آن را برای کسانی که [از شرک، کفر، بت پرستی و ارتداد] می پرهیزند و زکات می پردازند و به آیاتم ایمان می آورند، مقرّر و لازم می دارم. ( 156 )
همان کسانی که از این رسول و پیامبر «ناخوانده درس» که او را نزد خود [با همه نشانه ها و اوصافش] در تورات وانجیل نگاشته می یابند، پیروی می کنند؛ پیامبری که آنان را به کارهای شایسته فرمان می دهد، و از اعمال زشت بازمی دارد، و پاکیزه ها را بر آنان حلال می نماید، و ناپاک ها را بر آنان حرام می کند، و بارهای تکالیف سنگین و زنجیره ها [یِ جهل، بی خبری و بدعت را] که بر دوش عقل وجان آنان است برمی دارد؛ پس کسانی که به او ایمان آوردند و او را [در برابر دشمنان] حمایت کردند و یاریش دادند و از نوری که بر او نازل شده پیروی نمودند، فقط آنان رستگارانند. ( 157 )
بگو: ای مردم! یقیناً من فرستاده خدا به سوی همه شمایم؛ خدایی که مالکیّت و فرمانروایی آسمان ها و زمین فقط در سیطره اوست، جز او معبودی نیست، زنده می کند و می میراند، پس به خدا و رسول او پیامبر ناخوانده درس که به خدا و تمام سخنان او ایمان دارد، ایمان بیاورید، و از او پیروی کنید تا هدایت یابید. ( 158 )
و از قوم موسی گروهی هستند که مردم را با [موازین و روش هایِ] حق هدایت می کنند و به درستی و راستی داوری می نمایند.(159)
و ما بنی اسرائیل را به دوازده قبیله که هر یک امتی بودند، تقسیم کردیم، و به موسی هنگامی که قومش از او درخواست آب کردند، وحی نمودیم که عصایت را بر این سنگ بزن؛ در نتیجه دوازده چشمه از آن جوشید؛ هر گروهی چشمه ویژه خود را شناخت؛ و ابر را بر سر آنان سایبان قرار دادیم، و برای آنان منّ و سلوی [یعنی ترنجبین و مرغی مخصوص] نازل کردیم [و به آنان گفتیم:] از روزی های پاکیزه ای که به شما دادیم، بخورید. و [آنان با سرپیچی از فرمان های ما] بر ما ستم نکردند، ولی همواره بر خود ستم می ورزیدند. ( 160 )
و [یاد کنید] هنگامی را که به بنی اسرائیل گفته شد: در این شهر [بیت المقدس] سکونت گزینید، و از هر جا که خواستید [ازمیوه و محصولاتش] بخورید، و بگویید: [خدایا! خواسته ما] ریزش گناهان است. و از دروازه [شهر یا درِ معبد] فروتنانه و سجده کنان درآیید، تا گناهانتان را بیامرزم، قطعاً [پاداش] نیکوکاران را بیفزایم. ( 161)
پس ستمکاران از آنان، سخنی را که [بیرون دروازه شهر] به آنان گفته شده بود [پس از ورود به شهر] به سخنی دیگر تبدیل کردند، [به جای درخواست ریزش گناهان درخواست امور مادی نمودند] نهایتاً به کیفر ستمی که همواره مرتکب می شدند، عذابی از آسمان بر آنان فرستادیم. ( 162 )
از آنان سرگذشت شهری را که در ساحل دریا بود بپرس، هنگامی که [اهلش] در [روز تعطیلیِ] شنبه [از حکم خدا] تجاوز می کردند؛ به این صورت که روز [تعطیلیِ] شنبه ماهی هایشان [به اراده خدا از اعماق آب به سوی ساحل می آمدند و] به روی آب آشکار می شدند و غیر شنبه ها نمی آمدند [وآنان بر خلاف حکم خدا در تعطیلی شنبه به صید می پرداختند؛] این گونه آنان را در برابر نافرمانی و فسقی که همواره داشتند، آزمایش می کردیم. (163)
و گروهی از بنی اسرائیل [که در برابر بد کاری های دیگران ساکت بودند، به پند دهندگان خیرخواه و دلسوز] گفتند: چرا گروهی را که خداهلاک کننده آنان یا عذاب کننده آنان به عذابی سخت است، پند می دهید؟ [پند دادن شما کاری نابجاست.] گفتند: برای اینکه در پیشگاه پروردگارمان [نسبت به رفع مسؤولیت خود] حجت و عذر داشته باشیم و شاید آنان [از گناهانشان] بپرهیزند. ( 164 )
پس چون پندی را که به آنان داده شد، فراموش کردند [در لحظه نزول عذاب] پند دهندگانی که مردم را از بدی ها بازمی داشتند، نجات دادیم و آنان را که ستم کردند به کیفر آنکه همواره نافرمانی می کردند، به عذابی سخت گرفتیم. ( 165 )
و هنگامی که از آنچه نهی شدند سرکشی کردند، به آنان گفتیم: به شکل بوزینگانی رانده شده درآیید! ( 166 )
و [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت اعلام کرد که بی تردید تا روز قیامت کسانی را بر ضد یهودیان [متجاوز و سرکش] برانگیزد و مسلط کند که همواره عذابی سخت به آنان بچشاند؛ مسلماً پروردگارت زود کیفر و یقیناً [نسبت به تائبان] بسیار آمرزنده و مهربان است. ( 167 )
و آنان را در زمین [به صورت] گروه گروه پراکنده کردیم، گروهی از آنان مردمی شایسته و گروهی از آنان غیر شایسته اند، و آنان را با خوشی ها و سختی ها آزمودیم، باشد که [غیر شایسته ها به صلاح، درستی، صواب و راستی] بازگردند. ( 168 )
پس بعد از آنان جانشینانی [ناشایسته وگناهکار] که کتاب [تورات] را به ارث بردند به جای ایشان قرار گرفتند، [آنان] متاع پست و از دست رفتنی این دنیا [یِ زودگذر] را [از هر راه نامشروعی] به چنگ می زنند و [به ناحق] می گویند: به زودی آمرزیده خواهیم شد. و [به سبب دنیاگرایی وغفلت از حقایق] اگر متاع نامشروعی دیگر همانند متاع اول به آنان برسد [باز هم] آن را به چنگ می زنند؛ آیا از آنان در کتاب [تورات] در حالی که آنچه را در آن است مکرر خوانده و فهمیده اند، پیمان [محکم و استوار] گرفته نشده است که نسبت به خدا جز حق نگویند؟! [پس چرا آمرزشی که بدون توبه از حرام خواری و زشت کاری به آنان تعلق نمی گیرد به خدا نسبت می دهند؟] و سرای آخرت برای کسانی که [همواره از مال نامشروع و نسبت ناروا] می پرهیزند، بهتر است؛ آیا نمی اندیشید؟ (169)
و آنان که به کتاب [آسمانی] چنگ می زنند [و عملاً به آیاتش پای بندند] و نماز را بر پا داشته اند [دارای پاداشند] یقیناً ما پاداش اصلاح گران را ضایع نمی کنیم. (170)
و [یاد کنید] هنگامی [را] که کوه [طور] را برکندیم، [و] چنان که گویی سایبانی است بالای سرشان قرار دادیم و [به خاطرضعف ایمان] پنداشتند که بر سرشان سقوط می کند. [به آنان گفتیم:] آنچه [از کتاب، شریعت و احکام] به شما داده ایم با قدرت [ی تمام و عزمی استوار] بگیرید، و آنچه [از معارف و حقایق] در آن است متذکّر شوید [و فرا گیرید و همواره به خاطر داشته باشید] تا [با عمل به آن] پرهیزکار شوید. ( 171)
و [به یاد آر] هنگامی را که پروردگارت از صلب بنی آدم نسلشان را پدید آورد، و آنان را [در ارتباط با پروردگاریش] بر خودشان گواه گرفت [و فرمود:] آیا من پروردگار شما نیستم؟ [انسان ها با توجه به وابستگی وجودشان و وجود همه موجودات به پروردگاری و ربوبیّت حق] گفتند: آری، گواهی دادیم. [پس اقرار به پروردگاری خود را در این دنیا از شما گرفتیم] تا روز قیامت نگویید: ما از این [حقیقت آشکار و روشن] بی خبر بودیم. ( 172 )
یا نگویید: پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، و ما فرزندانی پس از آنان بودیم [و راهی جز تقلید از آنان نداشتیم] آیا ما را به خاطر آنچه باطل گرایان انجام دادند، هلاک می کنی؟ (173)
و این گونه آیات را [مُستدل و منطقی] تفصیل و توضیح می دهیم [تا تدبّر کنند] و برای اینکه [از شرک به توحید] بازگردند. (174)
و سرگذشت کسی که آیات خود را به او عطا کردیم و او عملاً از آنان جدا شد، برای آنان بخوان؛ پس شیطان او را دنبال کرد [تا به دامش انداخت] و در نتیجه از گمراهان شد. ( 175 )
و اگر می خواستیم [درجات و مقاماتش را] به وسیله آن آیات بالا می بردیم، ولی او به امور ناچیز مادی و لذت هایِ زودگذرِ دنیایی تمایل پیدا کرد واز هوای نفسش پیروی نمود؛ پس داستانش چون داستان سگ است [که] اگر به او هجوم بری، زبان از کام بیرون می آورد، واگر به حال خودش واگذاری [باز هم] زبان از کام بیرون می آورد. این داستان گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ پس این داستان را [برای مردم] حکایت کن، شاید [نسبت به امور خویش] بیندیشند. ( 176 )
بد است داستان گروهی که آیات ما را تکذیب کردند وهمواره به خود ستم روا می داشتند. ( 177 )
هر که را خدا هدایت کند، پس او راه یافته واقعی است، و کسانی را که [به سبب عناد و لجاجتشان] گمراه نماید، پس فقط اینان زیانکارانند.(178)
و مسلماً بسیاری از جنّیان و آدمیان را برای دوزخ آفریده ایم [زیرا] آنان را دل هایی است که به وسیله آن [معارف الهی را] در نمی یابند، و چشمانی است که توسط آن [حقایق و نشانه های حق را] نمی بینند، و گوش هایی است که به وسیله آن [سخن خدا و پیامبران را] نمی شنوند، آنان مانند چهارپایانند بلکه گمراه ترند؛ اینانند که بی خبر و غافل [ازمعارف و آیات خدای] اند. ( 179 )
و نیکوترین نام ها [به لحاظ معانی] ویژه خداست، پس او را با آن نام ها بخوانید؛ و آنان که در نام های خدا به انحراف می گرایند [و او را با نام هایی که نشان دهنده کاستی و نقص است، می خوانند] رها کنید؛ آنان به زودی به همان اعمالی که همواره انجام می دادند، جزا داده می شوند. ( 180 )
و از میان کسانی که آفریده ایم [یعنی جنّیان وآدمیان] گروهی [هستند که هم نوعان خود را] به حق هدایت می کنند و به درستی و راستی داوری می نمایند. ( 181)
و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج ازجایی که نمی دانند [به ورطه سقوط و هلاکت می کشانیم تا عاقبت به عذاب دنیا و آخرت دچار شوند]. ( 182 )
و به آنان مهلت می دهیم؛ [زیرا از سیطره قدرت ما بیرون رفتنی نیستند] یقیناً تدبیر ونقشه من استوار است. ( 183 )
آیا اندیشه نکردند که در همنشین آنان [یعنی پیامبر اسلام] هیچ نوع جنونی نیست؛ او فقط بیم دهنده ای آشکار [نسبت به سرانجام شوم بدکاران] است. ( 184 )
آیا در [فرمانروایی و] مالکیّت [و ربوبیّت] بر آسمان ها و زمین و هر چیزی که خدا آفریده و اینکه شاید پایان عمرشان نزدیک شده باشد با تأمل ننگریسته اند؟ [و اگر به قرآن مجید، این کتاب هدایتگر ایمان نیاورند] پس بعد ازآن به کدام سخن ایمان می آورند؟! ( 185 )
برای کسانی که خدا [به سبب لجاجت و عنادشان] گمراهشان کند، هدایت کننده ای نیست؛ و آنان را در سرکشی و تجاوزشان وا می گذارد تا در [گمراهی شان] سرگردان و حیران بمانند. ( 186 )
همواره درباره قیامت از تو می پرسند که وقوع آن چه وقت است؟ بگو: دانش آن فقط نزد پروردگار من است، غیر او آن را در وقت معینش آشکار نمی کند؛ [تحملِ این حادثه عظیم و هولناک،] بر آسمان ها و زمین سنگین و دشوار است، جز به طور ناگهانی بر شما نمی آید. آن گونه از تو می پرسند که گویا تو از وقت وقوعش به شدت کنجکاوی کرده ای [و کاملاً از آن آگاهی]، بگو: دانش آن فقط نزد خداست، ولی بیشتر مردم نمی دانند [که این دانش، مخصوص به خدا و فقط در اختیار اوست(187)
بگو: من قدرتِ [جلبِ] سودی و [دفعِ] زیانی را از خود ندارم جز آنچه خدا خواهد، و [غیب هم نمی دانم] اگر غیب می دانستم، یقیناً برای خود ازهر خیری فراوان و بسیار فراهم می کردم وهیچ گزند وآسیبی به من نمی رسید؛ من فقط برای گروهی که ایمان می آورند، بیم دهنده و مژده رسانم. ( 188 )
او کسی است که شما را از یک تن آفرید، و همسرش را از او پدید آورد تا در کنارش آرامش یابد؛ پس هنگامی که مرد با زن آمیزش نمود، زن به حملی سبک حامله شد، پس با آن حمل سبک، زندگی را ادامه داد؛ پس چون سنگین بار شد، زن و شوهر پروردگارشان را خواندند که اگر به ما فرزندی تندرست و سالم عطا کنی، مسلماً از سپاس گزاران خواهیم بود. ( 189 )
پس هنگامی که به آن زن و شوهر فرزندی تندرست و سالم داد [غیر از خدا را در اعطای این نعمت مؤثر دانستند، از این جهت] برای خدا در کنار نعمتی که به آنان عطا کرده بود، شریکان وهمتایانی قرار دادند!! پس خدا برتر و والاتر از آن است که برایش شریکان و همتایان قرار دهند. ( 190 )
آیا موجوداتی را شریک او قرار می دهند که قدرت ندارند کمترین چیزی را بیافرینند و خودشان آفریده می شوند؟! ( 191)
و [این شریکانی که برای خدا قرار می دهند] نه می توانند پرستش کنندگان خود را یاری دهند، ونه قدرت دارند خودشان را یاری کنند. ( 192 )
و اگر آن شریکان را به سوی هدایت بخوانید، از شما پیروی نمی کنند، برای شما یکسان است که آنان را بخوانید یا خاموش باشید [در هر صورت چیزی از آنان نصیب شما نمی شود.] ( 193 )
یقیناً کسانی را که به جای خدا می پرستید بندگان و مملوکانی ناتوانْ چون شما هستند؛ پس اگر راستگویید [که می توانند در زندگی شما مؤثر باشند] آنان را [در گرفتاری ها و نیازمندی های خود] بخوانید پس [هنگامی که بخوانید ]باید شما را اجابت کنند[ولی خود می دانید که در هیچ موردی جواب شما را نمی دهند](194)
آیا آنها پاهایی دارند که با آن راه روند، یا دست هایی دارند که با آن بگیرند، یا چشم هایی دارند که با آن ببینند، یا گوش هایی دارند که با آن بشنوند؟! بگو: شریکان خود را [به کمک خویش] بخوانید، سپس [بر ضدِّ من هر توطئه و]نیرنگی [دارید] به کار گیرید و [برای نابودی من لحظه ای مرا ]مهلت ندهید] تا برای شما ثابت شود که هیچ کاری در هیچ زمینه ای از غیر خدا بر نمی آید] (195)
یقیناً سرپرست و یار من خدایی است که قرآن را نازل کرده و او همواره شایستگان را سرپرستی و یاری می کند. ( 196 )
و کسانی را که به جای خدا می خوانید، نه می توانند شما را یاری دهند و نه خود را یاری رسانند. ( 197 )
و اگر آنان را به سوی هدایت دعوت کنید، نمی شنوند و آنان را می بینی که به سوی تو می نگرند در حالی که نمی بینند(198)
عفو و گذشت را پیشه کن، و به کار پسندیده فرمان ده، و از نادانان روی بگردان. ( 199 )
و اگر [وسوسه ای از سوی] شیطان، تو را [به خشم بر مردم و ترکِ مهربانی و ملاطفت] تحریک کند، به خدا پناه جوی؛ زیرا خدا شنوا و داناست. ( 200 )
مسلماً کسانی که [نسبت به گناهان، معاصی و آلودگی های ظاهری وباطنی] تقوا ورزیده اند، هرگاه وسوسه هایی از سوی شیطان به آنان رسد [خدا و قیامت را] یاد کنند، پس بی درنگ بینا شوند [و از دام وسوسه هایش نجات یابند] ( 201)
و برادران بی تقوایان [که شیاطین هستند] همواره آنان را به عمق گمراهی می کشانند؛ سپس [در به گمراهی کشیدنشان] کوتاهی نمی ورزند. ( 202 )
و هرگاه برای مخالفان [به سبب تأخیر وحی] آیه ای نیاوری [بر پایه گمان پوچ و باطلشان که قرآن را از پیش خود می آوری] می گویند: چرا آیه ای از نزد خود انتخاب نکردی [تا برای ما بیاوری]؟ بگو: من فقط آنچه از سوی پروردگارم به من وحی می شود، پیروی می کنم. این قرآن دلایلی روشن از سوی پروردگار شماست و برای گروهی که ایمان می آورند، سراسر هدایت و رحمت است. ( 203 )
و هنگامی که قرآن خوانده شود، به آن گوش فرا دهید و سکوت کنید تا مشمول رحمت شوید. ( 204 )
و پروردگارت را در دل خود بامدادان و شامگاهان از روی فروتنی و زاری و بیم و ترس به صدایی آرام وآهسته یاد کن و [نسبت به ذکر خدا] از بی خبران مباش. ( 205 )
یقیناً مقرّبان و نزدیکان خدا هیچ گاه از عبادت و بندگی اش تکبّر نمی ورزند، وهمواره او را تسبیح می گویند، و پیوسته برای او سجده می کنند. (206)